پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل

word
113
1 MB
30655
1392
کارشناسی ارشد
قیمت: ۱۴,۶۹۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست و منابع
  • خلاصه پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل

    پایان‌نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته مدیریت «M.A»

    گرایش: مدیریت اجرایی (استراتژیک)

    بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل

    چکیده

    مدیریت دانش یکی از دستاوردهای عصر اطلاعات و دانش است و با توجه به ویژگیهای آن، امروزه سازمانهای با جدیت به دنبال بهره‌مندی از نتایج  آن هستند. تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی دستگاههای اجرایی استان اردبیل انجام پذیرفته است. جامعه آماری تحقیق حاضر، مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل بوده که نمونه‌ای به حجم 129 نفر به شیوه تصادفی ساده انتخاب گردید. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسشنامه بوده و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل همبستگی و ضریب رگرسیون چندگانه استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل همبستگی و ضریب رگرسیون چندگانه بین متغیرهای تحقیق نشان داد که مدیریت دانش بر یادگیری سازمانی و خلاقیت سازمانی تأثیر معناداری دارد. همچنین یافته‌های تحقیق به وضوح نشان داد که یادگیری سازمانی حلقه رابط بین مدیریت دانش و خلاقیت سازمانی بوده و از این طریق موجبات ارتقاء سطح خلاقیت را فراهم می‌نماید.

    واژه‌های کلیدی: مدیریت دانش، یادگیری سازمانی، خلاقیت سازمانی

    مقدمه

    سازمانها اصولاً به منظور نیل به اهدافی ایجاد گردیده‌اند که میزان موفقیت در نیل به اهداف سازمانی در ارتباط مستقیم با نحوه عملکرد نیروی انسانی مشغول به کار در سازمانها است. بنابراین ارزشیابی کارکنان و عملکرد آنها در مدیریت منابع انسانی از جایگاه مهمی‌ برخوردار است. امروزه دانش به عنوان دارایی رقابتی کلیدی و ارزشمندی شناخته شده که مبنای رشد پایدار و رمز حفظ مزیت رقابتی ماندگار یک سازمان به شمار می‌‌رود. فرآیند نوآوری شدیداً به دانش وابسته بوده و مدیریت دانش و سرمایه انسانی باید عنوان یک عامل اساسی در هر نوع تجارتی مدنظر قرار گیرد. مدیریت دانش و نوآوری هر دو می‌‌توانند برای سازمان خلق ارزش کرده و عملکرد سازمانی را بهبود بخشند. شناخت رابطه بین مدیریت دانش و نوآوری و تأثیر آن بر عملکرد سازمانی می‌‌تواند تضمین کننده رشد، کارایی و اثر بخشی بالاتر بوده و نهایتاً رشد اقتصادی کشور را به دنبال داشته باشد. یک سازمان با مدیریت دانش از منابع خود به صورت کاراتر استفاده نموده و در نتیجه نوآورتر بوده و عملکرد بهتری خواهد داشت (حکمت، 1392).

    افزون بر موارد فوق با توجه به فرایند تولید و تشکیل دانش، مشخص می‌‌شود که دانش ابتدا در ذهن افراد تولید و با به اشتراک‌گذاری آن می‌‌تواند به دانش سازمانی تبدیل شود و دانش سازمانی خود منشأیی برای تولید دانش فردی خواهد بود. بنابراین، سرمایه‌های سازمانی به طور عمده در اذهان افراد نهفته است. این دانش حیاتی و مهم هنگامی‌ در اختیار سازمان قرار می‌‌گیرد که کارکنان تمایل به همکاری و اشتراک دانش داشته باشند و علاوه بر آن تمهیدات و سازوکارهای مؤثری نیز توسط سازمان در این رابطه فراهم شده باشد. با تغییر شغل و پست سازمانی، همچنین بازنشستگی برخی از کارکنان، دانش ارزشمندی که حاصل سالها تجربه کاری بوده به سادگی از بین خواهد رفت و سازمان توانایی بهره‌گیری از آن را در صورت استفاده نکردن از شیوه‌های مؤثر اشتراک دانش نخواهد داشت. از دیدگاه «نوناکا و تاکوچی» چنانچه دانش فردی با دیگران به اشتراک گذاشته نشود، تأثیری بر رشد و گسترش دانش موجود در سازمان نخواهد داشت و دانش جدیدی نیز تولید نخواهد شد (آهلاندر و همکاران، 2007)

     

    12) بیان مساله

    شناخت رو به رشدی در حوزه تجارت در رابطه با اهمیت دانش به عنوان یک منبع حیاتی برای سازمانها  وجود دارد. دراقتصاد جدید، افراد و سازمانها بر نگهداری و ارتقاء سرمایه دانشی خویش جهت ابتکار و خلاقیت تأکید بسیاری دارند. مدیریت دانش اگر چه مفهومی نسبتاً قدیمی است، اما بانزدیک شدن به اواسط دهه 1980 و آشکار شدن اهمیت دانش و تأثیر آن بر حفظ قدرت رقابتی در بازارهای اقتصادی مدیریت دانش اهمیت ویژه‌ای یافت. در این دهه بود که نظامهای مبتنی بر هوش مصنوعی و نظامهای هوشمند برای مدیرت دانش بکار گرفته شد و مفاهیمی چون «فراهم آوردن[1]»،«مهندسی مجدد[2]»، «نظامهای دانش‌مدار[3]» و مانند آنها رواج پیدا کرد (لطفیان و امیری، 1391). از طرفی یکی از ویژگیهای بارز سازمانهای پیشرو اعم از دولتی یا خصوصی، عملکرد خلاق به منظور دستیابی به بینش و قضاوت صحیح نسبت به کارایی و اثربخشی برنامه‌ها، فرآیندها و افراد آنهاست. با این وجود، سازمانهای متعالی در گردآوری و تحلیل اطلاعات مربوط به عملکرد متوقف نمی‌مانند، بلکه با استفاده از مدیریت خلاقیت سازمانی، بهسازی را هدایت کرده و استراتژیها را به طور موفقیت‌آمیزی به اقدامهایی مشخص تبدیل و ترجمه می‌کنند (پرویزراد، 1388). امروزه سازمانها دریافته‌اند که هیچ چیز به اندازه دانش و دانایی نمی‌تواند آنها را در دنیای رقابتی مطلوب قرار دهد. لذا بیش از هر چیز کارکنان سازمان به عنوان صاحبان دانایی و مهمترین سرمایه سازمان مورد توجه قرار گرفته‌اند و مدیریت دانایی به عنوان ابزاری که می‌تواند دانایی موجود را گردآوری و نظم و پویایی بخشیده و در کل سازمان اشاعه دهد، اهمیت یافته است. اما تجربه بسیاری از شرکتها در مورد یادگیری سازمانی به شکست انجامیده است و این به آن جهت است که به یادگیری سازمانی به عنوان یک امر موقت زودگذر نگریسته شده است که این نوع تفکر در تمامی سطوح سازمانی رسوخ یافته و منجر به شکست برنامه‌های یادگیری سازمانی و مدیریت دانش در سازمانها گردیده است (حبیبی، 1392). در حالی که امروزه ضرورت توجه به یادگیری سازمانی به عنوان ابزاری استراتژیک جهت پیشبرد منابع سازمان و موقعیت در عرصه رقابت مطرح است. این امر بیانگر این است که بدون توجه به اصل یادگیری سازمانی و شناخت سازمان نسبت به آن نمی‌توان از آن در سازمان بهره گرفت. لذا باید توجه داشت که یادگیری سازمانی یک امر پایان‌ناپذیر است که همواره سازمان را در تغییرات یاری می‌کند و نیازمند پشتیبانی و توجه دائمی است (صیف و کرمی، 1386).

