پایان نامه بررسی و رتبه‌ بندی عوامل موثر بر ارزش‌ گذاری‌ دانش فنی در صنایع راهبردی ج.ا.ا ( با رویکرد مبتنی بر AHP)

word
175
689 KB
30752
مشخص نشده
کارشناسی ارشد
قیمت: ۲۲,۷۵۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست و منابع
  • خلاصه پایان نامه بررسی و رتبه‌ بندی عوامل موثر بر ارزش‌ گذاری‌ دانش فنی در صنایع راهبردی ج.ا.ا ( با رویکرد مبتنی بر AHP)

    پایان‌نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A.)

    در رشته مدیریت صنعتی، گرایش تولید

    چکیده

     

    این پژوهش تلاشی برای شناسایی و رتبه­بندی عوامل موثر بر ارزش­گذاری دانش­فنی در صنایع راهبردی کشور است. با توجه به ماهیت فناور­محور بودن این صنایع، دانش فنی به عنوان یکی از عوامل نامشهود فناوری یکی از مهم‌ترین و راهبردی‌ترین انواع منابع و دارایی‌های نامشهود محسوب می­شود. در راستای اهداف پژوهش مبنی بر شناسایی و رتبه­بندی عوامل موثر بر ارزش­گذاری دانش­فنی، ابتدا سعی شده با تبیین و مفهوم­شناسی دانش­فنی، عوامل و معیارهای مناسب برای ارزش­گذاری آن از ادبیات موضوع استخراج شوند. در ادامه به منظور تحقق اهداف و بررسی فرضیه­های پژوهش، از طریق روش نمونه­گیری چندمرحله­ای تعداد دو سازمان صنعتی از محدودۀ اجرایی پژوهش انتخاب شدند. سپس با طراحی پرسش­نامه­های مناسب با اهداف پژوهش، داده­های موردنظر جمع­آوری گردید. سپس با تجزیه و تحلیل داده­های پژوهش تعداد نوزده عامل به عنوان عوامل موثر در ارزش­گذاری تعیین شدند که بر اساس این عوامل سه فرضیۀ پژوهش از طریق آزمون کای دو مورد بررسی قرار گرفتند. در پایان نیز با توجه به پذیرش هر سه فرضیه موردنظر اهمیت نسبی هر یک از عوامل موثر بر ارزش­گذاری دانش فنی از طریق اجرای تکنیک سلسله مراتبی تعیین گردید.

    مقدمه

    با توجه به رشد فزایندۀ اهمیت و نقش دارایی‌های نامشهود در خلق ارزش، در حال حاضر موضوع مدیریت و ارزش­گذاری دارایی­های نامشهود در سازمان­های کنونی از اهمیت زیادی برخوردار شده است؛ که در همین راستا در حال حاضر ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود در صنایع استراتژیک کشور اهمیت زیادی یافته است. بر این اساس، در حال حاظر تلاش‌‌های زیادی در جهت ارزش‌گذاری این دارایی‌های انجام شده است. اما از آن‌جایی که این دارایی‌ها، ماهیتی نامشهود دارند ارزش‌گذاری آن‌ها امری مشکل است. همچنین مشکل دیگری که در زمینۀ ارزش­گذاری آن­ها وجود دارد، تنوع و تعدد انواع و مصادیق این دارایی­ها در سازمان­ها هستند.

    از این رو، در ارزش­گذاری دارایی‌های نامشهود ابتدا باید آنچه که قرار است ارزش­گذاری شود مشخص گردد. بر این اساس با توجه به فناوری­محور بودن صنایع راهبردی موردنظر، دانش فنی به عنوان یکی از مهم‌ترین و راهبردی‌ترین انواع این دارایی‌ها شناخته می­شود. در این راستا به منظور ارزش­گذاری دانش فنی، این پژوهش درصدد است تا با شناسایی و رتبه­بندی عوامل موثر بر ارزش­گذاری این دانش، گامی در جهت ارزش­گذاری دانش فنی در این صنایع بردارد.

    در راستای تحقق اهداف موردنظر، در پژوهش ابتدا به مفهوم­شناسی دانش فنی پرداخته و با بهره­گیری از مطالب بررسی شده، ماهیت و ابعاد آن تعیین می­گردد. سپس با بررسی روش­های ارزش­گذاری این دانش، عوامل و معیارهای مناسب برای ارزش­گذاری دانش­فنی انتخاب می­گردند. در ادامه با انجام مطالعات میدانی و تجزیه و تحلیل داده­های جمع­آوری شده به بررسی موثر بودن این عوامل از دیدگاه پاسخ­دهندگان پرداخته و در نهایت اهمیت نسبی و وزن هر یک از این عوامل در ارزش­گذاری دانش فنی تعیین می­گردد.

