پایان نامه بررسی جایگاه عقلانیت ارتباطی در گسترش حوزه عمومی از دید گاه نظریه پردازان مدرن ارتباطات

word
175
587 KB
30062
1393
کارشناسی ارشد
قیمت: ۲۲,۷۵۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست و منابع
  • خلاصه پایان نامه بررسی جایگاه عقلانیت ارتباطی در گسترش حوزه عمومی از دید گاه نظریه پردازان مدرن ارتباطات

    پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد(MA)

    گرایش : پژوهش در ارتباطات

    چکیده پایان نامه (شامل خلاصه، اهداف، روش های اجرا و نتایج به دست آمده):

    در ابتدا ایده اصلی این طرح از فقر یک طرح جامع و کلی درخصوص جایگاه عقلانیت و تکامل آن بصورت عقلانیت ارتباطی در  علوم ارتباطات شکل گرفت .مبحث و سوال اساسی پایان نامه بررسی جایگاه عقلانیت ارتباطی در گسترش حوزه عمومی از دیدگاه نظریه پردازان مدرنیته است.روش شناسی پژوهش روش کیفی با رویکرد روش شناسی کیفی ماکس وبر است . درفصل اول  به مختص کلیات پژوهش شامل بیان مبحث ، اهداف تحقیق ، جامعه آماری و روش تحقیق پرداخته شده است.در فصل دوم بر تحولات تاریخی از تاریخ یونان باستان ، دوران تطور مسیحیت  و تبیین آراء در دوران مسیحیت ، اصلاح دینی ، روشنگری و انقلاب فکری است.درفصل سوم مدخلی بر تعریف مدرنیته است که درباره موضوعاتی مانند تعریف مدرنیسم و دستاوردهای علمی نوین و پیامدهای مدرنیته و بحران آن درخصوص مدرنیته و عقلانیت می باشد.

    درفصل چهارم درخصوص عقلانیت ارتباطی و پیدایش و تفکیک عقلانیت از ابتدا و رسیدن آن به عقلانیت ارتباطی است . بیش از هر چیز در این فصل از نظرات و تفکرات هابرماس تغذیه شده است.

    درفصل پنجم به خلاصه نویسی و نتیجه گیری درخصوص تفکیک آرا و هم اندیشی و حتی نزدیکی اندیشه نظریه پردازان مدرنیته در خصوص عقلانیت ارتباطی به روش تحلیل ساختار پرداخته شده است.

     

    1-1بیان مساله تحقیق :

    سیر مطالعه عقلانیت ارتباطات ریشه در فلاسفه پیشین  دارد که شاخصه های این فلاسفه : مارکس و منتقدین اندیشه او در کتب فرانکفورت همچون مارکوزه، هورکهایمر و وبر بودند که در نهایت به زایش عقلانیت ارتباطی توسط هابرماس انجامید

    طبق نظر هابرماس ارتباط از طریق زبان ضرورتاً مستلزم مطرح کردن ادعای اعتبار مشخصاً حقیقت حقانیت صداقت است که وضع آن را به هنگام اختلاف نظر، نهایتاً فقط از طریق گفتگو می‌توان حل کرد. هابرماس علاوه بر این معتقد است که اهل یک زبان، شرایطی را که چنین گفتگویی در آن نتیجه‌ای واقعاً صحیح به بار می‌آورد کاملاً می‌شناسند و این شرایط را او بر حسب ویژگی‌های «وضعیت» مساوات‌طلبانه [و] «آرمانی گفتار» توضیح داده است. عقلانیت ارتباطی بر این نکته دلالت دارد که انسان این توانایی را دارد که در شرایطی نزدیک به این وضعیت آرمانی («گفتمان» در اصطلاح هابرماس) با هدف دستیابی به وفاق، به احتجاج بپردازد. 

