پایان نامه تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون در شاهنامه و مقایسه تطبیقی آن با لیرشاه شکسپیر - عنوان پایان نامه عملی نمایشنامه«پدر، ما متهم نیستیم!»

word
355
519 KB
30969
1391
کارشناسی ارشد
قیمت: ۳۵,۵۰۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست و منابع
  • خلاصه پایان نامه تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون در شاهنامه و مقایسه تطبیقی آن با لیرشاه شکسپیر - عنوان پایان نامه عملی نمایشنامه«پدر، ما متهم نیستیم!»

    پایان نامه تحصیلی در مقطع کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی

    چکیده

      با توجه به این مطلب که ادبیات نمایشی هر سرزمینی ریشه در ادبیات کهن آن سرزمین داشته و از آیین ، سنت ، اسطوره ها، افسانه ها و داستان های کهن آن نشأت می گیرند و بهره می جویند بر آن شدیم تا به پی جویی عناصرِ دراماتیک یکی دیگر از داستان های ارزشمند شاهنامه بپردازیم. داستان ((فریدون و پسران)) در شاهنامه به سبب وجود طرح داستانی[1] حساب شده بر اساس روابط علت و معلولی حاکم بر حوادث آن، شخصیت پردازی های[2] خوب، انواعِ گفتگوهای[3] نمایشی، پیچیدگی ها[4] و گره افکنی های درخورِ توجه، تعلیق های[5] سؤال برانگیز، کشمکش های[6] پر افت و خیز، بحران های[7] دامنه دار، نقاط اوج[8] نفس گیر و نتیجه گیری های منطقی و باورپذیر دارای ظرفیت های نمایشی بالقوه ای در بطن خود بوده و قابلیت تبدیل شدن به اثری دراماتیک را در خود نهفته دارد.  

      از طرفی توجه به اهمیت دانش تطبیقی و وجود شباهت های انکار ناپذیر میان ((داستان فریدون و پسران)) در شاهنامه با نمایشنامه ((لیرشاه[9])) شکسپیر[10] چه به لحاظ موضوع و مضمون، و چه از لحاظ شخصیت پردازی و رفتار و سرانجام قهرمانان، امکان تطبیق و مقایسه این دو اثر را از منظر ادبیات تطبیقی[11] فراهم آورد. طوری که مقایسه تطبیقی دو اثر منجر به مشخص شدن هر چه بهتر و بیشتر شباهت های موجود میان دو اثر (ساختار و محتوا) در کنار تفاوت های موجود میان آن دو گردید. بررسی تطبیقی دو اثر و تحقیق و تفحص بیشتر در مورد فردوسی و شکسپیر و آثار به جا مانده از آنان مشخص کننده این نکته نیز بود که شکسپیر به نوعی با فرهنگ و ادبیات کهن ایران آشنا بوده و در خلق آثار نمایشی اش از آن بهره جسته است.

     

     

    واژگان کلیدی: ظرفیت های نمایشی، ادبیات تطبیقی، طرح، پیچیدگی، کشمکش.                                    

    فصل اول

    کلیات پژوهش

    .1 مقدمه

                                 به نام خداوند جان و خرد           کزین برتر اندیشه برنگذرد

      اغراق نخواهد بود اگر مدعی شویم کمتر کسی را در ایران عزیزمان می توان پیدا کرد که بیت فوق برای یکبار هم که شده به گوشش نخورده باشد؛ یا با داستان های ((رستم و سهراب)) و ((رستم و افراسیاب)) آشنایی نداشته و در کنار آنها اسامی پهلوانانی چون ((آرش)) و ((سیاوش)) را نشنیده باشد. جای بسی خوشحالی است و در عین حال بسی جای افسوس و حسرت! چرا که ستمی بالاتر از این را نمی توان به ادبیات کهن ایران متصوّر بود که شاهکاری چون شاهنامه صرفاً با بیت مذکور و یا با داستان ها و شخصیت هایی انگشت شمار شناخته شود. شاهکاری که داستان ها و قهرمانانش را در آنسوی مرزها بهتر از ما می شناسند و قدر و منزلتش را بیشتر از ما می دانند و به جای می آورند.

      صاحبان اندیشه و نظریه پردازان در زمینه درام بر این باور و اندیشه اند که اکثر درام ها از داستان ها، قصه ها و اسطوره ها و تاریخ سرچشمه گرفته اند. "آب در کوزه و ما گرد جهان می گردیم." شاهنامه حکیم طوس نیز سرشار از داستان های حماسی است که از طرفی از داستان ها و قصه های کهن که سینه به سینه نقل شده اند سرچشمه گرفته و از طرفی دیگر ریشه در اسطوره ها و تاریخ ایرانِ کهن دارند. داستان هایی که به نقل از صاحب نظران دارای ظرفیت های نمایشی بالقوه ای در بطن خویش بوده و می توانند به صورت نمایشنامه هایی فاخر به فعل درآیند. داستان ضحاک، داستان ایرج و سلم و تور، داستان زال و رودابه، داستان سام و اژدهای رود کشف، داستان کین نریمان، داستان هفت خان رستم، داستان جنگ رستم و افراسیاب، داستان فرود سیاوشان، داستانِ بهرام و تازیانه، داستان سیاوش و سودابه و داستان های دیگری که در مبحث مربوطه به آنها اشاره خواهد شد از آن جمله اند.

      دلیل انتخاب داستان «فریدون و پسران» از میان داستان های شاهنامه به منظور تحلیل ظرفیت های نمایشی، از یک سو شباهت انکار ناپذیر این داستان با نمایشنامه لیرشاه شکسپیر بود. نمایشنامه ای که یکی از تراژدی هایِ مطرح شکسپیر در ادوار مختلف میان دوستداران تئاتر و درام بوده و بحث های مختلفی درباره آن صورت پذیرفته و توجه منتقدان را مدت ها به خود مشغول داشته است. چنانکه می دانیم داستان فریدون و پسران را نیز جزو تراژدی های شاهنامه به حساب می آورند. با مقایسه دو اثر از منظر ادبیات تطبیقی که امروزه جایگاه معتبری در ادبیات جهانی دارد به همراه تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون و پسران علاوه بر مشخص و آشکار شدن جنبه ها و قابلیت های نمایشی یکی دیگر از داستان های ارزشمند شاهنامه برای تبدیل شدن به اثری نمایشی، این نتیجه نیز حاصل می شود که ظرفیت های نمایشی داستان فریدون و پسران در شاهنامه اگر بیشتر از داستان لیر نباشد مطمئناً کمتر از آن نیست. از سوی دیگر شباهت دو اثر به لحاظ موضوع و مضمون و شخصیت پردازی های بسیار نزدیک به هم و نیز اشاره خود شکسپیر به فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی در این اثر، سؤالی را در ذهن بدین مبنی متبادر می نماید که آیا شکسپیر با تاریخ، فرهنگ و ادبیات کهن ایرانی از جمله شاهنامه آشنایی داشته است یا خیر؟ چنانچه پاسخ مثبت است منابع او برای دسترسی به این اطلاعات از کجا و از چه راه هایی تأمین می شده است؟

      این سؤالات به منظور رسیدن به پاسخ، زمینه مناسبی جهت تفحص و پژوهش بیشتر در شخصیت، زندگینامه و مجموعه آثار و بالتبع منابع مورد استفاده دو نویسنده نامی و مشهور جهان (شکسپیر و فردوسی) را فراهم آورد.