    1-1.  بیان مساله

    تحولات سریع جهانی بر پیشرفت‌های سریع و شگرف علوم و فناوری، عرصۀ رقابت و حضور موثر در صحنه را برای تمامی کشورها بسیار دشوار نموده است (ملکی‌فر, 1382). بطوریکه هم­اکنون در فضای کسب و کار و اقتصادی کشور‌ها، شاهد رشد فزایندۀ اهمیت دارایی‌های نامشهود می­باشیم (Owens, 2010). در حال حاظر مزیت رقابتی سازمان‌ها دیگر بر پایه دارایی‌های مشهود آن‌ها نیست؛ و آن چیزی که امروزه سازمان‌‌ها را در صحنه اقتصاد کنونی رقابت‌پذیر می‌نماید دارایی‌های نامشهود آن­ها است (عالم­تبریز و همکاران، 1388). بر اساس تحقیقات کندریک[1]، در سال 1929 نسبت دارایی­های نامشهود به دارایی­های مشهود 30 به 70 بوده که در سال 1990 این نسبت به میزان 63 به 37 رسیده است (عالم­تبریز و همکاران، 1388). از سوی دیگر لو[2] عقیده دارد که فقط در حدود 10 تا 15 درصد کل ارزش بازاری شرکت‌ها از دارایی‌های مشهود فیزیکی است و دارایی‌های نامشهود در حدود 85 درصد کل ارزش بازاری شرکت‌ها را تشکیل می‌دهد (عالم­تبریز و همکاران، 1388). با توجه به سهم بالای این دارایی‌ها در ارزش بازاری سازمان‌ها، هم اکنون مدیریت و ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود، به عنوان محرک‌های اصلی خلق ارزش در سازمان، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بر این مبنا، هم اکنون در صنایع راهبردی کشور شاهد وقوع رویکرد نوینی می­باشیم. این رویکرد که بر اساس حرکت این صنعت برای تبدیل شدن به صنایع دانش­بنیان در مقابل صنایع راهبردی کارخانه محور و ایجاد و بکارگیری حداکثری از ظرفیت دارایی­های نامشهود شکل گرفته است. از مهمترین راهبردهای تحقق این حرکت، شکل‌گیری و استفاده از ظرفیت شبکه‌های همکار صنعتی و تحقیقاتی، و برون‌سپاری برخی فعالیت‌های غیر راهبردی می‌باشد. یکی از چالش‌های پیش‌رو در پیشبرد این حرکت، نامشخص بودن ارزش و اهمیت این‌ دارایی‌ها در سازمان می‌باشد؛ که ارزش­گذاری دارایی­های نامشهود در صنایع راهبردی کشور را به موضوعی مهم تبدیل کرده است. بر این اساس از آنجایی که دانش­فنی به عنوان یکی از مهمترین این دارایی­های سازمانی محسوب می­شود، ارزش­گذاری آن از اهمیت و اولویت ویژه­ای برخوردار است. بر این اساس شناسایی و تعیین معیارهایی برای ارزش­گذاری این دانش، چالشی اساسی پیش­روی دست­اندرکاران این موضوع در صنایع راهبردی کشور است.

    1-2.  هدف­های تحقیق

    در انجام دادن پژوهش، به منظور کسب شناخت، باید مجموعه از اهداف تحقیق را تدوین شوند. بر این اساس اهداف اصلی این تحقیق عبارت است از:

    هدف نخست: شناسایی و تعیین عوامل موثر در تعیین ارزش دانش فنی در صنایع راهبردی کشور

    هدف دوم: تعیین اهمیت نسبی و اولویت‌بندی هر یک از این عوامل موثر بر ارزش‌گذاری دانش­فنی در صنایع راهبردی کشور

    1-3.  اهمیت موضوع تحقیق و انگیزش انتخاب آن

    در دنیای در حال تغییر کنونی، منبع اصلی اقتصاد دیگر سرمایه، منابع طبیعی و کار محسوب نمی‌شود بلکه منبع اصلی اقتصادی در این جامعه دارایی‌های فکری و دانش است. ظهور این پدیده منجر به تغییر پارادایم اقتصادی از اقتصاد صنعتی به اقتصاد دانشی شده است (عالم­تبریز و همکاران، 1388). نتیجۀ این پارادایم این است که در عصر حاظر محصولات و سازمان‌ها بر اساس دانش زندگی کرده و می‌میرند. موفق‌ترین سازمان‌ها در این اقتصاد، آن‌هایی هستند که از این دارایی‌های نامشهود به نحو بهتر و سریع‌تری استفاده می‌کنند (عالم­تبریز و همکاران، 1388). یکی از انواع این دارایی‌ها دانش فنی است. دانش فنی به عنوان پیکرۀ دانشی از جنس فنی که امکان ساخت محصولات را فراهم می‌سازد (دره‌‌شیری و شاکری, 1390) در صنایع راهبردی کشور به عنوان یکی از مهم‌ترین منابع خلق ارزش به شمار می‌آید. از این رو ارزش گذاری این دارایی در این سازمان ها ضمن تعیین درجۀ اهمیت آن منجر به ایجاد ظرفیت مناسبی را برای کنترل و مدیریت این دارایی ها فراهم می‌آورد. در زمینه ارزش‌گذاری دانش فنی به دلیل وجود پیچیدگی‌های فراوان آن، بسیاری از سازمان‌ها را وادار به اتخاذ روش‌های غیر علمی و ناکارآمد کرده است. از این رو پرداختن به موضوع ارزش‌گذاری دانش فنی و بررسی عوامل موثر بر تعیین ارزش آن امری ضروری می­نماید.

    1-4.  فرضیه های تحقیق

    فرضیه یک قضیه شرطی یا فرضی است که تأیید یا رد آن باید براساس سازگاری مفاهیم آن و به استناد مدارک تجربی و دانش، آزمایش شود. به عبارت ساده‌تر فرضیه جمله‌ای است که انتظارات محقق را در زمینه رابطه بین متغیرها بیان می‌کند. بر این اساس فرضیه‌های این تحقیق عبارتند از:

    فرضیه 1. عوامل ذاتی و فنی، بر ارزش­گذاری دانش­فنی در صنایع راهبردی کشور موثر است.

    فرضیه 2. عوامل رقابت­افزا، بر ارزش­گذاری دانش­فنی در صنایع راهبردی کشور موثر است.

    فرضیه 3. عوامل عملکردی، بر ارزش­گذاری دانش­فنی در صنایع راهبردی کشور موثر است.

    1-5.  الگوی تحقیق

    الگوی تحقیق، به الگویی گفته می‌شود که محقق برای بیان پدیده‌ها و روابط بین آن‌ها به صورتی که بتوان از روی اطلاعات و داده‌های تحقیق را تجزیه و تحلیل کرد، تدوین و ارایه می‌کند (عزتی, 1389). الگوی این تحقیق مطابق ‏شکل (1-1) ارایه شده است.

     

    عوامل عملکردی

    عوامل رقابت­افزا

    عوامل ذاتی و فنی

    ارزش­گذاری دانش­فنی

    H1

    H2

    H3

    شکل (1-1)  الگوی تحقیق

    1-6.  تعاریف متغیرهای تحقیق

    مطابق مدل تحقیق متغیرهای اصلی در این پژوهش عبارتند از:

    متغیر وابسته: ارزش­گذاری دانش­فنی

    متغیرهای مستقل: عوامل ذاتی و فنی، عوامل رقابت­افزا، عوامل عملکردی

    1-6-1. ارزش­گذاری دانش­فنی: عبارت است از سنجش ارزش دانش فنی از طریق معیارهایی با مقیاس مقداری[3] به منظور بازنمایی میزان سودمندی و مطلوبیت این دانش در سازمان.