    در حالت کلی می‌تون چنین اذعان نمود که با بررسی و تحلیل دانایی و اهمیت ویژگیهای آن در حیطه عملکرد سازمانها می‌توان دریافت که برخورداری از دانایی و اطلاعات روزآمد برای ادامه حیات سازمانها به یک ضرورت انکارناپذیر تبدیل شده است که به صورت انفعالی بر تمامی ابعاد و سطوح سازمانی تأثیر می‌گذارد. به خصوص اگر روند تغییر و تحولات دانایی در جامعه به دقت مورد ارزیابی واقع شود (ورا و ماری، 2012). این نتیجه هم حاصل می‌شود که جامعه فراصنعتی امروز، جامعه‌ای اطلاعاتی است که در آن به تدریج فناوریهای نیروافزا جای خود را به فناوریهای دانش‌افزا می‌دهندو در محیط پویا و پیچیده امروزی برای سازمانها ضروری است که به طور مداوم دانایی جدید را به شکل ایجاد، اعتباربخشی و کاربرد در محصولات و خدمات خود به کار گیرند. بنابراین، مدیریت سازمانها باید با تکیه بر خلاقیت و دانایی برتر اتخاذ تصمیمات معقول‌تر در موضوعهای مهم و بهبود عملکردهای مبتنی بر خلاقیت و دانایی را پیدا کنند تا بدین وسیله دانش سازمانی بصورت منسجم و یکپارچه در تمامی سطوح سازمان مدیریت گردد (ممیشی، 1392). از این رو، مدیریت دانش مقوله‌ای مهم محسوب می‌شود که در سازمانها به دنبال آن است تا نحوه چگونگی تبدیل اطلاعات و دانسته‌های فردی و سازمانی را به دانایی و مهارتهای فردی و گروهی تبیین و روشن سازد. از این رو، ایجاد محیطی برای اشتراک، انتقال و تقابل دانایی در میان اعضای سازمان از اهداف اولیه‌ای است که بدین منظور ضروری به نظر می‌رسد، چرا که مدیریت دانایی می‌تواند گستره‌ای از ویژگیهای عملکرد سازمانی را با قادر ساختن شرکت به عملکرد هوشمندانه‌تر بهبود بخشد (دی‌بایت، 1387). لذا با توجه به ضرورتهای اشاره شده در بالا، تحقیق حاضر به دنبال یافتن پاسخ مناسبی به این سؤال است که آیا مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل تأثیر معناداری دارد؟

     

    1 3) اهمیت و ضرورت تحقیق

    اکثر مؤلفان، مدیریت دانش را فرایندی تعریف کرده‏اند که اطلاعات ارزشمند را پیدا و آن را به دانش لازم و ضروری برای تصمیم‌گیری و عمل تبدیل می‌کند. لاتی و بیرلین (2000) مطرح می‌کنند که تنها مزیت رقابتی ماندگار برای هر شرکت ارزشی است که آن شرکت برای مشتریانش ایجاد می‌کند. منشأ این ارزش ایجاد و انتقال اطلاعات مهم از کارکنانی است که با مشتریان در ارتباط مستقیم هستند به کارکنانی که توانایی خلق اطلاعات جدید و مهم را دارند و مجدداً از این کارکنان به کارکنان گروه اول برای عمل است. غالباً اطلاعات جدید مستلزم خلاقیت است و از این رو مدیریت خلاقیت برای اکثر شرکتها از اهمیت زیادی برخوردار است. خلاقیت یک فرایند در حال تکوین است که در آن سازمانها مشکلات را ایجاد و تعریف می‌کنند و آنگاه دانش جدیدی برای حل آنها می‌آفرینند. تولید و ترکیب پیوسته دانش جمعی سازمانی توانایی خاصی را به یک شرکت می‌دهد تا بتواند در بازار بهتر از دیگران عمل کند (ون بویرن، 2004). دانش به یک عامل حیاتی تعیین‌کننده برای رقابت‌پذیری در بخش دولتی تبدیل شده است که دستگاههای اجرایی مورد مطالعه در این تحقیق با مدیریت دانش کارکنان خود در سطوح سازمانی، رقابت‌پذیری خود را در محیط آشوبناک فعلی بهبود می‌دهد. از طرفی خدمات‌رسانی و سیاستگذاری در راستای چشم‌انداز کشور دو فعالیت اصلی سازمانهای دولتی هستند. در یک اقتصاد دانش‌محور، دستگاههای اجرایی به شدت در هر دو زمینه با رقابت ملی مواجه شده‌اند. در دستگاههای اجرایی دولتی، سرمایه‌ها آنقدر که در بخش خصوصی دارای اهمیت هستند، مهم شمرده نمی‌شوند، بلکه این دانش است که به عنوان مهمترین فاکتور رقابتی شناخته می‌شود. دانش مهمترین فاکتور رقابت و منبع اصلی و مرکزی دستگاههای اجرایی است. کارکرد اثربخش دستگاههای اجرایی در گرو انتشار دقیق و مؤثر دانش و سمت‌دهی صحیح یادگیری سازمانی به سوی اهداف و عملکرد اصلی سازمانی است. بازنشسته شدن کارمندان دستگاههای اجرایی و همچنین انتقال آنها بین بخشهای مختلف، چالش جدیدی برای ابقای دانش و حفظ حافظه سازمانی و متعاقب آن آموزش کارکنان جدید ایجاد می‌کند. به مرور زمان کارمندان فعلی دستگاههای اجرایی تا چند سال آینده بازنشسته خواهند شد. این به عنوان یک مشکل اصلی پیش روی بسیاری از دستگاههای اجرایی کشور از جمله دستگاههای اجرایی مورد مطالعه در این تحقیق است که در این بینآنها نیازمند این هستند که با ابتکار عمل، دانش کارکنان ارشد را حفظ، و زمینه انتقال دانش و یادگیری آنها را به سایر کارکنان فراهم نمایند. زیرا در غیراین صورت خلأ دانش در سطوح افراد رخ داده و هزینه‌های آموزش و بهسازی نیروی انسانی را برای دستگاههای اجرایی تحمیل خواهد نمود.