      با عمیق شدن در مضامین انتخاب شده توسط فردوسی و شکسپیر در آثارشان، به نظر می رسد هر دو در کوشش خویش برای درک زندگی، به جستجوی ریشه های عمیق امور برآمده، افسانه و اسطوره را با واقعیت و روش زندگی گذشتگان را با رنج عمیق عصر خود رو در رو نهاده اند. جالب این که طی پژوهش مشخص گردید منابعِ اصلی هر دو شاعر و نویسنده جهت خلق شاهکارهایشان "اسطوره و تاریخ" بوده و هر دو به میزانِ زیادی از اسطوره و تاریخ برای ترسیم داستان ها و شکل دهی به شخصیت هایشان بهره برده اند. نکته دیگر این که دلیل ماندگاری آثار این دو نسبت به آثار متقدمین و متأخرینی که در خلق آثارشان از اسطوره و تاریخ بهره برده اند عنصری است به نام "نبوغ و خلاقیت". عنصری که هر دو با به کار بستن آن در آثارشان به بیان متفاوت، جذاب و باور پذیر داستان های اسطوره ای و پرورش خلاقانه و ماندگار شخصیت های تاریخی موفق گشته اند. طوری که به اصل داستان ها نیز وفادار مانده و خدشه ای از جانب ایشان به اصالت و مضمون آنها وارد نشده است.         

      در بحث مربوط به تأثیری پذیری شکسپیر از فرهنگ و ادبیات کهن ایرانی، از یک سو با مطالعه بیشتر در زمینه منابع تاریخی مورد استفاده شکسپیر، به کتابی تاریخی، از تاریخ نگار مشهور و نامی به نام پلوتارک با عنوان ((زندگی مردان نامی)) برخوردیم. کتابی که شکسپیر در خلق آثار نمایشی اش بسیار از آن بهره برده است. مطلب جالب توجه این است که قسمت هایی از این کتاب به تاریخ و آداب و رسوم پادشاهان ایرانی از جمله اردشیر اختصاص یافته است. با کمی دقت در داستان ((اردشیر شاه و فرزندانش)) می توان به این نکته پی برد که این داستان بی شباهت به داستان های ((لیرشاه و فرزندان)) و ((فریدون شاه و فرزندان)) نیست و اشتراکات زیادی با آنها دارد. بدون شک شکسپیر نیم نگاهی نیز به این داستان در کتاب پلوتارک که یکی از منابع اصلی او برای خلق آثارش محسوب می شود، داشته است.  

      از سوی دیگر آگاهی به مشرق زمین در قرون وسطی با گزارش هایی که سیاحتگران اوایل دوران الیزابت از ایران به همراهشان آورده بودند شروع شد. گفته می شود که ((سر آنتونی جنکینسون[1])) یکی از اولین انگلیسی هایی بوده است که در سال 1561 از ایران دیدن کرده است. تأثیر سفر او در ادبیات انگلیس و به خصوص در «لیرشاه» و «تاجر ونیزی[2]» شکسپیر از طریق طرح ها و نقاشی هایی از دربار ایران بوده است که با خود به ارمغان آورده است. اساس تأثیرِ راویان سیاحتگر که شامل سفرا، واعظان و تجار می باشند بر آثار شکسپیر بر پایه ارتباط تاریخی بین اروپا و مشرق زمین، به خصوص امپراطوری عثمانی و ایرانی قرار دارد که همواره هم پیش از دوران «الیزابت» وجود داشته است. (فروزان،17:1383).

      دانستن این نکته نیز خالی از لطف نخواهد بود که شکسپیر از کارهای ((چوسر[3])) بسیار تأثیر پذیرفته است و   آن ها را در بسیاری از نمایشنامه هایش به کار گرفته است. چوسر هم به نوبه خود در کارهایش از ((پترارک[4]))، ((بوکاچیو[5])) و همچنین از «کمدی الهی» ((دانته[6])) تأثیر پذیرفته است. که مرجع اصلی همگی آنها ادبیات ایران بوده است. (همو،15).

      بر اساس بحث های ارائه شده نتیجه ای که گرفته می شود این است که اولاً بسیاری از داستان های ادبیاتِ کهن ایران که در آثار ارزشمندی چون شاهنامه و دیگر آثار ارائه شده است از ظرفیت های نمایشی شایان توجهی برخوردار بوده و در صورت توجه می توانند از طریق صاحبان ذوق و نبوغ در زمینه درام به آثار نمایشی قابلِ توجهی تبدیل و به رقابت با آثار نمایشی مطرح در سطح جهانی بپردازند. داستان فریدون و پسران در شاهنامه نیز نمونه ای از این نوع داستان هاست که برای بسیاری هنوز ناشناخته مانده است. ثانیاً بر اساس شواهد موجود می توان نتیجه گرفت که شکسپیر به نوعی با فرهنگ و ادبیات کهن ایرانی آشنایی داشته و نیم نگاهی نیز در خلق آثارش به آنها داشته است.

     

     

    2.1 بیان مسأله

      وجود شباهت های انکار ناپذیر چه به لحاظ محتوا و روند داستان و چه به لحاظ شخصیت پردازی و دیگر    جنبه های نمایشی میان داستان «فریدون و پسران» در شاهنامه با نمایشنامه «لیرشاه» شکسپیر، در کنار شباهت های انکار ناپذیر دیگر داستان های کهن ایرانی همچون داستان «لیلی و مجنون» و شباهتتش با نمایشنامه «رومئو و ژولیت[7]» شکسپیر، داستان «بهرام چوبین» و داستان «ضحاک» و شباهت هایشان با نمایشنامه «مکبث[8]» شکسپیر از منظر ادبیات تطبیقی، بهانه ای فراهم نمود تا به تحلیل ظرفیت های نمایشیِ داستان «فریدون و پسران» اقدام نموده و در ادامه به مقایسه تطبیقی این داستان با نمایشنامه «لیرشاه» نیز پرداخته شود تا در کنار مشخص شدن ظرفیت های نمایشی یکی دیگر از داستان های ارزشمند شاهنامه و سنجش پا به پای قابلیت ها و ظرفیت های نمایشیِ آن با نمایشنامه ای موفق در سطح جهان با عنوان «لیرشاه»، از سویی به نوعی به این مسأله پاسخ داده شود که آیا داستانی مثل داستان فریدون و پسران به عنوان نمونه ای از داستان های کهن ایرانی می توانسته و می توانند بُن مایه ای قوی و غنی برای تولید آثار نمایشی فاخر همچون لیرشاه ولی از جنس ایرانی بوده و باشند؟ از سوی دیگر با توجه به وجود شباهت های بسیار میان این داستان ها و نمایشنامه های شکسپیر و نیز با در نظر گرفتن اشاره خود شکسپیر به آداب و رسوم ایرانی در نمایشنامه لیرشاه، به این مسأله بپردازیم که آیا شکسپیر با فرهنگ و ادبیات کهن ایرانی آشنا بوده و در تولید آثار فاخر نمایشی اش از آثار ایرانی تأثیر پذیرفته است یا خیر؟ اگر آری منابع او کدام ها بوده و از چه طریقی به آنها دسترسی داشته است؟