    1-6-2. عوامل ذاتی و فنی: عواملی هستند که به ماهیت خود دانش فنی مربوط می­شوند. این عوامل عبارتند از: میزان بومی بودن دانش­فنی، میزان بدیع بودن دانش­فنی، میزان اعتبار دانش­فنی، زیرساختی بودن دانش­فنی، کاهش وابستگی و سطح مستندسازی.

    1-6-3. عوامل رقابت­افزا: عواملی هستند که با توجه به میزان اثرگذاری دانش فنی بر روی آن­ها، می­توانند به عنوان عوامل موثر بر ارزش­گذاری دانش فنی محسوب گردند. به عبارت دیگر آن دانش فنی که میزان تأثیرش بر این عوامل بیشتر باشد از ارزش بالاتری برخوردار است. این عوامل عبارتند از: میزان تأثیر دانش فنی بر ایجاد توانمندی برای کسب مزیت رقابتی، میزان ارتباط دانش فنی با شایستگی‌های محوری سازمان، میزان تأثیر دانش فنی بر افزایش نرخ نوآوری، میزان تأثیر دانش فنی بر افزایش بهره‌وری، میزان تأثیر دانش فنی بر خلق محصولات جدید، میزان تأثیر دانش فنی بر رقابتی­شدن قیمت محصولات، میزان تقلیدناپذیری دانش فنی که منجر به ایجاد توان رقابتی می­گردد و مزیت دانش فنی نسبت به انواع مشابه آن که منجر به ایجاد توان رقابتی می­گردد.

    1-6-4. عوامل عملکردی: عواملی هستند که با توجه به میزان اثرگذاری دانش فنی بر روی آن­ها، می­توانند به عنوان عوامل موثر بر ارزش­گذاری دانش فنی محسوب گردند. به عبارت دیگر آن دانش فنی که میزان تأثیرش بر این عوامل بیشتر باشد از ارزش بالاتری برخوردار است. این عوامل عبارتند از: میزان تأثیر دانش فنی بر کاهش ریسک­های تولیدی، میزان تأثیر دانش فنی بر بهبود کیفیت محصولات کلیدی، میزان تأثیر دانش فنی بر کاهش زمان ارایه محصولات به بازار، میزان تأثیر دانش فنی بر سودآوری و میزان تأثیر دانش فنی بر کاهش هزینه‌های تولید.

    1-7.  روش تحقیق

    تحقیق حاضر از حیث هدف، از نوع کاربردی است. چرا که به دنبال دستیابی به راه­حل مسایل و مشکلات موجود در تعیین ارزش­ دانش­فنی در صنایع راهبردی کشور است. همچنین این تحقیق، از حیث روش توصیفی و از نوع پیمایشی است. زیرا در این تحقیق داده­های مورد نیاز از طریق پیمایش و از طریق افرادی که پاسخگو هستند جمع­آوری می­شوند.

    1-8.  قلمرو تحقیق

    قلمرو مکانی این تحقیق دو سازمان­ صنایع راهبردی کشور است و محدوده زمانی آن زمستان 1391، بهار و تابستان 1392 می‌باشد. همچنین موضوع این تحقیق در راستای ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود در این صنایع قرار دارد.

    1-9.  جامعه آماری و روش نمونه­گیری

    جامعه آماری موردنظر در این تحقیق متخصصان و کارشناسان مرتبط با موضوع تحقیق در صنایع راهبردی کشور هستند. در این تحقیق، روش نمونه گیری به صورت نمونه‌گیری مرحله‌ای است که شکل گسترش یافته نمونه‌گیری خوشه‌ای است. در این روش عناصر نمونه اصلی طی چند مرحله انتخاب می‌شوند (یعنی انتخاب نمونه از نمونه دیگر).

    گفته کمت[4]، اگر بپذیریم که هر تئوری باید مبتنی بر واقعیت­های[5] مشاهده شده باشد، پس این موضوع که واقعیت­ها را بدون رهنمودهای برخی از تئوری­ها نمی­توان مشاهده کرد نیز صحیح است. چرا که بدون چنین راهنمایی، واقعیت­ها بی­ربط و بی­ثمر خواهند بود (Cohen, 2009). بر این اساس، پژوهش در زمینۀ دانش فنی، به عنوان واقعیت­های مشاهده شده، و ارزش­گذاری آن باید مبتنی بر برخی تئوری­ها و چارچوب­های مرتبط با آن باشد. بر این اساس، به منظور مفهوم­شناسی دانش فنی و همچنین شناسایی عوامل موثر در تعیین ارزش آن، این فصل با بررسی ادبیات موضوع در زمینۀ دیدگاه­ها، تعاریف و دسته­بندی­های مرتبط با دارایی­های ناملموس آغاز می­گردد. در ادامه با بهره­گیری از مطالب بررسی شده، جایگاه دانش فنی در میان نامشهودها تعیین می­گردد. سپس با مروری بر تعاریف رایج از دانش فنی، ضمن ارایۀ تعریفی منسجم از آن به بررسی ابعاد این دانش می­پردازیم. در نهایت ضمن بررسی مفاهیم مرتبط با ارزش­گذاری دانش فنی و مرور برخی از پژوهش­های انجام شده در این زمینه، متغیرهای مستقل پژوهش ارایه می­گردند.

    2-1.     تبارشناسی ناملموس­ها و جایگاه دانش فنی در آن

    در دهۀ اخیر، ادبیات مدیریت توجه ویژه­ای به نقش دارایی­هایی با ماهیت غیر فیزیکی برای رقابت جهانی در قرن 21 نشان داده است (Marr et al., 2004). در این دوران، تحولات ایجاد شده در اقتصاد نشان از وجود عاملی ارزش­­آفرین در فرآیند تولید و خلق ثروت دارد. عاملی با ماهیتی ناملموس که همانند عوامل فیزیکی سازمان­ها در امر تولید و توسعه اقتصادی نقش­آفرین است. بطوریکه در اقتصاد کنونی، عمدۀ ارزش خلق شده از طریق دارایی­های ناملموس است (Eckstein, 2004). بر اساس نظر دیفن باخ[6] این دارایی­ها موجودیتی هستند غیرمادی که در صورت استفاده تجدیدپذیر بوده، کاهش نمی­یابند، کیفیت و کمیت آن­ها ضمن استفاده ثابت مانده یا حتی ممکن است افزایش یابد (حسنوی و رمضان، 1391).