    بنابراین، کسب دانش از کارکنان ارشد و سپس انتقال آن به سایر کارکنان و همچنین روزآمد کردن آموخته‌ها (یادگیری سازمانی) طی زمان امری بسیار حیاتی برای دستگاههای اجراییاست. علاوه بر موارد فوق افزایش روزافزون شهروندان دانش‌مدار، دستگاههای اجرایی را مجبور می‌کند تا در رأس دانشهای ایجاد شده و به روز قرار گیرد. مدیریت دانش بیان می‌کند که مهمترین منابع ارزشمند دستگاههای اجرایی، دانش کارکنان آن است. این تأکید و تمرکز با توجه به شتاب روزافزون تغییرات در سازمان و در کل جامعه انجام می‌گیرد. در حالت کلی مدیریت دانش بیان می‌کند که امروزه تقریباً تمامی امور مستلزم انجام کار دانش‌محور هستند و لذا تمامی کارکنان باید به نوعی به کارکنان دانش‌محور تبدیل شوند. این بدین معناست که خلق، تسهیم و استفاده از دانش یکی از مهمترین فعالیتهای هر فرد در هر سازمان در راستای بهبود عملکرد دستگاههای اجرایی مورد مطالعه است.

     

    1 4) چارچوب نظری تحقیق

    مدیریت دانش، توانایی یک سازمان در استفاده از سرمایه معنوی (تجربه و دانش فردی نزد هر فرد) و دانش دسته جمعی به منظور دستیابی به اهداف خود از طریق فرایندی شامل تولید دانش، تسهیم دانش و استفاده از آن به کمک فناوری. اصول مدیریت دانش شامل توسعه، اجرا و نگهداری زیرساختهای فنی و سازمانی به عنوان بستر و الزام انتشار دانش و انتخاب فناوریهای خاص است. در هر سازمان، دانش از تمام منابع موجود از قبیل پرسنل، سیستمها، بانکهای اطلاعاتی، مستندات روی میزها و پرونده‌های بایگانی جمع‌آوری می‌شود. تمام دانش جمع‌آوری شده در ساختارهای مناسبی دسته‌بندی می‌شوند. این دانش به سرعت و به راههای مختلف بین آنهایی که در سازمان به آن نیاز دارند قابل توزیع است. دانش مناسب و صحیح نزد افراد یا سیستم مناسب و در زمان مناسب قرار می‌گیرد. پس مدیریت دانش فرایندی است که به سازمانها یاری می‌کند اطلاعات مهم را بیابند، گزینش و سازماندهی و منتشر کنند و تخصصی است که برای فعالیتهایی چون درک مشکلات، آموختن پویا و تصمیم‌گیری ضروری است. مدیریت دانش این امکان را به سازمان می‌دهد که دانایی جدید را به شکل ایجاد، اعتبار و بخش کاربرد به خدمت بگیرند و بدین ترتیب گستره‌ای از ویژگیهای سازمانی را با قادر ساختن شرکت به عملکرد هوشمندانه‌تر بهبود بخشد. از سویی تمامی رویکردهای مدیریتی در اجرا اهدافی را به دنبال دارند که معمولاً اساسی‌ترین هدف رسیدن به نتایج دلخواه بر اساس برنامه‌ریزیهای قبلی برنامه‌ریزان در سازمان است. عواملی چون تغییر سریع، کسری بودجه، کوچک شدن و ساختاردهی مجدد و فشارهای اجتماعی برای پاسخگویی بیشتر سازمانها نسبت به عملکردشان، موجب تأکید بیشتر بر مدیریت عملکرد شده است. عملکرد سازمانی عبارت است از مجموعه‌ای از اقدامات به هم پیوسته‌ای از سیاستها و رویه‌ها و اقداماتی که روی دستیابی اهداف از طریق تمرکز روی عملکرد ابعاد سازمانی تأکید دارد. به بیان بهتر فرایندی است مبتنی بر یک سری فعالیتها و به نحوی بنا شده است که باید از طریق تضمین بهبود مستمر عملکرد افراد و گروهها در جهت اهداف راهبردی و اثربخشی سازمانی طراحی شود. واژه «یادگیری سازمانی» اغلب با واژه «سازمان یادگیرنده» به جای هم به کار می‌روند. تسانگ (1997) تفاوت آنها را بدین صورت بیان می‌کند: یادگیری سازمانی مفهومی است که برای انواع مشخصی از فعالیتها که درون سازمان اتفاق می‌افتد، به کار می‌رود؛ در حالی که سازمان یادگیرنده به نوع خاصی از سازمان اشاره دارد که یادگیری سازمانی را درون خود دارد. با این حال رابطه ساده‌ای بین این دو وجود دارد، یک سازمان یادگیرنده سازمانی است که در یادگیری بخوبی عمل می‌کند.تفاوت مهمتر، تفاوت بین این دو واژه در ارتباط با کسانی است که از آنها استفاده می‌کنند. بطور خلاصه فرایند یادگیری سازمانی شامل تولید دانش جدید، مهارتها و رفتارها می‌شود و به وسیله تسهیم میان کارکردی و یادگیری همکارانه، تقویت می‌شود. نتایج این دو اصل، خلق فرهنگ یادگیری و فرهنگ مشترک در میان همه کارکنان است. به اعتقاد آگریس هدف اولیه هر برنامه مدیریت دانش در سازمانها نظام‌مندسازی یادگیری سازمانی و حمایت از کسب اهداف راهبردهای تجاری و بهبود خلاقیت سازمانی است. به عبارت دیگر، نقطه شروع برای بهبود مستمر عملکرد سازمانی، فهم دانش و یادگیری موجود سازمانی و ارتقاء سطح خلاقیت سازمانی است. بکارگیری مدیریت دانش در سازمان به افزایش یادگیری و جامعیت‌بخشی به آن و ارتقاء سطح آگاهیهای کارکنان و نیز غنی‌تر شدن محتوای مشاغل کمک زیادی کرده و در نهایت دانش کارکنان سازمان موجب تسلط حرفه‌ای آنها بر فعالیتهای سازمانی شده و اگر این جمله معروف «دانش، توانایی است» را بپذیریم، آنگاه می‌توانیم ادعا کنیم در سازمانهایی که مدیریت دانش در آنها بکار گرفته می‌شود، کارکنان از قدرت، مهارت و توانایی خلاقیت بیشتری برخوردارند. از طرفی بکارگیری مدیریت دانش علاوه بر اینکه روی محیط کار تأثیر می‌گذارد، موجب به وجود آمدن مزیت رقابتی برای سازمان شده و موجبات توسعه و بهینه‌سازی عملیات داخلی سازمان‌ها و کاهش هزینه‌های داخلی و تسریع در انجام کار‌ها و در نهایت منجر به بهبود عملکرد سازمانی را فراهم می‌نماید.