     

    3.1 اهداف پژوهش

      در تهیه و تدوین این رساله چند هدف مد نظر بوده است:

    اول اینکه یکی دیگر از اسطوره های ارزشمند ایرانی (فریدون) به صورت کامل معرفی شده و ظرفیت ها و  قابلیت های نمایشی مهمترین قسمت داستان مربوط به این اسطوره (داستان فریدون و پسران) که به عقیده صاحب نظران در زمینه درام یکی از داستان های تراژیک شاهنامه است، مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.

    دوم به دلیل شباهت های موجود میان داستان ((فریدون و پسران)) در شاهنامه با نمایشنامه ((لیرشاه)) شکسپیر از منظر ادبیات تطبیقی، به مقایسه تطبیقی میان این دو اثر پرداخته شود تا قابلیت های نمونه ای از داستان های کهن ایرانی که مهجور مانده اند، برای تبدیل شدن به آثار دراماتیک به زیر ذره بین برده شود.

    سر آخر به این مسأله نیز پرداخته شود که آیا شکسپیر در خلق آثارش از فرهنگ و ادبیات کهن ایرانی همچون شاهنامه تأثیر پذیرفته است یا خیر؟ در صورت تأثیر پذیری، منابع او کدام ها (چه منابعی ) بوده و از چه طریقی برای او تأمین می شده است؟

     

    4.1 سؤالات پژوهش

    1. داستان فریدون و پسران که نمونه ای از داستان های تراژیک و جذاب شاهنامه فردوسی و ادبیات کهن ایران محسوب می شود دارای کدام عناصرِ دراماتیکی است؟

    2. آیا وجود این نوع عناصر دراماتیکی، قابلیت تبدیل شدن این اثر را به اثری نمایشی امکان پذیر می سازد؟

    3. این داستان از منظر ادبیات تطبیقی قابلیت مقایسه و تطبیق با نمایشنامه لیرشاه شکسپیر را دارد؟ چه   ویژگی هایی از این داستان این امکان را برای مقایسه تطبیقی با نمایشنامه ای فاخر چون لیرشاه فراهم         می آورد؟

    4. آیا شکسپیر در خلق آثار نمایشی خود از جمله ((لیرشاه)) از فرهنگ و ادبیات کهن ایرانی تأثیر پذیرفته است یا خیر؟

    5. منابع شکسپیر کدام ها بوده است؟

    6. وی از چه راه هایی با فرهنگ و ادبیات کهن ایرانی می توانسته آشنایی پیدا بکند؟

     

    5.1 روش پژوهش

      در هر دو بخش از پژوهش حاضر، دو روش جهت رسیدن به اهداف مد نظر پیش بینی شده بود:

    الف) روش مطالعات کتابخانه ای:

    در این روش بر اساس روال تمام تحقیقات کتابخانه ای، منابعی که چه به صورت کتاب و مجله و چه به شکل مقاله در زمینه "ظرفیت های نمایشی" و "ادبیات تطبیقی" چاپ و منتشر شده و به اهداف پژوهش کمک     می کردند مورد مطالعه قرار گرفت. و در کنار آن به کتاب ها و مقاله هایی که به بحث در مورد حکیم ابوالقاسم فردوسی و ویلیام شکسپیر پرداخته و وجوهی از شخصیت، زندگینامه، مجموعه آثار و منابع مورد استفاده شان را آشکار می ساختند رجوع گردید که کمک شایان توجهی در جهت مقایسه و تطبیق سبک ها و روش های دو نویسنده و شاعر نموده و منجر به مقایسه بهتر دو اثر ارزشمند از دو نویسنده نامی دنیای ادبیات گردید.

    ب) تحقیق میدانی به صورت حضوری:

    در مرحله بعدی سعی بر آن شد که از دانش اساتید و صاحب نظران در حوزه های "ظرفیت های نمایشی" و "ادبیات تطبیقی" به صورت حضوری بهره حاصل گردد. لازم به ذکر است که در حوزه ظرفیت های نمایشی از دانش اساتید محترمی چون دکتر ((قطب الدین صادقی)) و دکتر ((محمدحسین ناصربخت)) به صورت حضوری بهره زیادی حاصل گردید. در حوزه ادبیات تطبیقی نیز از محضر اساتید ارزشمندی چون دکتر ((هایده صیرفی)) و استاد ((محمد چرمشیر)) به قدر توان مستفیض گشته و اطلاعات شایان توجهی کسب گردید.

      لازم به ذکر است که در مورد مسأله تأثیر پذیری شکسپیر از فرهنگ و ادبیات کهن ایران به محضر اساتید مختلفی رسیده ولی متأسفانه جوابی درخور در این زمینه حاصل نگردید، چرا که اکثر این اساتید که ذکر نامشان ضروری نمی نماید از موضوع مورد نظر اظهار بی اطلاعی کرده و توضیحاتشان شکلی از توجیه با خود داشته و هیچکدام از نظریات از زمینه علمی و مستند برخوردار نبودند و به همین دلیل ضمن اظهار تأسف، از آوردن این مطالب در پژوهش مورد نظر صرف نظر گردید. در پایان این بخش بر خود وظیفه می دانم از راهنمایی استاد ((فرزاد معافی)) که کمک شایان توجهی در این زمینه به بهتر شدن تحقیق نمودند تقدیر و تشکر لازم را بعمل بیاورم.

     

    6.1 پیشینه تحقیق    

      در زمینه ظرفیت های نمایشی و ادبیات تطبیقی کتب و مقالات مختلف و متعددی به چاپ رسیده است؛ در این بخش به نمونه هایی از آنها که به صورت کاربردی به این موضوع پرداخته اند اشاره می شود:

             -«حنیف، محمد، قابلیت های نمایشی شاهنامه، تهران: سروش( انتشارات صدا و سیما )، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز تحقیقات، مطالعه و سنجش برنامه ای، 1384».

      محمد حنیف در کتاب خود عناصر دراماتیک داستان های شاهنامه را موارد زیر معرفی می کند: پیرنگ[9]، گفتگو[10]، قهرمان سازی[11]، کشمکش[12]، پیچیدگی[13](گره افکنی و گره گشایی)، بحران[14]، تعلیق[15]، اوج[16]، زمان و مکان[17].