    در حال حاظر، دارایی­های ناملموس[7] شرکت­های آمریکایی در حدود یک سوم از ارزش کل دارایی­های آن­ها برآورد می­شود (Cohen, 2009). بر اساس مطالعات انجام شده ظرفیت این ناملموس­ها برای ایجاد ارزش را به دلیل وجود برخی ویژگی­های منحصر به فرد در آن­ها دانسته­اند. این ویژگی­ها آن گونه که در ادامه می­آیند عبارتند از: (عالم­تبریز و همکاران، 1388)

    1.مقیاس پذیری[8]

    دارایی­های ناملموس بر خلاف دارایی­های مشهود قابلیت استفاده همزمان توسط چند نفر را دارد از این رو استفاده از آن توسط یک نفر مانعی برای استفاده دیگران از آن نمی­شود.

    2.بازده­­های فزاینده[9]

    هرچقدر این دارایی افزایش و انباشته شود سود آن نیز بیشتر افزایش می­یابد. این امر نقش زیادی در بالا بردن مقیاس بازده دارد. هر گونه گسترشی در زمینه منابع ناملموس باعث گسترش در منابع ناملموس دیگر می­گردد و این امر کاملا خلاف آن چیزی است که در منابع مشهود دیده می­شود.

    3.دشواری در تقلید[10]

    تقلید در ایجاد و توسعه دارایی­های ناملموس به سه دلیل مشکل است:

    ابهام در تکرار اتفاقی مجدد[11]: تکرار در ایجاد شرایط محیطی مناسب و برقراری ارتباط علت و معلولی که منجر به خلق دوباره دارایی ناملموس شود بسیار مشکل است.

    مسیر وابستگی[12]: توسعه و بهبود از جمله مواردی هستند که اثرات زیادی بر روی ناملموسی که قبلا ایجاد شده است، دارد. پس طی همان مسیری که نامشهود در بطن آن ایجاد شده است امری دشوار است.

    تراکم زمانی[13]: توسعه دارایی ناملموس بسیار زمان­بر بوده که این موضوع منجر به کاهش انگیزه­های تقلید می­شود.

    با بررسی ادبیات موضوع، عناوین متفاوتی مانند سرمایه­های فکری[14] و دارایی­های دانشی[15] مترادف دارایی­های ناملموس[16] و بعضا به جای آن استفاده شده است. از نظر استوارت[17]  اصطلاح سرمایه فکری مترادف دارایی دانشی و دارایی ناملموس است (Martı´n-de-Castro et al., 2011). ادوینسون[18] نیز عقیده دارد که دارایی­های دانشی و سرمایه فکری تقریبا ویژگی­ها و کارکرد مشابهی دارند. از نظر وی دارایی ناملموس و سرمایه فکری در دیدگاهی کل­گرا یکی هستند (Lee et al., 2005) و به دلیل کاربردهای زیاد این دو واژه، در حال حاظر آن­ها را هم معنی می­دانند (عالم­تبریز و همکاران، 1388). در مجموع، ریشۀ تفاوت لغوی در این سه اصطلاح، به دلیل بررسی آن از منظر و رهیافت­های مختلف است. چرا که این مفاهیم به زمینه­ای که در آن مورد استفاده قرار می­گیرد وابسته بوده و در آن معنی می­یابد و توسط محققانی با زمینه­های متفاوت ارایه شده است (Bratianu, 2011) که در ادامه به بررسی این زمینه­ها و خواستگاه­ها می­پردازیم.

    پیدایش اصلاح دارایی دانشی به نقش و اهمیت­یافتن دانش در ادبیات مدیریت مربوط می­گردد. در ادبیات مدیریت دو جریان اصلی را در رابطه با دانش وجود دارد. نخستین جریان­ رویکردی شناخت­شناسانه[19] به دانش دارد. این جریان، دانش را به عنوان موجودیتی مستقل تفسیر می­کند. در این جریان عموماً در خصوص تفاوت اطلاعات و دانش و همچنین در رابطه با نقش دانش در مدیریت دانش بحث می­شود. تأکید بر روی تبیین تفاوت ویژگی­های دانش در این جریان، به منظور ایجاد راهنمایی معنی­دار برای مدیران به منظور پیاده­سازی فرآیندهای مدیریت دانش است. یکی از مهمترین نتایج معنی­دار این جریان، تبیین تمایز میان دانش ضمنی و صریح است.

    جریان دوم، دانش را به عنوان دارایی سازمانی معرفی می­کند. تأکید این جریان بر مدیریت کردن این دانش به منظور بهبود عملکرد سازمانی است (Marr et al., 2004) که ظهور اصطلاح منابع و دارایی دانشی به این جریان برمی­گردد. این جریان، دارایی دانشی را به عنوان جزء اصلی ارزش­ سازمان تعریف می­کند و به دنبال کمک به مدیران در مدیریت و ارزشیابی عملکرد سازمان است. در مجموع توجه به این نکته ضروری است که این دو جریان متفاوت مکمل یکدیگر هستند که سنگ بنایی را برای تعریف چارچوبی مدیریتی برای شناسایی، ارزیابی، بهره­برداری از دانش سازمانی فراهم می­آورد (Marr et al., 2004).