      بر مفهوم عقلانیت ارتباطی تکیه می‌کند تا این نکته را بیان دارد که آنچه اَشکال دموکراتیک سازمان اجتماعی نشان از آن دارند، از اولویت‌هایی صرف در سنت فرهنگی و سیاسی فراتر است. در دیدگاه او، کنش-گفتاری را بدون اتخاذ موضع در قبال ادعای اعتباری که پیش می‌کشد، حتی نمی‌توان فهم کرد، و این موضع به نوبه خود گفتگویی رها از قیود را تدارک می‌بیند که وضعاین ادعا را مشخص می‌سازد. بنابراین، ترتیبات اجتماعی و سیاسی مانع چنین گفتگویی را از موضعی فارغ از هرگونه تعهد ارزش خاص می‌توان به نقد کشید، چون طبق نظر هابرماس نیل به توافق[1]  یا هدفی است که برای زبان انسانی، امری ذاتی است. برنامۀ فلسفی مشابهی را کارل‌‑اُتو اَپل نیز مطرح کرده است؛ او بر ویژگی‌های «استعلایی» احتجاج، بیشتر تأکید می‌کند.

    یورگن هابرماس متفکر برجستۀ نسل دوم مکتب فرانکفورت، مفهوم عقلانیت ارتباطی را بدین منظور مطرح ساخت تا آنچه را که «نقصان هنجاری» کار متفکران اولیه این سنت می‌انگاشت برطرف کند. این نقصان از جمله، فقدان هرگونه مبنای روشن فلسفی برای نقد جامعۀ مدرن بود.

    هابرماس تصریح می‌کند که شرکت‌کنندگان در کنش ارتباطی باید بتوانند اظهارات مطرح شده در جریان گفتگو را از منظر اعتبارشان بنگرند، و باید هم در باب شیوه‌های مناسب حل و فصل موارد اختلاف بر سر ادعای اعتبار و هم در باب شرایطی (که همواره ضدواقعیت است) که در آن پیگیری چنین شیوه‌هایی نتیجۀ واقعاً صحیحی به بار می‌آورد شناخت کامل داشته باشند. برای مثال، وقتی که پی بردن به اعمال فشار پنهانی، وفاقی را که قبلاً حاصل شده بود بی‌اعتبار می‌سازد، این شناخت بسیج می‌شود. 

    در سنت فلسفه غرب، مفهوم عقلانیت برای مدتی مدید با قوۀ تأمل و ارایۀ دلیل برای باورها و کنش‌های ناشی از آنها مرتبط بوده است. وانگهی در فلسفه مدرن، غالباً فقط باورهای قادر به هدایت کنش هدف محورند که نامزد مفهوم عقلانیت قلمداد می‌شوند. در مقابل، هابرماس اظهار می‌دارد که [آن] نوع کنشی که محور آن، نیل به توافق در زبان است، قابل تقلیل به کنشی نیست که محور آن را مداخلۀ موفقیت‌آمیز در دنیای عینی تشکیل می‌دهد. رسیدن به اهداف کنش-گفتاری به جز آنها که به سبک بیان مربوطند از طریق همکاری ممکن است؛ این امر بستگی به این دارد که دیگران، ادعاهای متکلم راجع به اعتبار را آزادانه بپذیرند؛ این، چیزی بیش از معلولی است که بتوان به طور مکانیکی آن را ایجاد کرد. از این رو قوۀ نیل به وفاق از طریق پیش نهادن ادله، شکل متمایزی از عقلانیت را نشان می‌دهد که «در شیوۀ ارتباط روزمره وجود دارد» و هابرماس بدین لحاظ آن را «عقلانییت ارتباطی» می‌نامد. 

    هابرماس تعبیر حوزه عمومی را در اطلاق به عرصه ای اجتماعی به کار می برد که در آن افراد از طریق مفاهمه و استدلال مبتنی بر تعقل و در شرایطی عاری از هرگونه فشار، زور و در شرایط برابر برای تمام طرف های مشارکت کننده مجموعه ای از رفتارها، مواضع و جهت گیری های ارزشی و هنجاری را تولید می کند.