    و به عنوان نمونه داستان هایی از شاهنامه از قبیل داستان ((رستم و سهراب))، داستان ((رستم و اسفندیار))، داستان ((سیاوش)) و داستان ((زال و رودابه)) را بر اساس این عناصر به صورت کلی و خلاصه وار مورد تحلیل قرار می دهد.

    -«رضوی، سید نوراله، بررسی داستان های شاهنامه از نگاه ادبیات نمایشی، مشهد: امید مهر، 1389».

    در قسمتی از کتاب سؤالی که رضوی برای مخاطب خود مطرح می کند این است:

    آیا شاهنامه فردوسی را به عنوان اثری ادبی نمایشی از نوع روایی آن می توان شناخت؟

    و بلافاصله خود جواب سؤال را اینگونه بیان می کند:

    با توجه به بررسی به عمل آمده در این جستار، تمامی یا با کمی اغماض اکثر داستان های شاهنامه دارای این خصیصه می باشد. داستان های شاهنامه سالیان سال به عنوان منبع فیّاض بخش نمایش مورد استفاده نقالان این مرز و بوم واقع می شده است و حتی این امر تا بدانجا پیش رفته است که نقالانی وجود داشته اند که عنوان اختصاصی «شاهنامه خوان» بدان ها اطلاق می شده است. (رضوی،38:1389).  

    -«ضابطی جهرمی، احمد، سینما و ساختار تصاویر شعری در شاهنامه، تهران، کتاب فرا، چاپ اول، 1377».

      ضابطی جهرمی نیز به داستان های شاهنامه از زاویه دید سینما نگاه کرده و به بررسی شیوه های بیانی سینما و تصویر پردازی و روش تدوین در ابیات شاهنامه پرداخته است.

    او معتقد است علت برخورداری شاهنامه از جنبه های بصری – تجسمی وصف، قابلیت فردوسی در مادی کردنِ امور نامحسوس و عینیت بخشیدن به مفاهیم درونی، معنوی و یا امور انتزاعی است. به همین سبب در اکثرِ تصاویری که فردوسی مثلاً با استفاده از تشبیه می سازد، حرکت تجسمی از حوزه "امور معقول" به حوزه "امور محسوس" انجام می پذیرد. (ضابطی جهرمی،140:1377).

    در همین زمینه به چند رساله نیز به عنوان نمونه اشاره می گردد:

    -«عبادیان، محمود، فردوسی و سنت و نوآوری در حماسه سرایی (مباحثی از ادبیات تطبیقی)، گهر، 69».

      عبادیان معتقد است: «در شاهنامه، نکات و جستارها در قالب رفتار، گفتار و اندیشه اشخاص عمل نمایی که به نوبه خود محمل بستر رویدادهای داستانند بیان شده، بخشی از تار و پود منش و نگرش آنها شده و از رفتار و اظهار نظرشان نسبت به آنچه بودن از آن رویدادهاست می تراود». (عبادیان،241:1369).

    -«مظفری، نسرین، نقد تطبیقی جایگاه انسان در شاهنامه و مهابهاراتا، تهران، شلاک، 1389».

      مظفری در این زمینه می گوید: «ادبیات تطبیقی دارای اهمیت بسیاری بوده و باعث بهتر شناختن آثار ملل مختلف می شود. علاوه بر کاهش تعصب یکی دیگر از فواید و اهمیت ادبیات تطبیقی شناخت اصالت موضوعات و مباحث اصیل و غیر اصیل است». (مظفری،16:1389).

    -«کفافی، محمد عبدالسلام، ادبیات تطبیقی (پژوهشی در باب نظریه ادبیات و شعر روایی)، ترجمه سیدحسین سیدی، مشهد، به نشر،1382».

      ایشان در وهله اول به چیستی، معنا و اهداف ادبیات تطبیقی اشاره نموده، و در ادامه به رابطه آن با سایر هنرهای زیبا پرداخته است. مبحث شعر روایی در ادبیات ملل مسلمان، بخش عمده ای از تحقیقات او را در بر می گیرد.

    -«نامور مطلق، بهمن/کنگرانی، منیژه، دانش های تطبیقی (مجموعه مقالات فلسفه، اسطوره شناسی، هنر و ادبیات)، تهران، سخن،1389».

  • فهرست و منابع پایان نامه تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون در شاهنامه و مقایسه تطبیقی آن با لیرشاه شکسپیر - عنوان پایان نامه عملی نمایشنامه«پدر، ما متهم نیستیم!»

    فهرست:

    فصل اول«کلیات پژوهش». 1

    1.1 مقدمه. 2

    2.1 بیان مسأله. 5

    3.1 اهداف پژوهش... 5

    4.1 سؤالات پژوهش... 6

    5.1 روش پژوهش... 6

    6.1 پیشینه تحقیق.. 7

    7.1 ظرفیت های نمایشی ( تعاریف و عناصر ) 11

    8.1 ادبیات تطبیقی: اهمیت و جایگاه آن. 48

    فصل دوم « فردوسی و شاهنامه؛ تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون در شاهنامه». 56

    1.2 ابوالقاسم فردوسی.. 57

    1.1.2 زندگینامه فردوسی.. 61

    1.1.1.2 عصر فردوسی (سامانیان) 64

    2.1.2 شاهنامه و ویژگی های آن. 66

    1.2.1.2 حضور فردوسی و شاهنامه در فرهنگ و ادبیات  ملل دیگر. 75

    3.1.2 فردوسی و شاهنامه از دیدگاه اندیشمندان. 84

    4.1.2 منابع فردوسی برای خلق شاهنامه. 91

    5.1.2 ظرفیت های نمایشی شاهنامه. 94

    6.1.2 داستان فریدون و پسران در شاهنامه. 120

    1.6.1.2 تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون و پسران در شاهنامه. 131

    فصل سوم« شکسپیر و مجموعه آثارش؛ درباره  نمایشنامه لیرشاه». 194

    1.3 ویلیام شکسپیر. 195

    1.1.3 زندگینامه شکسپیر. 199

    1.1.1.3 عصر شکسپیر (دوران الیزابت) 204

    2.1.3 مجموعه آثار شکسپیر و ویژگی های آن. 206

    1.2.1.3 حضور شکسپیر و مجموعه آثارش در میان فرهنگ و ادبیات ملل دیگر. 219

    3.1.3 شکسپیر و مجموعه آثارش از دیدگاه اندیشمندان. 227

    4.1.3 منابع شکسپیر برای خلق مجموعه آثارش... 232

    5.1.3 درباره نمایشنامه ((لیرشاهِ)) شکسپیر. 242

    فصل چهارم« مقایسه تطبیقی داستان ((فریدون و پسران)) در شاهنامه با ((لیرشاه)) شکسپیر، تأثیرپذیری شکسپیر از فرهنگ و ادبیات کهن ایران زمین». 247

    1.4 مقایسه تطبیقی ((داستان فریدون و پسران)) در شاهنامه با ((لیرشاه)) شکسپیر. 248

    2.4 تأثیر پذیری شکسپیر از فرهنگ و ادبیات کهن ایران زمین.. 281

    فصل پنجم«نتیجه گیری». 290

    منابع و مآخذ. 295

    بخش عملی: نمایشنامه: «پدر! ما متهم نیستیم.». 306

     

    منبع:

    کتاب نامه:

    آموزگار، ژاله، تاریخ اساطیری ایران، سمت، 1388.