    اصلاح رایج دیگر در ادبیات مرتبط با نامشهودها، سرمایه فکری است. به گفته اولیوراس[20] این اصطلاح بیشتر به مباحث مدیریت مربوط می­شود (عالم­تبریز و همکاران، 1388). اما دارای ریشه­های اقتصادی است (Dean and Kretschmer, 2007). در ادبیات اقتصادی، اصطلاح "سرمایه"[21] از عبارت "دارایی"[22] رایج­تر است (Cohen, 2009). شکل­گیری واژۀ سرمایه فکری به اقتصاددانی به نام گالبرایث در سال 1969 بر می­گردد که آن را به عنوان فرآیند خلق ارزش و بسته­ای از دارایی­ها معرفی کرده است. (Dean and Kretschmer, 2007). اما این اصطلاح توسط تام استوارت[23] در سال 1991 و با انتشار مقاله "قدرت ذهن: چگونه سرمایه فکری در حال تبدیل به با ارزش ترین دارایی آمریکا است" به شهرت رسیده است (Hormiga et al., 2011). سرمایه های فکری نمایانگر مجموعه دارایی­های ناملموس و دارایی­های دانشی است. این دارایی­ها به عنوان منبع کلیدی تحقق راهبردهای شرکت­ها اهمیت فزاینده­ای یافته است (Sudarsanam et al., 2003). سرمایه فکری موجب درک بهتر دارایی دانشی شده و نخستین گام به سوی کاهش انتزاعی بودن دانش و مفهوم­سازی عملیاتی آن است (Marr et al., 2004). مار و چیوما[24] سرمایه فکری را به عنوان گروهی از دارایی دانشی مرتبط با سازمان و مهمترین وسیله برای ایجاد موقعیت رقابتی سازمان از طریق ارزش خلق شده برای سهام دارانش تعریف می­کند (Sudarsanam et al., 2003). از نظر چیس[25] دست­اندرکاران مدیریت دانش اغلب سرمایه فکری را به عنوان پرتفولیوی دانش سازمانی که می­تواند در فعالیت­ها و فرآیندهای خلق ارزش مورد استفاده قرار گیرد، در نظر می­گیرند (Marr et al., 2004).

    با توجه به مطالب پیش­گفته منشاء تعاریف و برداشت­های متفاوت از نامشهودها ریشه در تمایز در خاستگاه شکل­گیری این مفاهیم است. بر این اساس، در راستای ایجاد زمینه­ای برای بررسی جایگاه و ماهیت دانشی فنی به عنوان یکی از مصادیق نامشهودها، در ادامه جایگاه دانش­فنی از منظر و زاویۀ زمینه­های مختلفی مانند حسابداری، قیمت­گذاری انتقال و مدیریتی در بافت و ادبیات نامشهودها بررسی می­گردند.

    2-2-1.                       جایگاه دانش­فنی در بافت حسابداری

    ارزش­گذاری نامشهودها می­تواند اهداف دوگانه داشته باشد. هدف نخست به دنبال بررسی ارزش واقعی و ارزش بازاری سازمان بوده (دیدگاه بیرونی) و دومین هدف به دنبال شناسایی و ارزش­گذاری مولفه­های دانشی سازمان در جهت مدیریت آن­ها است. (دیدگاه درونی). دیدگاه بیرونی اساسا برای اهداف مالی مفید است و به سازمان اجازه تعیین ارزش دارایی­های ناملموسش را می­دهد. هدف اصلی در دیدگاه بیرونی، ارایه تصویری منسجم­تر از ارزش پولی شرکت برای سهام­داران از طریق ایجاد استانداردهای حسابداری سازمانی است (Marr et al., 2004). با توجه به دیدگاه بیرونی، گزارش­های مالی به منظور تحلیل عملکرد یک شرکت و مقایسه شرکت­ها با یکدیگر از یک قوارۀ استاندارد پیروی می­کنند. یکی از این استانداردها، استاندارد  [26]IAS38در زمینه دارایی­های ناملموس است (Cohen, 2009).

    این استاندارد در سال 2004 به منظور گزارش این دارایی­ها در رکوردهای مالی شرکت منتشر شده است. در این استاندارد اصطلاح دارایی ناملموس به عنوان "دارایی غیرنقدی قابل شناساییِ بدون موجودیت فیزیکی" تعریف شده است. موجودیت دارایی ناملموس علاوه بر ماهیت غیر پولی و غیر عینی بودن آن، مستلزم دارا بودن شرایطی برای شناسایی و کنترل آن و همچنین انتظار مزایای اقتصادی آتی است. بر این اساس، معیارهای شناسایی دارایی­های ناملموس عبارتند از: (Moser, 2010).

    قابل شناسایی بودن

    ماهیت غیر پولی

    فقدان موجودیت فیزیکی و عینی

    قابل کنترل

    مزایای اقتصادی آتی

    احتمال انتظاری جریان اقتصادی در آینده

    ارزشمند بودن

    در ایالات متحده، هیئت استانداردهای حسابداری مالی[27] استانداردهایی را برای حسابداری حرفه­ای تدوین می­کند. بیانیه استانداردهای حسابداری مالی[28]  شماره 141 و 142 به شناسایی و تشخیص دارایی­های ناملموس مربوط است. این بیانیه­ها پنج گروه از این دارایی­ها را در قالب زیر تعیین می­کند. (Cohen, 2009).

    1.دارایی­های ناملموس مرتبط به بازار[29]

    مصدیق این دارایی­ها عبارتند از: علامت تجاری، طراحی بسته­بندی، اسامی دامنه­های اینترنتی، موافقت­نامه­ها.

     

    [1] .Kandrick

    [2] .Lev

    [3] .Value scale

    [4] .Comte

    [5] .Facts

    [6] . Diefenbach

    [7] .Intangible asset

    [8] .Scalability

    [9] .Growing returns

    [10] .Difficulty to imitate

    [11] .Casual ambiguity

    [12] .The dependency path

    [13] .Time compression

    [14] .Intelrctual Capital

    [15] .Knowledge Asset

    [16] .Intangible Asset

    [17] .Stewart

    [18] .Edvinsson

    [19] .Epistemological

    [20] .Oliveras

    [21] .Capital asset

    [22] .Asset

    [23] .Tom Stewart

    [24] .Marr and Schiuma

    [25] . Chase

    [26] . International Accounting Standards 38:Intangible Assets

    [27] . Financial Accounting Standards Board (FASB)

    [28] .Statement of Financial Accounting Standards(SFAS)

    [29] . Market-related intangible assets

     