     

    1 5) مدل تحقیق

    برمبنای مطالعه پیشینه تحقیقات انجام شده و چارچوب نظری تحقیق، ضمن تبیین اهمیت و مؤلفه‌های مدیریت دانش، یادگیری سازمانی و خلاقیت سازمانی مدل مفهومی تحقیق حاضر مطابق شکل زیر تدوین گردیده که مؤلفه‌های فوق از تحقیق صورت گرفته توسط لیائو و وو (2013) استخراج شده است.

     

    مدیریت دانش

    خلق دانش

    ذخیره دانش

    اشتراک دانش

    بکارگیری دانش

     

    یادگیری سازمانی

    تعهد مدیریت

    نگرش سیستم به یادگیری

    انتقال دانش

    یکپارچگی دانش

     

    خلاقیت سازمانی

    عوامل فردی

    اهداف سازمانی

    ارتباطات و مشارکت در سطح سازمان

    H2

    H3

    H1

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    منبع: لیائو و وو (2013)

     

    1 6) اهداف تحقیق

    اهداف تحقیق حاضر عبارست از؛

    1. سنجش میزان تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری سازمانی.

    2. سنجش میزان تأثیر مدیریت دانش بر خلاقیت سازمانی.

    3. سنجش میزان تأثیر یادگیری سازمانی بر خلاقیت سازمانی.

    1-7) سؤالات و فرضیه‌های تحقیق

    سؤالات تحقیق؛

    1. آیا مدیریت دانش بر یادگیری سازمانی تأثیر معناداری دارد؟

    2. آیا مدیریت دانش بر خلاقیت سازمانی تأثیر معناداری دارد؟

    3. آیا یادگیری سازمانی بر خلاقیت سازمانی تأثیر معناداری دارد؟

    در راستای پاسخ به سؤالات فوق فرضیه‌هایی به شکل زیر مطرح گردید؛

    1. مدیریت دانش بر یادگیری سازمانی تأثیر معنا‌داری دارد.

    2. مدیریت دانش بر خلاقیت سازمانی تأثیر معنا‌داری دارد.

    3. مدیریت دانش از طریق یادگیری سازمانی بر خلاقیت سازمانی تأثیر معنا‌داری دارد.

     

    1 8) تعریف متغیرهای تحقیق (به صورت مفهومی و عملیاتی):

    1-8-1) تعریف مفهومی متغیرهای مستقل و وابسته

    مدیریت دانش:

    داونپورت و پروساک: اعتقاد دارند که مدیریت دانش شامل کلیه فعالیتهایی است که برای در دسترس قرار دادن دانش، به نحوی که دانش درست در اختیار افراد مناسب قرار گیرد، ضروری هستند (پرویزراد، 1388). در این تحقیق مدیریت دانش بعنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده که توسط پرسشنامه‌ای که بر مبنای طیف لیکرت تنظیم شده، سنجیده می‌شود. مؤلفه‌ها و ابعاد مدیریت دانش بر مبنای تحقیات لیائو و وو (2013) شامل ابعاد ذیل می‌باشد؛

    خلق دانش:

    خلق دانش یک فرایند مستمر است، جایی که افراد و گروه‌ها در یک شرکت یا بین شرکت‌ها به تسهیم و اشتراک دانش ضمنی و آشکار می‌پردازند (شامی، 1388).

    ذخیره دانش:

    وسیله‌ای که از طریق آن دانش تجربیات گذشته و رخدادهایی که بر فعالیت‌های سازمان کنونی تأثیر می‌گذارند، ذخیره می‌گردند (شامی، 1388).

    اشتراک دانش:

    توزیع داوطلبانه مهارت‌های اکتسابی وتجربی به منظور تجدید قوای سازمان است (پرویزراد، 1388).

     

     

    بکارگیری دانش:

    کاربرد دانش از طریق روش‌های روتین سازمانی است که اجازه می‌دهند دانش تخصصی افراد در موقعیتی بدون نیاز به ارتباط با سایر افراد به کار گرفته شوند (شامی، 1388).

    یادگیری سازمانی:

    گریس آرجریس و دونالد شون یادگیری سازمانی را فرایند بازیابی (کشف) و اصلاح خطاها. بعبارتی فرآیند اصلاح فعالیتها از میان ادراک و دانش بهتر می‌باشد (حسن‌بیگی، 1389).

    خلاقیت سازمانی:

    خلاقیت سازمانی عبارت است از ارتباط بین تصویر و اندیشیدن ایده‏های نو و ارائه محصول، فرایند و خدمات نوآورانه است بعبارتی خلاقیت سازمانی واکنشی اکتسابی در برابر موقعیت است که از انرژی اطلاعات و دیگر منابع ضروری برای یک مسئله نشأت می‌گیرد (سیدجوادین و کرمی، 1386).