    ابراهیمیان، فرشید، نقد تئاتر از نظر تا عمل، تهران، نمایش، 1388.  

    احمدی، ابوالفضل، جنبه های نمایشی در آثار شکسپیر، تهران، آسیم، 1384.

    احمدی دستگردی، مظفر، با رنج های فردوسی، اصفهان، مهر افروز، 1387.

    اخوت، احمد، دستور زبان داستان، اصفهان، فردا، 1371.

    ارجمند، مهدی، منشأ تولد متن دراماتیک، تهران، حوزه هنری، 1378.

    ارسطو، فن شعر، ترجمه عبدالحسین زرین کوب، ترجمه و نشر کتاب، چاپ چهارم، 1353.

    اسلامی ندوشن، محمدعلی، سرو سایه فکن، انجمن خوشنویسان ایران، چاپ اول، 1369.

    اسلین، مارتین، دنیای درام، ترجمه محمد شهبا، تهران، هرمس، چاپ سوم، 1387.

    اعتمادالسلطنه، محمدحسن، تاریخ طبرستان، تصحیح میترا مهرآبادی، تهران، دنیای کتاب، چاپ اول، 1373.

    اعتمادالسلطنه، محمدحسن، چهل سال تاریخ ایران در دوره قاجاریه (پادشاهی ناصرالدین شاه)، جلدِ اول، به کوشش ایرج افشار، اساطیر، 1363.

    اعرابی، سید محمد، تحقیق تطبیقی، تهران، دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1382.

    اگان، گابریل، شکسپیر و مارکس، مترجمان گروه اوستا، قم، فراگفت، 1388.

    اگری، لاجوس، فن نمایشنامه نویسی، ترجمه مهدی فروغ، نگاه، 1383.

    الام، کِر، نشانه شناسی تئاتر و درام، ترجمه فرزان سجودی، تهران، قطره، 1382.

    ایزنشتین، سرگئی، نگارش فیلمنامه داستانی، ترجمه عباس اکبری، تهران، سروش، چاپ اول، 1382.

    براهنی، رضا، قصّه نویسی، تهران، نشر نو، 1368.

    برمن، رابرت، روند فیلمنامه نویسی، ترجمه عباس اکبری، تهران، برگ، چاپ دوم، 1376.

    بغدادی، عبدالقادر، لغت شاهنامه، تصحیح کارل.ک.زالمان، ترجمه، توضیح و تطبیق ه.سبحانی؛ علی رواقی، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، چاپ اول، 1382.

    بندازی اصفهانی، فتح بن علی، شاهنامه فردوسی، ترجمه عبدالمحمد آیینی، انجمن آثار مفاخر فرهنگی، 1380.

    بولتون، مارجوری، کالبد شناسی درام، ترجمه رضا شیرمرز، تهران، قطره، چاپ دوم، 1386.

    بهار، مهرداد، سخنی چند درباره شاهنامه، تهران، سروش و نگار، چاپ اول، 1372.

    بیشاب، لئونارد، درسهایی درباره داستان نویسی، تهران، زلال، چاپ اول، 1374.

    پاریس، ژان، شکسپیر، ترجمه نسرین پورحسینی، نمایش، چاپ اول، 1370.

    پازارگادی، علاءالدین، شناختی از کمدیها و تراژدیهای شکسپیر، تهران، قومس، 1373.

    پرونر، میشل، تحلیل متون نمایشی، ترجمه شهناز شاهین، تهران، قطره، 1385.

    پلوتارک، حیات مردان نامی، جلد چهارم، ترجمه رضا مشایخی، تهران، ققنوس، 1379.

    پولیاکوا یلنا آرتموونا – ز. ای. رحیمووا، نقاشی و ادبیات ایران، ترجمه زهره فیضی، تهران، روزنه، 1380.

    پیریایی، کرم رضا، سروستان هو (بررسی تطبیقی حکایات مثنوی با حکایات عطار)، خرم آباد، سیفا، 1388.

    تراویک، باکنر، تاریخ ادبیات جهان، ترجمه عربعلی رضایی، جلد اول، تهران، فروزان فر، چاپ چهارم، 1373.

    توماسو، ژان ماری، درام و تراژدی، ترجمه نادعلی همدانی، تهران، قطره، 1386.

    تیموری،1388 فرهاد، سیری در تاریخ ادبیات انگلیس (مروری بر زندگی، آثار و خط مشی فکری و هنری نویسندگان و شعرای اصلی ادبیات انگلیس از قرن چهاردهم تا بیست و یکم)، اراک، نویسنده، 1388.

    ثمینی، نغمه، تماشاخانه اساطیر (اسطوره و کهن نمونه در ادبیات نمایشی ایران)، تهران، نی، 1387.

    جونز، کاترین آن، راه داستان، ترجمه محمد گذرآبادی، هرمس، چاپ اول، 1389.

    حبیبیان، محمد، فردوسی و شاهنامه در آینه زمان، تهران، پیکان، 1387.

    حدیدی، جواد، از سعدی تا آراگون، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1377.

    حسینی، زهرا، اسطوره ها و جلوه های اساطیری در شاهنامه فردوسی، رشت، حق شناس، 1388.

    حسینی کازرونی، سید احمد، بازتاب رخدادهای عصر فردوسی، تهران، ارمغان، 1387.

    حصاری، میرهدایت، شاهنامه منظوم ترکی، تهران، گلفام، 1374.

    حمیدیان، سعید، درآمدی بر اندیشه و هنر فردوسی، تهران، نشر مرکز، 1372.

    حنیف، محمد، قابلیت های نمایشی شاهنامه، تهران، سروش (انتشارات صدا و سیما)، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز تحقیقات، مطالعه و سنجش برنامه ای، 1384.

    خالقی مطلق، جلال، گل رنجهای کهن، تهران، ثالث، 1388.

    خزائل، حسن، فرهنگ ادبیات جهان، جلد چهارم، تهران، کلبه، 1383.

    خلج، منصور، درام نویسانِ جهان، جلد یکم، تهران، سوره مهر، 1387. 

    داد، سیما، فرهنگ اصطلاحات ادبی، تهران، مروارید، 1371.

    دامیکو، ساندرو و...، دائره المعارف پلئیاد (مجموعه تاریخ نمایش جهان)، جلد دوم، مترجمان: نادعلی همدانی و صفیه روحی، تهران، نمایش، چاپ دوم، 1383.

    داوسن، س.و، درام، ترجمه فیروزه مهاجر، تهران، نشر مرکز، 1377.