  • فهرست و منابع پایان نامه بررسی و رتبه‌ بندی عوامل موثر بر ارزش‌ گذاری‌ دانش فنی در صنایع راهبردی ج.ا.ا ( با رویکرد مبتنی بر AHP)

    فهرست:

    فصل 1: کلیات تحقیق.. 5

    1-1.    بیان مساله. 6

    1-2.    هدفهای تحقیق.. 7

    1-3.    اهمیت موضوع تحقیق و انگیزش انتخاب آن. 7

    1-4.    فرضیه های تحقیق.. 8

    1-5.    الگوی تحقیق.. 8

    1-6.    تعاریف متغیرهای تحقیق.. 9

    1-7.    روش تحقیق.. 10

    1-8.    قلمرو تحقیق.. 10

    1-9.    جامعه آماری و روش نمونه گیری.. 11

    فصل 2: ادبیات پژوهش... 12

    2-1.    مقدمه. 13

    2-2.    تبارشناسی ناملموسها و جایگاه دانش فنی در آن. 14

    2-2-1. جایگاه دانش فنی در بافت حسابداری  17

    2-2-2. جایگاه دانش فنی در بافت قیمت گذاری انتقال. 20

    2-2-3. جایگاه دانش فنی در بافت مدیریت     21

    2-3.    مفهوم شناسی دانش فنی.. 31

    2-3-1. ارتباط دانش فنی با  فناوری…………..... 33

    2-3-2. تفاوت دانش فنی و حق اختراع……….. 34

    2-3-3. تفاوت دانش فنی و کمک فنی.............. 35

    2-3-4. تعریف دانش فنی.................................. 36

    2-3-5. ابعاد دانش فنی…………………………... 37

    2-4.    ارزشگذاری دانش فنی.. 41

    2-4-1. مزایای ارزشگذاری دانش فنی…………... 41

    2-4-2. رویکردهای ارزشگذاری....................... 42

    2-4-3. تفاوت مفاهیم ارزشگذاری و سنجش......... 45

    2-4-4. عوامل موثر بر ارزشگذاری دانش فنی در ادبیات موضوع. 46

    2-4-5. عوامل موثر ارزشگذاری دانشفنی در این تحقیق.. 49

    فصل 3: روششناسی تحقیق.. 51

    3-1.    مقدمه. 52

    3-2.    روش تحقیق.. 53

    3-2-1. انواع تحقیق…………………………….... 54

    3-3.    جامعه آماری   56

    3-4.    حجم نمونه و روش اندازه گیری.. 56

    3-4-1. انواع روشهای نمونه گیری.................... 56

    3-4-2. روش نمونه گیری تحقیق...................... 58

    3-4-3. تعیین حجم نمونه……………………….. 60

    3-5.    ابزار جمع آوری اطلاعات.. 60

    3-5-1. ابزار جمع آوری اطلاعات در پژوهش......... 61

    3-5-2.      روایی و پایایی ابزار اندازه گیری............... 62

    3-6.    روش تجزیه و تحلیل داده ها 63

    3-6-1. الگوریتم اجرایی پژوهش...................... 63

    فصل 4: تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق.. 65

    4-1.    مقدمه. 66

    4-2.    تحلیل داده های جمعیت شناختی.. 68

    4-2-1. توزیع پاسخ دهندگان بر حسب میزان تحصیلات.. 68

    4-2-2. توزیع پاسخ دهندگان بر حسب سابقه شغلی.. 69

    4-2-3. توزیع پاسخ دهندگان بر حسب سازمان مورد مطالعه. 70

    4-3.    تعیین عوامل موثر بر ارزشگذاری دانش فنی   71

    4-4.    گروهبندی متغیرهای پژوهش... 74

    4-4-1. محاسبه مقادیر آماری معیارهای………….. 75

    4-5.    تعیین قانون توزیع داده های آماری.. 76

    4-5-1. نتیجه گیری……………………………….. 77

    4-6.    آزمون فرضیه های پژوهش... 78

    4-6-1. فرضیه اول: "عوامل ذاتی و فنی، از عوامل موثر بر تعیین ارزش دانشفنی در صنایع دفاعی است.". 79

    4-6-2. فرضیه دوم: "عوامل رقابتافزا، از عوامل موثر بر ارزشگذاری دانشفنی در صنایع دفاعی است.". 80

    4-6-3. فرضیه سوم: "عوامل عملکردی، از عوامل موثر بر ارزشگذاری دانشفنی در صنایع دفاعی است.". 81

    4-6-4. نتیجه کلی آزمون فرضیه های تحقیق….. 82

    4-7.    رتبهبندی عوامل موثر بر ارزشگذاری دانش فنی....... 83

    4-7-1. تعیین مدل تحلیلی بر اساس عوامل تعیین شده 85

    4-7-2. ایجاد ماتریسهای مقایسات زوجی فردی.. 87

    4-7-3. ایجاد ماتریس مقایسات زوجی گروهی.. 132

    4-7-4. تعیین اهمیت نسبی عوامل…………….... 136

    4-7-5. وزن مطلق عوامل موثر بر ارزشگذاری دانش فنی.. 138

    فصل 5: نتیجه گیری و پیشنهادات.. 140

    5-1.    مقدمه. 141

    5-2.     یافته ها و نتیجه گیری.. 143

    5-2-1. تعیین عوامل موثر و کلیدی در ارزشگذاری.. 143

    5-2-2. نتایج آزمون فرضیه ها…………………. 144

    5-2-2-1. نتایج بدست آمده از آزمون فرضیه اول. 144

    5-2-2-2. نتایج بدست آمده از آزمون فرضیه دوم. 145

    5-2-2-3. نتایج بدست آمده از آزمون فرضیه سوم. 145

    5-2-3. نتایج تعیین اهمیت نسبی و رتبهبندی عوامل.. 146

    5-2-3-1. نتایج مربوط وزن و اهمیت نسبی عوامل زیرمجموعه معیار عوامل ذاتی و فنی.. 147

    5-2-3-2. نتایج مربوط وزن و اهمیت نسبی عوامل زیرمجموعه معیار عوامل رقابتافزا 148

    5-2-3-3. نتایج مربوط وزن و اهمیت نسبی عوامل زیرمجموعه معیار عوامل عملکردی.. 149

    5-2-4. نتایج تعیین رتبه بندی تمامی عوامل در مقایسه با یکدیگر. 150

    5-3.    پیشنهادات... 151

    منابع و مراجع......................................................................................................................................................1

    منبع:

    منابع و مراجع

    Alonso, Belén Vallejo, Castellanos, Arturo Rodríguez, & Ayastuy, Gerardo Arregui. (2011). Identifying, Measuring, and Valuing Knowledge-Based Intangible Assets: New Perspectives. United States of America: Business Science Reference.