     

    1-8-2) تعریف عملیاتی متغیرهای مستقل و وابسته

    مدیریت دانش:

    مدیریت دانش، توانایی یک سازمان در استفاده از سرمایه معنوی (تجربه و دانش فردی نزد هر فرد) و دانش دسته جمعی به منظور دستیابی به اهداف خود از طریق فرایندی شامل تولید دانش، تسهیم دانش و استفاده از آن به کمک فناوری. اصول مدیریت دانش شامل توسعه، اجرا و نگهداری زیرساختهای فنی و سازمانی به عنوان بستر و الزام انتشار دانش و انتخاب فناوریهای خاص است.

    خلق دانش:

    خلق دانش فعالیت‌هایی را در بر می‌گیرد که به تغییر شکل و ترکیب مجدد تکه‌های موجود دانش کاهش کاستی‌ها، تقویت پژوهش‌ها و توسعه قابلیت‌ها، پایش و کنترل محیط‌های بیرونی و کاربرد فناوری‌های بیرونی ازسازمان می‌پردازد که با توجه به متغیرهایی همچون توان و قابلیت سازمان و افراد آن در سطوح مختلف در راستای خلق و ایجاد دانش قابل سنجش و ارزیابی می‌شود.

    ذخیره دانش:

    مکانیزمی که بتوان دانش تولید شده را به شکلی که برای همه قابل دسترسی و قابل استناد باشد، ذخیره کرد که با توجه به شاخصهایی همچون مکانیزمهای سازمانی و قابلیت سازمان در خصوص ذخیره دانش و همچنین به وجود ارتباطات منسجم در بین سطوح مختلف سازمان قابل سنجش می‌باشد.

     

     

    اشتراک دانش:

    اشتراک دانش به عنوان یک فعالیت پیچیده ولی ارزش‌آفرین، بنیاد و پایه بسیاری از استراتژی‌های مدیریت دانش سازمانها است که با توجه به مؤلفه‌هایی همچون وجود سیستمهای یکپارچه اطلاعاتی و ارتباطات یکپارچه بین سطوح مختلف سازمانی و ... قابل سنجش و ارزیابی می‌باشد.

    بکارگیری دانش:

    رهنمودها، قوانین، رویه‌ها و یا دستورالعمل‌هایی برای بکارگیری دانش در تمامی سطوح سازمانی که با توجه به این مؤلفه‌ها در سازمان قابل ارزیابی می‌باشد.

    یادگیری سازمانی:

    یادگیری سازمانی مفهومی است که برای انواع مشخصی از فعالیتها که درون سازمان اتفاق می‌افتد، به کار می‌رود و با استفاده از شاخصهایی همچون چشم‌انداز مشترک یادگیری سازمانی، فرهنگ سازمانی، انتقال دانش و یادگیری تیمی، ساختار سازمانی، استراتژی یکپارچه‌سازی دانش، تعهد مدیریت، توسعه شایستگی کارکنان قابل سنجش و ارزیابی می‌باشد.

    خلاقیت سازمانی:

    خلاقیت سازمانی به وجود آوردن تلفیقی از اندیشه‌ها و رهیافتهای افراد و یا گروهها در یک روش جدید، تعریف، و آن را فرآیند شناختی از به وجود آمدن یک ایده، مفهوم، کالا یا کشفی بدیع در سطح سازمان می‌داند که با توجه به این شاخصها قابل سنجش و ارزیابی می‌باشد.

     

    1 9) قلمرو تحقیق

    1-9-1) قلمرو زمانی تحقیق

    تحقیق حاضر کلیه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل را در قلمرو زمانی نیمه دوم سال 1392 مورد بررسی قرار می‌دهد.

    1-9-2) قلمرو موضوعی تحقیق

    تحقیق حاضر بطور اعم در حوزه علم مدیریت و بطور اخص جزء قلمرو مدیریت دانش به حساب می‌آید.

    1-9-3) قلمرو مکانی تحقیق

    قلمرو مکانی تحقیق حاضر محدود به دستگاههای اجرایی استان اردبیل است.

     

     

    1 10) ساختار تحقیق

    فصل اول تحقیق حاضر به مقدمه، بیان موضوع، اهمیت و ضرورت تحقیق و اهداف پژوهشگر اختصاص یافت. فرضیه‌‌های تحقیق و تعاریف عملیاتی متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق و قلمرو تحقیق به تفصیل بیان شد.

    در فصل دوم به ارایه مطالبی در مورد مدیریت دانش (ابعاد و تعاریف و ضرورتهای مدیریت دانش در سطوح سازمان)، یادگیری سازمانی (تعاریف و مفاهیم و ...) و خلاقیت سازمانی مورد بررسی قرار می‌گیرد. همچنین خلاصه‌ای از تحقیقات انجام یافته داخلی و خارجی در این زمینه در پایان فصل ارائه می‌گردد.

    در فصل سوم به موضوع و روش‌شناسی تحقیق پرداخته شده و توضیحات لازم در خصوص جامعه، نمونه وابزارهای گردآوری اطلاعات و روش آزمون فرضیه‌ها ارائه می‌گردد.

    در فصل چهارم به تجزیه و تحلیل آماری داده‌های اخذ شده از نمونه آماری پرداخته شده و نتایج مربوط به آزمون فرضیه‌ها ارائه می‌گردد.

    فصل پنجم آخرین فصل این تحقیق است که در آن به ارایه خلاصه تحقیق، بحث و نتیجه‌گیری و پیشنهاداتی در راستای نتایج تحقیق و محققان آتی پرداخته خواهد شد.

     

    [1]Knowledge Acquisition

    [2]Knowledge Engineering

    [3]Knowledge-Based Systems 

    The Study of Effect Knowledge Management on Organization Learning and Organization Creativity in Administration Organization of Ardabil Province

     

    Abstract

    Knowledge management is one of the achievements of the age of information and knowledge regarding the characteristics of today's organizations is seriously looking to take advantage of that. The present study investigated the relationship of knowledge management, organizational learning and organizational Creativity has been done in Administration Organization of Ardabil Province. The present survey, managers in the Administration Organization of Ardabil Province which a sample of 129 patients was randomly selected method. Data were collected and analyzed for correlation and multiple regression analysis is used. The results of multiple regression analysis and correlation coefficient between variables showed a relationship between knowledge management and organizational learning and organizational Creativity is significant. The findings clearly indicate that the link between knowledge management and organizational Creativity in organizational learning loop and there by provides enhanced Creativity.