    دبیرسیاقی، سیدمحمد، کشف الابیات شاهنامه فردوسی، مدبّر، چاپ اول، 1378.

    دقیقیان، شیرین دخت، منشأ شخصیت پردازی در ادبیات داستانی، ناشر و نویسنده، چاپ اول، 1371.

    دوانلو، فرانک، راهنمای نمودار شاهنامه فردوسی هم دوره ای کسان در دوره پیشدادیان و کیانیان، تهران، آرتامیس، 1388.

    دیبل، انسن، طرح در داستان، ترجمه مهرنوش طلایی، اهواز، رسش، 1386.

    راشتون، ویلیام لوز، دانش و بینش حقوقی شکسپیر، ترجمه محمدعلی نوری، تهران، کتابخانه گنج دانش، 1378.

    رپیکا، یان، تاریخ ادبیات ایران، ترجمه کیخسرو کشاورزی، تهران، گوتنبرگ، چاپ اول، 1370.

    رستگار فسائی، منصور، بیست و یک گفتار (درباره فردوسی و شاهنامه)، نوید، چاپ اول، 1369.

    رسولی ساروی، علیرضا، شاهنامه شاهکار فردوسی، مازندران، عصر ماندگار، 1388.

    رصافی، آرش، رباعی سینما، تهران، انجمن سینمای جوانان ایران، چاپ دوم، 1386.

    رضا، فضل الله، پژوهشی در اندیشه های فردوسی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ سوم، 1371.

    رضایی، عبدالعظیم، فرهنگ سه هزار تن از بزرگان و نام آوران ایران، تهران، اقبال، 1383.

    رضوی، سید نورالله، بررسی داستان های شاهنامه از نگاه ادبیات نمایشی، مشهد، امید مهر، 1389.

    ریما مکاریک، ایرنا، دانش نامه نظریه های ادبی معاصر، ترجمه مهران مهاجر، محمد نبوی، تهران، آگه، چاپ سوم، 1388.

    زرین کوب، عبدالحسین، ارسطو و فن شعر، امیر کبیر، چاپ ششم، 1387.

    زمردی، حمیرا، نقد تطبیقی ادیان و اساطیر (در شاهنامه فردوسی، خمسه نظامی و منطق الطیر)، تهران، زوار، چاپ دوم، 1385.

    ستاری، جلال، آیین و اسطوره در تئاتر، توس، 1376.

    سجادی، ضیاءالدین، سخنان گزیده درباره فردوسی و شاهنامه، تهران، سروش، 1371.

    سرّامی، قدمعلی، از رنگ گل تا رنج خار (شکل شناسی قصه های شاهنامه)، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، 1368.

    شاهین، شهناز ؛قویمی، مهوش، فرهنگ جامع تحلیلی تئاتر، تهران، دانشگاه تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ، 1383.

    شریف زاده عبدی، آرش، شناخت شاهنامه (چگونه شاهنامه بخوانیم)، تهران، شهاب، 1382.

    شفیعی کدکنی، محمدرضا، صور خیال در شعر فارسی، تهران، آگاه، چاپ سوم، 1366.

    شکسپیر، ویلیام، غزل های شکسپیر، ترجمه منظوم بهنام مقدّم (م.رها)، شرح اشعار محمد همایون وش، تهران، نقش و نگار، 1379.

    شکسپیر، ویلیام، لیرشاه، ترجمه جواد پیمان، علمی و فرهنگی، 1373.

    شکسپیر، ویلیام، مجموعه آثار نمایشی ویلیام شکسپیر، جلد دوم، ترجمه علاءالدین پازارگادی، تهران، سروش (انتشارات صدا و سیما)، چاپ چهارم، 1387.

    شکسپیر، ویلیام، نمایشنامه لیرشاه، ترجمه م.ا. به آذین، آتیه، 1379.

    شکسپیر، ویلیام، نیک آن باشد که انجامش نکوست! ترجمه فریده مهدوی دامغانی، تیر، 1378.

    شورل، ایو، ادبیات تطبیقی، ترجمه طهمورث ساجدی، تهران، امیر کبیر، 1386.

    شوستر والسر، سیبیلا، ایران صفوی از دیدگاه سفرنامه های اروپاییان، ترجمه غلامرضا ورهرام، تهران، امیرکبیر، چاپ اول، 1364.

    شهریاری، خسرو، کتاب نمایش، جلد1و2، امیرکبیر، چاپ اول، 1365.

    صابری، محمود، هرمنوتیک و تئاتر، تهران، سوره مهر، 1388.

    صادقی بیگ، مجمع الخواص، ترجمه عبدالرسول خیامپور، تبریز، اختر، 1327.

    صفا، ذبیح الله، حماسه سرایی در ایران، تهران: امیر کبیر، چاپ پنجم، 1369.

    صفا، ذبیح الله، گنج سخن، تهران، امیرکبیر، 1363.

    صفائیان، کامران، ایران و ایرانی در زبان انگلیسی، تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران (باز)، 1380.

    صفی نیا، نصرت، فریدون در پیشگاه شاهنامه، تهران، هورآفرید، 1389.

    صمدی، هاجر، تصاویر شاهنامه فردوسی به روایت میرزا علی قلی خویی، تهران، مؤسسه تألیف، ترجمه و نشرِ آثار هنری ((متن))، 1388.

    ضابطی جهرمی، احمد، سینما و ساختار تصاویر شعری در شاهنامه، تهران، کتاب فرا، چاپ اول، 1377.

    طبری، محمدبن جریر، تاریخ طبری، جلد اول، ترجمه ابوالقاسم پاینده، اساطیر، چاپ سوم، 1362.

    عبادیان، محمود، فردوسی و سنت و نوآوری در حماسه سرایی (مباحثی از ادبیات تطبیقی)، گهر، 1369.

    عصاری رودی، عبدالمجید، نگاهی به زندگی سراینده شاهنامه، مشهد، شاملو، 1388.

    غفوری، عبدالعلی، کاخ بلند سخن (دفتر نخست)، انتظار سبز، چاپ اول، 1388.

    فردریش، ورنر/هنری، ملون، چشم انداز ادبیات تطبیقی (از دانته تا یوجین اونیل)، ترجمه نسرین پروینی، تهران، سخن، 1388.

    فردوسی، ابوالقاسم، شاهنامه، به تصحیح ژول مول، بهزاد، 1386.

    فردوسی، ابوالقاسم، شاهنامه، به تصحیح ژول مول، به مقدمه مجید سیف، تهران، میلاد، 1379.

    فردوسی، ابوالقاسم، شاهنامه فردوسی (بر اساس نسخه مشهور به چاپ مسکو)، تهران، علم، 1381.

    فردین، محمد، پیدایش هنرهای نمایشی و مکتب های آن، اردبیل، مهر غزل، 1382.

    فرضی پور، داریوش، راهی به جهان راز: نگاهی به مانندگی ها و آمیختگی های اساطیر ایران، یونان، روم، چین و بین النهرین، قم، بوکتاب، 1390.