    Bratianu, Constantin. (2011). A New Perspective of the Intellectual Capital Dynamics in Organizations. In Belén Vallejo Alonso, Arturo Rodríguez Castellanos & Gerardo Arregui Ayastuy (Eds.), Identifying, Measuring, and Valuing Knowledge-Based Intangible Assets: New Perspectives (pp. 1-22). United States of America: Business Science Reference.

    Cohen, Brian Cohen. (2009). Hedonistic pricing models and the valuation of intangible assets. PhD, Southern Cross University, Australia.  

    Dean, A. , & Kretschmer, M. . (2007). Can Ideas be Capital? Factors of Production in the Postindustrial Economy: A Review and Critique. Academy of Management Review, 32, 573–594.

    Eckstein, Claire. (2004). The measurement and recognition of intangible assets: then and now. Accounting Forum, 28, 139–158.

    Eriksson, Emma. (2010). Intangible Property - Defining Intangible Property for Transfer Pricing Purposes and Exploring the Concept of Economic Ownership. Master, Jonkoping University.  

    Hitt, Michael A., Ireland, R.Duane, & Lee, Ho-uk (2000). Technological learning, knowledge management, firm growth and performance: an introductory essay. Journal of Engineering and Technology Management, 17, 231–246.

    Holzmann, Oscar J. (2001). Mergers and Intangible Assets. The Journal of Corporate Accounting & Finance, 55-64.

    Hormiga, Esther, Batista-Canino, Rosa M., & Sánchez-Medina, Agustín. (2011). The role of intellectual capital in the success of new ventures. International Entreprise Management journal, 7, 71–92.

    Lee, Tai Sik, Lee, Dong Wook, & Lee, Jin Uk (2005). Knowledge Asset Classification in the Construction Industry. journal of Civil Engineering, 9, 453-463.

    Marr, Bernard, Schiuma, Gianni., & Neely, Andy. . (2004). Intellectual capital – defining key performance indicators for organizational knowledge assets. Business Process Management Journal, 10, 551-569.

    Martı´n-de-Castro, Gregorio, Delgado-Verde, Miriam, Lo´pez-Sa´ez, Pedro, & Navas-Lo´pez, Jose´ E. (2011). Towards ‘An Intellectual Capital-Based View of the Firm’: Origins and Nature. Journal of Business Ethics, 98, 649–662.

    Milton, N. R. (2007). Knowledge acquisition in practice : a step-by-step guide. (Decision engineering): Springer.

    Moser, Ulrich. (2010). Reporting R&D Activities in Accordance with IFRS Innovation Performance Accounting (pp. 167-202).

    Owens, Jeffrey. (2010). OECD Invitation to Comment Transfer Pricing Issues on Intangibles.  Paris: Organization for Economic Cooperation and Development (OECD).

    Pike, Steve , & Roos, Göran (2011). Measuring and Valuing Knowledge-Based Intangible Assets. In Belén Vallejo Alonso, Arturo Rodríguez Castellanos & Gerardo Arregui Ayastuy (Eds.), Identifying, Measuring, and Valuing Knowledge-Based Intangible Assets: New Perspectives (pp. 268-293). United States of America: Business Science Reference.

    Scarso, Enrico , Bolisani, Ettore, & Padova, Antonella (2011). The Complex Issue of Measuring KM Performance: Lessons from the Practice. In Belén Vallejo Alonso, Arturo Rodríguez Castellanos & Gerardo Arregui Ayastuy (Eds.), Identifying, Measuring, and Valuing Knowledge-Based Intangible Assets: New Perspectives (pp. 208-230). United States of America: Business Science Reference.

    Smith, Roger , & Sharif, Nawaz (2007). Understanding and acquiring technology assets for global competition. Technovation, 27, 643–649.

    Stone, Garry. (2012). International Transfer Pricing 2012 (pp. 884).  Retrieved from www.pwc.com/internationaltp

    Sudarsanam, Sudi, Sorwar, Ghulam, & Marr, Bernard. (2003). Valuation of Intellectual Capital and Real Option Models. Paper presented at the PMA Intellectual Capital Symposium, Cranfield University.

    Sveiby, Karl-Erik. (updated 27 April 2010). Methods for Measuring Intangible Assets. http://www.sveiby.com/articles/IntangibleMethods.htm. Retrieved from http://www.sveiby.com/articles/IntangibleMethods.htm.

    Teece, David J. (2000). Strategies for Managing Knowledge Assets: the Role of Firm Structure and Industrial Context. Long Range Planning, 33, 35-54.

    Wilde, Silvio. (2011). Customer Knowledge Management: Springer.

    wright, deloris R. (1994). Intangibles and Transfer pricing. lnternational Transfer Pricing Journal, 1, 1-16.

    اعرابی, محمد،, و ایزدی, داود،. (1391). مدیریت تکنولوژی: رمز موفقیت در رقابت و خلق ثروت. تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی.

    بندریان, رضا،, و موسایی, احمد،. (1387). ارزشیابی و قیمت گذاری دانش فنی محصولات شیمیایی و پتروشیمایی بر اساس روش گزینه واقعی مدرس علوم انسانی, 56, 104-179.

    عالم تبریز, اکبر. حاجی باباعلی, علی،, و رجبی, ایمان،. (1388). سرمایه فکری؛ اندازه گیری، افشا، مدیریت (ویرایش اول). تهران: مرکز آموزش و تحقیقات صنعتی ایران.

    تندهوش, هومن،, حیدری, نسترن، حاجی, و نجمائی, منصو،. (1383). شیوه های ارزش گذاری دارایی های معنوی در فرآیند سرمایه گذاری. تدبیر, 151, 17-13.