    Keywords: Knowledge Management, Organizational Learning, Organizational Creativity

  • فهرست و منابع پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل

    فهرست:

    عنوان                                                                                                                                           صفحه

    چکیده 1

    فصل اول: کلیات تحقیق

    1 1) مقدمه 3

    12) بیان مساله 3

    1 3) اهمیت و ضرورت تحقیق. 5

    1 4) چارچوب نظری تحقیق. 6

    1 5) مدل تحقیق. 8

    1 6) اهداف تحقیق. 8

    1-7) سؤالات و فرضیه‌های تحقیق. 9

    1 8) تعریف متغیرهای تحقیق (به صورت مفهومی و عملیاتی): 9

    1-8-1) تعریف مفهومی متغیرهای مستقل و وابسته. 9

    1-8-2) تعریف عملیاتی متغیرهای مستقل و وابسته. 10

    1 9) قلمرو تحقیق. 11

    1-9-1) قلمرو زمانی تحقیق.. 11

    1-9-2) قلمرو موضوعی تحقیق.. 11

    1-9-3) قلمرو مکانی تحقیق.. 11

    1 10) ساختار تحقیق. 12

    فصل دوم: بررسی مبانی نظری و پیشینه تحقیق

    بخش اول: مدیریت دانش

    2-1) مقدمه 17

    2-1-1) تاریخچه مدیریت دانش... 18

    2-1-2) تعاریف و مفاهیم مدیریت دانش... 20

    2-1-3) اصول و مبانی مدیریت دانش... 24

    2-1-4) مدیریت دانش نقطه مقابل مدیریت اطلاعات... 30

    2-1-5) مدیریت دانش بعنوان یک استراتژی تجاری برای سازمانها 32

    2-1-6) چرخه دانش... 33

    2-1-7) ایجاد دانش... 35

    2-1-8) اجرای اصلی و کلیدی مدیریت دانش... 36

    2-1-9) الزامات اجرایی مدیریت دانش در سازمانها 38

    2-1-10) کارایی مدیریت دانش... 39

    2-1-11) اهمیت نیاز به مدیریت دانش برای سازمانهای اجرایی و دولتی.. 40

    2-1-12)  نیاز به چارچوب مدیریت دانش در بخش دولتی.. 41

    2-1-13) عناصر مهم در چارچوب مدیریت دانش در بخش دولتی.. 42

    2-1-14) فرایند تکاملی مدیریت دانش در سازمانها 45

    بخش دوم: یادگیری سازمانی

    2-2) یادگیری سازمانی. 48

    2-2-1) مفاهیم و تعاریف یادگیری سازمانی.. 49

    2-2-2) یادگیری سازمانی؛ موافقتها و مخالفتها 50

    2-2-3) انواع یادگیری سازمانها 52

    2-2-4) یادگیری سازمانی: تردیدها و نسبتها 54

    2-2-5) یادگیری سازمانی: چالشهای محیطی و انتخاب... 54

    2-2-6) ساختار سازمانی منطبق با یادگیری استراتژیک سازمانی.. 55

    2-2-7) سازمانهای نوین بر محوریت دانایی و یادگیری.. 56

    2-2-8) نقش‌آفرینان یادگیری سازمانی.. 58

    2-2-9) مزایای یادگیری و دانش سازمانی در عصر جهانی شدن. 59

    بخش سوم: خلاقیت سازمانی

    2-3) خلاقیت سازمانی. 61

    2-3-1) فلسفه خلاقیت... 61

    2-3-2) مفهوم، جایگاه و تعاریف خلاقیت و نوآوری.. 62

    2-3-3) تفاوت خلاقیت و نوآوری.. 63

    2-3-4) فرآیند خلاقیت و نوآوری.. 64

    بخش چهارم: پیشینه تحقیق

    2-4) پیشینه تحقیق. 67

    فصل سوم: روش شناسی تحقیق

    3-1) مقدمه 70

    3 2) روش تحقیق. 70

    3 3) جامعه آماری. 71

    3 4) حجم نمونه و روش اندازه‌گیری. 71

    3 5) ابزار جمع‌آوری اطلاعات.. 71

    3 6) روائی و پایائی ابزار سنجش... 72

    3 7) روش تجزیه و تحلیل داده‌ها 72

    فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

    4-1) مقدمه 74

    4-2) توصیف آماری متغیرهای جمعیت شناختی پرسشنامه 75

    4-3) توصیف آماری شاخصهای آماری متغیرهای تحقیق. 78

    4-4) آزمون کولموگوروف اسمیرنوف (K - S) برای تعیین نرمال بودن توزیع متغیرهای تحقیق. 80

    4-5) تجزیه و تحلیل استنباطی داده‌های آماری (آزمون فرضیه‌های تحقیق) 81

    فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

    5 - 1) مقدمه 86

    5 2) نتیجه‌گیری. 86

    5 3) پیشنهادهای کاربردی در راستای نتایج تحقیق. 87

    5-4) پیشنهاداتی برای محققان آتی............................................................................................. 89

    5-5) محدودیت‌های تحقیق. 89

    منابع و مأخذ. 91

     

    منبع:

    منابع و مأخذ

    آزادی، محمد، (1384)، «عرصه یادگیری در حوزه منابع انسانی»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال شانزدهم، شماره 166. ص 29-21.

    ابراهیم‌زاده، رضا، (1391)، «بررسی تأثیر مدیریت دانش بر سامانهای یادگیرنده»، فصلنامه ابتکار و خلاقیت در علوم انسانی، سال اول، شماره 3، ص 98-80.

    اخگر، آرتمیس، (1389)، «بررسی نقش جامعه‌پذیری در فرایند مدیریت دانش در تیمهای مجازی»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه مهر البرز.

    اسدی، فرخنده و محمود محمودزاده، (1388)، «نقش فنآوری اطلاعات در بهبود کارآیی و اثربخشی»، مجموعه مقالات چهارمین کنفرانس مدیران کیفیت، تهران.