    آنچه موجب جلب نظر هابرماس به مقوله حوزه عمومی شده است، اهمیت این مفهوم به عنوان اساس نقد جامعه مبتنی بر اصول دموکراتیک بوده است. حوزه عمومی عرصه ای است که در آن افراد به منظور مشارکت در مباحث باز و علنی گرد هم می آیند. از نظر هابرماس حوزه عمومی به معنی دقیق کلمه عرصه ای است که هیچ حد و حدودی بر فعالیت آن وضع نشده باشد، حوزه عمومی حوزه عقلانی و حقیقت یاب و حقیقت ساز جامعه است.

    این حوزه، عرصه فکر، گفت وگو، استدلال و زبان است. شرایط مکالمه باز و آزاد در حوزه عمومی متضمن این اصل است که هیچ فرد یا گروهی نمی تواند در خارج از این حوزه (یعنی در عرصه قدرت) مدعی شناخت بهتر خیر و صلاح جامعه باشد. پاسخ به پرسش هایی از این قبیل که آزادی، عدالت، برابری، عقلانیت و جزء آن چیست تنها در حوزه عمومی هر جامعه ای ممکن است داده شود و مورد پذیرش و باور قرار گیرد.

    در این مطالعه  بیشتر سعی شده است به این سوال مهم پاسخ داده  شود گه روند تغییرات جایگاه عقلانیت ارتباطی به چه شکل صورت پذیرفته  و  همچنین پیدایی تفاوت های اصلی میان فلاسفه مدرنیه در حوزه های مختلف ارتباطی پیرامون عقلانیت ارتباط چگونه است؟

     در این پژوهش همچنین خواستار تعیین دیدگاههای فلاسفه مدرنیته درحوزه عمومی هستیم . و یکی از مهمترین و کاربردی ترین برنامه این پژوهش را میخواهیم به تفاوتهای اصلی و باورهای هر یک از فلاسفه این رشته درخصوص عقلانیت ارتباطی درحوزه عمومی بگذاریم.

     1-2اهمیت موضوع پژوهش:

    در دنیای عقلانیت ، حوزه عمومی بر میگردد به مباحث مدنی و اصلی ترین پارادایم حاکم بر جامعه گفتگوی دو سویه است و برای رسیدن به مولفه های تاثیر گذار قابل بررسی است که باید از جامعه ارتباطی بهره گرفت جامعه ای که پارادایم  حاکم بر گفتمان آنرا دانش، اطلاعات شکل میدهد و با فربه شدن اطلاعات روابط از سطحی متعالی تر برخوردار میشود . پس برای رسیدن به جامعه مطلوب باید جامعه آگاه و عقلانی شکل بگیرد. عقلانیت ارتباطی و یا بهتر فلسفه ارتباطی  در حوزه ارتباطات  هنوز جایگاه خود را بازنکرده است .

    وقتی سیر تاریخی  ارتباطات را دوره میکنیم مقوله فلسفه ارتباطات  در ایران وجود ندارد و یا کمتر وجود دارد. همانطور که مارکس معتقد است لازم میدانم بتوانم با سیر تاریخی و قیاس نظرات فلاسفه و همچنین چگونگی استفاده این فلسفه برای تغییر کنش های ارتباطی بتوانیم برای تاثیر گذاشتن بر کنش های ارتباطی سود بجویم نه برای تفسیر  بلکه با تکیه بر عقلانیت ارتباطی که حظور آن  در جامعه آکادمیک بسیار کم رنگ می باشد.

    با توجه به گسترش ارتباطات دیجیتالی و تغییر کنش های ارتباطی یکسویه به چند سویه کنش های رفتاری دستخوش تغییر می گردد ، چرایی این تغییر به ماهیت ارتباطات باز میگردد قبل از بسط و توسعه ارتباطات دیجیتالی نوعی عقلانیت ابزاری که کنشی یکسویه و منفعت طلبانه بود درفضاهای ارتباطی حاکم بوده. با این ذهنیت بررسی فلسفه ارتباطی عقلانی در چنین ساختاری حائز اهمیت است.