    حسنوی, رضا،, و رمضان, مجید،. (1391). سرمایه فکری سازمان. تهران: آتی نگر.

    خاکی, غلامرضا،. (1389). روش تحقیق در مدیریت (چاپ پنجم). تهران: انتشارات بازتاب.

    خاکی, غلامرضا،. (1390). روش تحقیق با رویکردی به پایان نامه نویسی (چاپ هشتم). تهران: انتشارات بازتاب.

    دانایی­فرد, حسن،, الوانی, سید مهدی،, و آذر, عادل،. (1383). روش‌شناسی پژوهش کیفی در مدیریت: رویکردی جامع (چاپ اول). تهران: صفار اشراقی.

    دره‌‌شیری, محمدرضا،, و شاکری, آرنوش،. (1392). قیمت‌گذاری فناوری؛ از اصول تا راهبرد. تهران: موسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی.

    سرمد, زهره،, بازرگان, عباس،, و حجازی, الهه،. (1385). روشهای تحقیق در علوم رفتاری (چاپ بیستم). تهران: انتشارات آگه.

    شعبانی, ابوالقاسم،, و چگینی, مجید،. (1390). نگاشت دانش (چاپ اول). تهران: موسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی.

    شفیعا, محمدعلی،, شاکری, آرنوش،, و کاظمی, صدیقه،. (1389, 17 و 18 آبان). ارایه مدل کاربردی قیمت گذاری دانش فنی بر مبنای فناوری های مشابه در بازار. چهارمین کنفرانس ملی مدیریت تکنولوژی, تهران.

    شهنیایی, احمد،. (1390). حمایت های حقوقی از دانش فنی و آثار آن. فصلنامه حقوق, 41, 219-237.

    عزتی, مرتضی،. (1389). روش تحقیق در علوم اجتماعی: کاربرد در زمینه مسایل اقتصادی (ویرایش سوم). تهران: مرکز پژوهش های اقتصاد و انتشارات نور علم.

    ملکی­فر, عقیل،. (1387). مبانی تکنولوژی و انتقال تکنولوژی. تهران: انتشارات سازمان صنایع هوایی.

    ملکی‌فر, عقیل،. (1382). فن‌بازار دفاعی. تهران: موسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی.

    مهدوی, محمدنقی،. (1380). فرهنگ توصیفی تکنولوژی. تهران: نشر چاپار.

    نادری, عزت ا...،, و نراقی, مریم، سیف. (1385). روشهایی تحقیق و چگونگی ارزشیابی آن در علوم انسانی تهران: انتشارات بدر.

    هومن, حیدرعلی،. (1389). شناخت روش علمی در علوم رفتاری (چاپ دوم). تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت).

    قدسی پور, سیدحسن،. (1387). فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (چاپ ششم). تهران: انتشارات دانشگاه صنعتی 



تحقیق در مورد پایان نامه بررسی و رتبه‌ بندی عوامل موثر بر ارزش‌ گذاری‌ دانش فنی در صنایع راهبردی ج.ا.ا ( با رویکرد مبتنی بر AHP), مقاله در مورد پایان نامه بررسی و رتبه‌ بندی عوامل موثر بر ارزش‌ گذاری‌ دانش فنی در صنایع راهبردی ج.ا.ا ( با رویکرد مبتنی بر AHP), پروژه دانشجویی در مورد پایان نامه بررسی و رتبه‌ بندی عوامل موثر بر ارزش‌ گذاری‌ دانش فنی در صنایع راهبردی ج.ا.ا ( با رویکرد مبتنی بر AHP), پروپوزال در مورد پایان نامه بررسی و رتبه‌ بندی عوامل موثر بر ارزش‌ گذاری‌ دانش فنی در صنایع راهبردی ج.ا.ا ( با رویکرد مبتنی بر AHP), تز دکترا در مورد پایان نامه بررسی و رتبه‌ بندی عوامل موثر بر ارزش‌ گذاری‌ دانش فنی در صنایع راهبردی ج.ا.ا ( با رویکرد مبتنی بر AHP), تحقیقات دانشجویی درباره پایان نامه بررسی و رتبه‌ بندی عوامل موثر بر ارزش‌ گذاری‌ دانش فنی در صنایع راهبردی ج.ا.ا ( با رویکرد مبتنی بر AHP), مقالات دانشجویی درباره پایان نامه بررسی و رتبه‌ بندی عوامل موثر بر ارزش‌ گذاری‌ دانش فنی در صنایع راهبردی ج.ا.ا ( با رویکرد مبتنی بر AHP), پروژه درباره پایان نامه بررسی و رتبه‌ بندی عوامل موثر بر ارزش‌ گذاری‌ دانش فنی در صنایع راهبردی ج.ا.ا ( با رویکرد مبتنی بر AHP), گزارش سمینار در مورد پایان نامه بررسی و رتبه‌ بندی عوامل موثر بر ارزش‌ گذاری‌ دانش فنی در صنایع راهبردی ج.ا.ا ( با رویکرد مبتنی بر AHP), پروژه دانشجویی در مورد پایان نامه بررسی و رتبه‌ بندی عوامل موثر بر ارزش‌ گذاری‌ دانش فنی در صنایع راهبردی ج.ا.ا ( با رویکرد مبتنی بر AHP), تحقیق دانش آموزی در مورد پایان نامه بررسی و رتبه‌ بندی عوامل موثر بر ارزش‌ گذاری‌ دانش فنی در صنایع راهبردی ج.ا.ا ( با رویکرد مبتنی بر AHP), مقاله دانش آموزی در مورد پایان نامه بررسی و رتبه‌ بندی عوامل موثر بر ارزش‌ گذاری‌ دانش فنی در صنایع راهبردی ج.ا.ا ( با رویکرد مبتنی بر AHP), رساله دکترا در مورد پایان نامه بررسی و رتبه‌ بندی عوامل موثر بر ارزش‌ گذاری‌ دانش فنی در صنایع راهبردی ج.ا.ا ( با رویکرد مبتنی بر AHP)

ثبت سفارش
تعداد
عنوان محصول
بانک دانلود پایان نامه رسا تسیس