    اکبری، منیژه و مجتبی طهماسبی آشتیانی، (1386)، «مجریان مدیریت دانش در سازمانهای پیشرو»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال هیجدهم، شماره 156. ص 27-20.

    بابایی، ایازا...، (1383)، «تلفیق مدیریت دانایی و یادگیری سازمانی»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال پانزدهم، شماره 146. ص 33-10.

    بیدختی، عباس طالب و علیرضا انوری، (1383)، «خلاقیت و نوآوری در افراد و سازمانها»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال چهاردهم، شماره 139.

    پرویزراد، پیمان، (1388)، «از اندازه‌گیری عملکرد تا مدیریت عملکرد»، اولین همایش ملی کیفیت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد فسا.

    جعفری، مصطفی و پیمان اخوان، (1385)، «بازارهای پویای دانش؛ راهی در تحقق مدیریت دانایی»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال هفدهم، شماره 173. ص 69-55.

    جعفری، مصطفی و سیدکیانوش کلانتر، (1384)، «مدیریت دانش در سازمان»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال چهاردهم، شماره 144. ص 60.

    حبیبی، نسرین. (1392). «بررسی رابطه مدیریت دانش با عملکرد سازمانی»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، دانشکده مدیریت.

    حسن بیگی، محسن، (1389)، «ارائه مدل عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش به منظور افزایش خلاقیت و یادگیری سازمانی در شرکت فرودگاه کشور»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه پیام نور، دانشکده فنی مهندسی دانشگاه پیام نور تهران.

    حکمت، معصومه، (1392)، «تأثیر مدیریت دانش بر عملکرد سازمانی»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد، دانشکده مدیریت.

    دوپلسیس، مارینا، (1387)، «تأثیر فرهنگ سازمانی بر مدیریت دانش»، ترجمه زهره عباسی، مشهد، انتشارات دانشگاه فردوسی.

    دی‌بایت، گانب، (1387)، «مدیریت دانش در سازمان‌ها: بررسی تأثیر متقابل فناوری، فنون و انسان»، فصلنامه فصلنامه اطلاع رسانی. دوره 18، شماره 1و 2.

    دی‌بایت، گانب، (1387)، «مدیریت دانش در سازمان‌ها: بررسی تأثیر متقابل فناوری، فنون و انسان»، فصلنامه فصلنامه اطلاع رسانی. دوره 18، شماره 1و 2.

    رمضانی، احسان، (1383)، «فرایند مدیریت دانش»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال پانزدهم، شماره 147. ص 26-20.

    سرکزی، محسن، (1391)، «مدیریت اطلاعات و مدیریت دانش»، اولین همایش حسابداری و مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نور.

    سلطانی، ایرج، (1388)، «نقش توسعه منابع انسانی در کارآیی و اثربخشی فرآیندهای سازمانی»، مجموعه مقالات چهارمین کنفرانس مدیران کیفیت، تهران.

    سیدجوادین، سیدرضا، امیر کرمی، (1386)، «شکوفایی خلاقیت کاربردی»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال هیجدهم، شماره 183. ص 65.

    شامی زنجانی، مهدی، (1388)، «طراحی مدلی برای تسهیم دانش در طرحها بر مبنای ویژگیهای آنها»، تز دکتری، دانشگاه تهران.

    شامی زنجانی، مهدی، (1388)، «طراحی مدلی برای تسهیم دانش در طرحها بر مبنای ویژگیهای آنها»، تز دکتری، دانشگاه تهران.

    شوقی، بهزاد، حسین‌زاده، داوود و علی مولایی، (1391)، «بررسی ارتباط میان ابعاد مدیریت دانش و عوامل کلیدی مؤثر بر آن با خلاقیت»، اولین همایش حسابداری و مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نور.

    شهرکی، امیر، (1389)، «نقش مدیران در توانمندسازی کارکنان بانک سپه»، اداره تحقیقات و کنترل ریسک بانک سپه، تهران.

    شیخی، زینب، (1391)، «بررسی تأثیر مدیریت دانش در استقرار مدیریت ارتباط با مشتری و خلاقیت در بانکها»، اولین همایش حسابداری و مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نور.

    صمدآقایی، جلیل، (1384)، «خلاقیت، رمز بقای سازمانهای نوین»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال چهاردهم، شماره 142. ص 20-14.

    صیف، محمد حسن و مقداد کرمی، (1383)، «مدیریت دانایی؛ رویکردی استراتژیک»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال پانزدهم، شماره 153. ص 56.

    صیف، محمدحسن، عالی‌نژاد، حمید و مسلم صالحی، (1385)، «سیستم‌ها و آینده مدیریت دانش»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال هفدهم، شماره 179. ص 51-50.

    طاهری، فاطمه، (1386)، «یادگیری سازمانی؛ پارادایم جدید در مدیریت؟»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال هیجدهم، شماره 180. ص 55-40.

    قدمی، محسن، (1390)، «سازمان‌های نوین بر محور مدیریت دانایی، انتشارات کثرت، چاپ اول، تهران.

    قربانی، صابر، (1386)، «مدیریت دانش»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب، دانشکده حسابداری و مدیریت.

    قربانی‌زاده، وجه‌اله و شیرین خالقی‌نیا. (۱۳۸۸). «نقش انتقال دانش ضمنی در توانمندسازی کارکنان»، فصلنامه پژوهشهای مدیریت منابع انسانی دانشگاه جامع امام حسین (ع) سال اول، شماره ۲، ص ۸۵.

    کالست، کارل، (1390)، «مدیریت دانش از دیدگاه یک استراتژی تجاری»، ترجمه: صدیقه احمدی فصیح، تهران، انتشارات سمت.

    کرمی، مهران و علی مبصری، (1387)، «مدیریت دانش و ابزارهای آن (مطالعه موردی)»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال نوزدهم، شماره 193. ص 48-35.

    کریمی، ندا، (1385)، «مدیریت دانش، نیاز سازمانهای امروز»، مجله الکترونیکی پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران، شماره سوم، دوره ششم.

    36)اطلاع‌رسانی.

    محمدخانی، مسعود، (1385)، «یادگیری ترکیبی»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال هفدهم، شماره 172. ص 36.

    مرزبانی، علی و نادر سوری، (1388)، «رهبری سازمانی و توانمندسازی منابع انسانی در مدل راهبردی مدیریت دانش»، چهارمین کنفرانس بین‌المللی مدیریت، تهران.