    فروزان فر، بدیع الزمان، سخن و سخنوران، تهران، خوارزمی، چاپ چهارم، 1369.

    فروغی، محمدعلی؛یغمایی،حبیب، گزیده شاهنامه، تهران، زوار، 1386.

    فرهادپور، مراد، ایده نمایش (مقالاتی درباره تئاتر)، تهران، هرمس،1389.

    فورتیر، مارک، نظریه در تئاتر، ترجمه فرزان سجودی و نریمان افشاری، تهران، سوره مهر، 1388.

    فورستر، ادوارد مورگان، جنبه های رمان، ترجمه ابراهیم یونسی، تهران، نگاه، 1384.

    فیلد، سید، راهنمای فیلمنامه نویسی، ترجمه عباس اکبری، تهران، ساقی، 1378.

    قادری، نصرالله، آناتومی ساختار درام، تهران، کتاب نیستان، 1380.

    قدیانی، عباس، فرهنگ جامع تاریخ ایران، تهران، آرون، 1381.

    قلی زاده، خسرو، فرهنگ اساطیر ایرانی (بر پایه متون پهلوی)، تهران، کتاب پارسه، 1387.

    کاترون، لوئیز، بینش کارگردان، ترجمه منوچهر خاکسار هرسینی، تهران، افراز، 1388.

    کاخی، ابوالقاسم، جنبه های نمایشی در ادبیات کهن، تهران، مرکز پژوهشهای بنیادی، 1374.

    کانترکتور، مهر، کارکرد آموزشی نمایش عروسکی و نمایش خلاق، ترجمه شیوا مسعودی، تهران، مؤسسه فرهنگی هنری نوروز هنر، 1384.

    کربن، هانری، ارض ملکوت، ترجمه ضیاءالدین دهشیری، مرکز ایرانی مطالعه فرهنگی، چاپ اول، 1358.

    کریمی پور، بهرام، از شکسپیر تا الیوت، گزینه و ترجمه بهرام کریمی پور، هفت اورنگ، 1377.

    کفافی، محمد عبدالسلام، ادبیات تطبیقی (پژوهشی در باب نظریه ادبیات و شعر روایی)، ترجمه سیدحسین سیدی، مشهد، شرکت به نشر، چاپ دوم، 1389.

    کوورجی کویاجی، جهانگیر، بنیادهای اسطوره و حماسه ایران، ترجمه جلیل دوستخواه، تهران، آگه، چاپ اول، 1380.

    کیا، خجسته، شاهنامه فردوسی و تراژدی آتنی، علمی و فرهنگی، چاپ اول، 1369.

    گرانت، مایکل؛ هیزل، جان، فرهنگ اساطیر کلاسیک (یونان و روم)، تهران، ماهی، 1384.

    گرجیان، رحیمه، کلیات شاهنامه به نثر، تهران، جمهوری، 1390.

    گروم، نیک، شکسپیر (قدم اوّل)، ترجمه معصومه علی محمدی، تهران، پردیس دانش، شرکت نشر و پژوهش شیرازه کتاب، 1387.

    گودوین، جان، راهنمای کوچک نمایشنامه های شکسپیر، ترجمه هوشنگ آزادی ور، تهران، مهراز، چاپ اول، 1379.

    گیوزالیان، ال.تی؛ آدامووا؛ ای.تی، نگاره های شاهنامه، ترجمه زهره فیضی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشادِ اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، چاپ دوم، 1386.

    مارتین، لینگز، راز شکسپیر، ترجمه سودابه فضایلی، تهران، قطره، 1382.

    متیوز، اندرو، مجموعه داستان های شکسپیر، ترجمه جواد ثابت زاده، تهران، ذکر، کتاب های قاصدک، چاپ اول، 1390.

    محمدخانی، اقدس، مبانی نظری سینما و دانستنی های هنر نمایش، تهران، مؤسسه جمالِ هنر، 1389.

    مختاری، محمد، اسطوره زال، تهران، آگه، 1369.

    مرتضوی، سید فرج الله، نگاهی اجمالی به هنرهای نمایشی و تئاتر، نور آباد ممسنی، فریاد کویر، 1384.

    مرتضوی، منوچهر، فردوسی و شاهنامه، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ دوم، 1372.

    مستور، مصطفی، مبانی داستان کوتاه، تهران، مرکز، چاپ دوم، 1384.

    مظفری، نسرین، نقد تطبیقی جایگاه انسان در شاهنامه و مهاباراتا، تهران، شلاک، 1389.

    معظمی گودرزی، عزت الله، فریدون و کاوه آهنگر و سرانجام ضحاک، تهران، صمدیه، 1387.

    مکی، ابراهیم، شناخت عوامل نمایش، سروش، 1366.

    مک کی، رابرت، داستان (ساختار، سبک و اصول فیلمنامه نویسی)، ترجمه محمد گذرآبادی، تهران، هرمس، چاپ اول، 1388.

    موام، سامرست، درباره رمان و داستان کوتاه، ترجمه کاوه دهگان، امیرکبیر، چاپ ششم، 1377.

    موریتز، چارلی، نگارش فیلمنامه داستانی، ترجمه محمد گذرآبادی، تهران، فارابی، چاپ اول، 1384.

    مهدی پورِ عمرانی، روح الله، آموزش داستان نویسی، تهران، تیرگان، 1386.

    میرصادقی، جمال، ادبیات داستانی (قصه، داستان کوتاه، رمان)، تهران، آسمان، چاپ دوم، 1365.

    میرصادقی، جمال، عناصر داستان، سخن، چاپ سوم، 1376.

    میرصادقی، جمال؛ میرصادقی، میمنت، واژه هنر داستان نویسی، تهران، کتاب شهناز، 1377.

    ناظرزاده کرمانی، فرهاد، تئاتر پیشتاز، تهران، برنا، چاپ اول، 1358.

    ناظرزاده کرمانی، فرهاد، درآمدی بر نمایشنامه نویسی، سمت، چاپ اول، 1383.

    نامور مطلق، بهمن، اسطوره متن بینا فرهنگی، تهران، علمی و فرهنگی، 1388.

    نظر اُف، حق نظر، نقش ایرانیان و تاجیکان در تاریخ و فرهنگ جهان، ترجمه مهین السادات صمدی، تهران، وزارت امور خارجه، مرکز چاپ و انتشارات، 1387.

    نوری، نیر، سهم ارزشمند ایران در فرهنگ جهان، تهران، 1377.

    نوشین، عبدالحسین، هنر تئاتر، امیر کبیر، چاپ جدید، 1385.

    واردل، اروینگ، نقد تئاتر، ترجمه فرشید ابراهیمیان؛ لیلی عمرانی، تهران، قطره، 1383.

    وارنر، رکس، دانشنامه اساطیر جهان، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور، تهران، اسطوره، 1386.

    ولک، رنه/وارن، آستین، نظریه ادبیات، ترجمه ضیاء موحد و پرویز مهاجر، تهران، علمی و فرهنگی، چاپ اول، 1372.

    ووگلر، کریستوفر، سفر نویسنده، ترجمه محمد گذرآبادی، تهران، مینوی خرد، 1387.

    هادجس، والتر، تماشاخانه شکسپیر، ترجمه شهلا میربختیار، جهاد دانشگاهی، چاپ اول، 1365.

    هریسون، جی بی، آشنایی با شکسیپیر، ترجمه منوچهر امیری، تهران، سروش، چاپ اول، 1367.

    هولتن، اورلی، مقدمه بر تئاتر آینه طبیعت، ترجمه محبوبه مهاجر، سروش، 1362.

    یاحقی، محمدجعفر، از پاژ تا دروازه رزان (جستارهایی در زندگی و اندیشه فردوسی)، تهران، سخن، 1388.

    یاحقی، محمدجعفر، بهین نامه باستان (خلاصه شاهنامه فردوسی)، مشهد، آستان قدس رضوی، چاپ سوم، 1371.

    یارشاطر، احسان، داستان های شاهنامه، تهران، علمی و فرهنگی، چاپ دوم، 1382.

    یاقوتی، منصور، فردوسی اسطوره و رئالیسم، تهران، نگار و نیما (نگیما)، 1386.

    یونسی، ابراهیم، هنر داستان نویسی، سهروردی، چاپ اول، 1365.

     

    مجلات و فصلنامه ها:

    بهار، مهرداد، فصلنامه فرهنگ و زندگی، شماره 8، تهران، خرداد 1351.

    ثمینی، نغمه، جنبه های دراماتیک هزار و یک شب، فصلنامه هنر، شماره 34، زمستان 1376.

    خبری، محمدعلی، ظرفیت های نمایشی قصه حضرت یوسف (ع) در قرآن کریم، فصلنامه تخصصی تئاتر (ویژه سمینار بین المللی نمایش و دین)، شماره مسلسل41، بهار87.

    زاهدی، فریندخت، شخصیت پردازی در ادبیات نمایشی، فصلنامه هنر، شماره 34، 1382.        

    ماسه، هانری، مقاله ((اوصاف مناظر طبیعت در شاهنامه))، مجله سیمرغ، بنیاد شاهنامه فردوسی، شماره 5، تیرماه1357.

    مهندس پور، فرهاد، روایت حماسی، روایت دین ایرانی، فصلنامه تخصصی تئاتر (ویژه سمینار بین المللی نمایش و دین)، شماره مسلسل 41، بهار 1387.

    رساله ها و مقالات:

    براهیمی، منصور، شکسپیر و سینما (مجموعه مقالات از نویسندگان مختلف)، تهران، انتشارات بنیاد سینمایی فارابی، 1375.

    توکلی گرد فرامرزی، رقیه، قابلیت های شخصیت پردازی زنان در داستان های عاشقانه شاهنامه برای تبدیل به یک اثر دراماتیک: با محوریت شخصیت تهمینه، رساله کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی، دانشگاه سوره، شهریور 1390.

    زهرایی، ماندانا، کارکردهای دیالوگ در رمان و نمایشنامه، اساتید راهنما: مسعود نقاش زاده، علی روحانی، دانشگاه سوره، 1389.

    صادقی ده چشمه، اسماعیل، عناصر و اساطیر داستان زال و رودابه، رساله کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، تهران، دانشگاه علامه طباطبایی، 1377.

    ساجدی، طهمورث، ایران شناسی و خاور شناسی (مجموعه مقالات)، تهران، امیرکبیر، 1387.

    نامور مطلق، بهمن/کنگرانی، منیژه، دانش های تطبیقی (مجموعه مقالات فلسفه، اسطوره شناسی، هنر و ادبیات)، تهران، سخن، 1389.



تحقیق در مورد پایان نامه تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون در شاهنامه و مقایسه تطبیقی آن با لیرشاه شکسپیر - عنوان پایان نامه عملی نمایشنامه«پدر، ما متهم نیستیم!», مقاله در مورد پایان نامه تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون در شاهنامه و مقایسه تطبیقی آن با لیرشاه شکسپیر - عنوان پایان نامه عملی نمایشنامه«پدر، ما متهم نیستیم!», پروژه دانشجویی در مورد پایان نامه تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون در شاهنامه و مقایسه تطبیقی آن با لیرشاه شکسپیر - عنوان پایان نامه عملی نمایشنامه«پدر، ما متهم نیستیم!», پروپوزال در مورد پایان نامه تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون در شاهنامه و مقایسه تطبیقی آن با لیرشاه شکسپیر - عنوان پایان نامه عملی نمایشنامه«پدر، ما متهم نیستیم!», تز دکترا در مورد پایان نامه تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون در شاهنامه و مقایسه تطبیقی آن با لیرشاه شکسپیر - عنوان پایان نامه عملی نمایشنامه«پدر، ما متهم نیستیم!», تحقیقات دانشجویی درباره پایان نامه تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون در شاهنامه و مقایسه تطبیقی آن با لیرشاه شکسپیر - عنوان پایان نامه عملی نمایشنامه«پدر، ما متهم نیستیم!», مقالات دانشجویی درباره پایان نامه تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون در شاهنامه و مقایسه تطبیقی آن با لیرشاه شکسپیر - عنوان پایان نامه عملی نمایشنامه«پدر، ما متهم نیستیم!», پروژه درباره پایان نامه تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون در شاهنامه و مقایسه تطبیقی آن با لیرشاه شکسپیر - عنوان پایان نامه عملی نمایشنامه«پدر، ما متهم نیستیم!», گزارش سمینار در مورد پایان نامه تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون در شاهنامه و مقایسه تطبیقی آن با لیرشاه شکسپیر - عنوان پایان نامه عملی نمایشنامه«پدر، ما متهم نیستیم!», پروژه دانشجویی در مورد پایان نامه تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون در شاهنامه و مقایسه تطبیقی آن با لیرشاه شکسپیر - عنوان پایان نامه عملی نمایشنامه«پدر، ما متهم نیستیم!», تحقیق دانش آموزی در مورد پایان نامه تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون در شاهنامه و مقایسه تطبیقی آن با لیرشاه شکسپیر - عنوان پایان نامه عملی نمایشنامه«پدر، ما متهم نیستیم!», مقاله دانش آموزی در مورد پایان نامه تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون در شاهنامه و مقایسه تطبیقی آن با لیرشاه شکسپیر - عنوان پایان نامه عملی نمایشنامه«پدر، ما متهم نیستیم!», رساله دکترا در مورد پایان نامه تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون در شاهنامه و مقایسه تطبیقی آن با لیرشاه شکسپیر - عنوان پایان نامه عملی نمایشنامه«پدر، ما متهم نیستیم!»

ثبت سفارش
تعداد
عنوان محصول
بانک دانلود پایان نامه رسا تسیس