    ممیشی، یاسر. (1392). «بررسی تأثیر مدیریت دانش بر توانمندسازی کارکنان سازمان تأمین اجتماعی استان اردبیل»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، مؤسسه آموزش عالی البرز، دانشکده مدیریت فنآوری اطلاعات.

    موسی‌پور، امیرعباس، (1388)، «کارآیی و اثربخشی در سیستمهای مدیریت کیفیت و روشهای اندازه‌گیری آن در فرآیندها و سازمان»، مجموعه مقالات چهارمین کنفرانس مدیران کیفیت، تهران.

    ناصری، جبرئیل، (1391)، «تأثیر نابهنگامی در کارایی و اثربخشی»، اولین همایش ملی جهاد اقتصادی، دانشگاه بابلسر، مازندران.

    نصیری، ناصر و خسرو صدرحقیقی، (1384)، «ارزیابی کارایی و رشد بهره‌وری بخشی در اقتصاد ایران با کاربرد تحلیل پوششی داده‌ها» همایش ملی بهره‌وری، تهران.

    نوروزیان، میثم، (1384)، «کاربرد مدیریت دانش در بخش دولتی»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال شانزدهم، شماره 156. ص 61-54.

    نوروزیان، میثم، (1385)، «دانشِ مدیریت دانش»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال هفدهم، شماره 176. ص 34-20.

    یوسفی، احسان، صادق‌فیضی، جعفر و محمد سلیمانی، (1391)، «بررسی میزان تأثیر مدیریت دانش بر نوآوری»، فصلنامه ابتکار و خلاقیت در علوم انسانی، سال اول، شماره 3، ص 51-29.

     

    Azmi, Ida Madieha. (2010). “Legal and Ethical Issues in Knowledge Management in Malaysia”, computer law & security review, No. 26, Vol. 4, pp. 61.

    Datta, A., and Sukumar Ray Ch., (2012), “Modeling the Effect of Organizational Structure on Organizational Self-Renewal and Knowledge Diffusion”, Academic Management Review. 17, 701-720.

    Georg Von Krogh, and Kazuo Ichijo, (2007), "Enabling Knowledge Creation: New Tools for Unlocking the Mysteries of Tacit Understanding by Ikujiro Nonaka", Oxford University Press, p 304.

    Hansen, M. R., N. Nohria and T. Tierney, (2008). "What's your strategy for managing knowledge?" Harvard Business Review (March-April), pp 55-57.

    Knif, M. Lorraine, S., wilson, c. (1990). “Measuring Organizational Learning”,Management Journal, Vol. 21, No. 2, pp 24-29.

    Liao, Sh, Wu, Ch, (2013), “System perspective of knowledge management, organizational learning and organizational innovation”, Expert Systems with Applications 37, Pp 1096–1103.

    Mary M. Crossan, Hari B. Bapuji., (2003), “Examining the Link between Knowledge Management, Organizational Learning and Performance, Organizational Learning and Knowledge”, 5th International Conference.

    Mojtahedzadeh, A., Arumugam, V., (2011), “A Structural Relationship between Knowledge Management, Innovation, and Performance of Iranian Industries: a Theoretical Approach”, International Journal for Quality research, UDK- 005.336.4(55), Review Paper (1.02).

    Noe, R. A., & Wang, S. (2010), “Knowledge sharing: A review and directions for future research”, Human Resource Management Review, Vol. 21, No. 1, pp 113-135.

    Nonaka, I., and Takeuchi, H. (1995). “The knowledge - creating company: How Japanese Companies Create the Dynamics of Innovation”. Oxford university press, Oxford.

    Powell, J and Swart, J, (2005) "This is what the fuss is about - a systemic modeling for organizational knowing", Journal of Knowledge Management Vol. 9 no. pp 45-58.

    Sanayei, Ali. (2011). “Investigation of Customer Knowledge Management (CKM) Dimensions: A Survey Research”, International Journal of Business and Management, Vol. 5, No. 2, pp 234, 235.

    Sattari Ghahfaroghe. M., (2007). “The Relationship between Knowledge Management Subsystems in Learners Organization and organization Intelligence Factors (Case Study of Steel Factory of Isfahan)”, international forum center of Razi.

    Snowden, D J. (2002), "Complex Acts of Knowing: Paradox and Descriptive Self-Awareness", Journal of Knowledge Management, Special Issue 6, no 2: p100.

    Stivenson, M. (1998), "Organizational Learning", Journal of Knowledge Management, Vol. 7, No 2, pp 57.

    Swart, J, (2006), "Intellectual Capital", disentangling an enigmatic concept, Journal of Intellectual Capital, Vol. 7, No 2, pp 136-159.

    Uhlaner, L., Van Stel, A., Meijaard, J., and Mickey F., (2007), “The relationship between knowledge management, innovation and firm performance: evidence from Dutch SMEs”, www.eim.nl/smes-and-entrepreneurship.

    Vera, D., and Mary C., (2012), “organizational learning, knowledge management, and intellectual capital: an integrative conceptual model”, International Journal of Business and Management, Vol. 4. No 4, pp 100-110.

    Wilson, T. D. (2008), "The nonsense of knowledge management", Information Research, 8(1), paper no. 144.

    Wu Wei-Wen, and Lee, Yu-Ting. (2007). “Selecting Knowledge Management strategies by Using the Analytic Network process”. Expert Systems with Applications, Vol. 32, No.2, pp 841-847.

    Yang, Seung-Bum & Ok, Choi Sang. (2009). “Employee Empowerment Team Performance”, Team Performance Management. Vol. 15, No. (5/6).



تحقیق در مورد پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل, مقاله در مورد پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل, پروژه دانشجویی در مورد پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل, پروپوزال در مورد پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل, تز دکترا در مورد پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل, تحقیقات دانشجویی درباره پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل, مقالات دانشجویی درباره پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل, پروژه درباره پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل, گزارش سمینار در مورد پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل, پروژه دانشجویی در مورد پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل, تحقیق دانش آموزی در مورد پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل, مقاله دانش آموزی در مورد پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل, رساله دکترا در مورد پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل

ثبت سفارش
تعداد
عنوان محصول
بانک دانلود پایان نامه رسا تسیس