    3-1 اهداف پژوهش:

    بررسی روند تغییرات سیر جایگاه عقلانیت بویژه عقلانیت ارتباطی از نظر هر یک از نطریه پردازان مدرنیته

    سیر تعیین جایگاه عقلانیت در حوزه عمومی نزد نطریه پردازان ارتباطات مدرنیته

     سیر تعیین دیدگاه نظریه پردازان مدرنیته در رابطه با عقلانیت ارتباطی

     بررسی تفاوتهای نگرشی میان نطریه پردازان مدرنیته درحوزه های مختلف ارتباطات پیرامون عقلانیت ارتباط.

     

     

    4-1 سوالات پژوهش:

    آیا روند تغییرات جایگاه عقلانیت ارتباطی در گسترش حوزه عمومی از نظر هر یک از فلاسفه متفاوت می باشد.؟

    آیا فلاسفه ارتباطی برای عقلانیت در حوزه عمومی جایگاهی قائل شده اند؟

    در دیدگاه فلاسفه مدرنیته مسئله عقلانیت به چه شکل مطرح شده است.؟

    تفاوت های اصلی میان فلاسفه مدرنیه در حوزه های مختلف ارتباطی پیرامون عقلانیت ارتباط کدام ها هستند؟

    5-1روش تحقیق :

    در پژوهش حاضر، روش تحقیق ، در واقع در شباهتهای ساختاری در نظامهای مختلف فلسفی و بتبع آن مقوله ارتباطات در جوامع بشری است .

    این روش هنگامی کاربرد دارد که استفاده از روشهای کمی با مشکلات منطقی جدی مواجه میگردد بکار می رود . این روش نسبت به منطقی بین دو پدیده اجتماعی یا دو مقوله ارتباطی اجتماعی را به اثبات می رساند.

    در این پژوهش انواع نظریات آرمانی پیش از رنسانس ، رنسانس و مدرنیته در خصوص عقلانیت بویژه عقلانیت ارتباطی سنجیده می شود. البته در پژوهش حاضر به دلیل جاری بودن تحولات در بستری تاریخی و نیز پیونده این تحولات با جنبشهای اجتماعی و نقش متفکران در این جنبشها ، نظری به تحولات تاریخی در سده های گذشته و اخیر غرب نیز افکنده شده است .

    علاوه بر وضعیت که استفاده از روشهای کمی با مشکلات منطقی قابل ملاحظه ای مواجه می شود ، حالت حدی نیز ، وجود دارد که بنابه تعریف استفاده از روشهای کمی در آن منتفی است این حالت هنگامی ایجاد می شود که پژوهشگر می خواهد پدیده منحصر به فردی را تحلیل کند.(بودون، 96:1373(

    امروزه روش تحقیق شباهتهای ساختاری بعنوان یک روش اساسی در علوم اجتماعی قلمداد می گردد . اما این روش را در آثار قدیمی تر از آثار (وبر)نیز می توان ملاحظه کرد آثار کلاسیکی چون "انقلاب فرانسه و رژیمهای پیش از آن" که در اینگونه پژوهش هنگام تحلیل پدیده های اجتماعی پیچیده به دفعات از این روش کمک می گیرند که از دو مرحله تشکیل یافته است (همان : 104)

    روش شناسی ماکس وبر آنچنان جذابیتی دارد که پاستر نیز کوشیده است از آن استفاده نماید اینها همه دلیل بر این واقعیت است که روش شناسی وبر همچنان بر اعتبار خود پابرجاست این اعتبار از آنجا سرچشمه می گیرد که تنها این روش در بررسی پدیده های اجتماعی پیچیده و منحصر به فرد موثر واقع می شود(بدون ،97:1373)

    6-1 جامعه آماری:

    منابع و کتابها ، مقالات و منابع اینترنتی جامعه آماری پژوهش حاضر محسوب می شوند که بطور مبسوط در انتهای پایان نامه فهرست شده است .

     به دلیل ماهیت تحقیق که تنها مبانی نظری داشته است و هیچ گونه شاخص کمی را نسنجیده است ابزار اندازه گیری بکار نبرده است .

     

    [1] (Verständigung) « telos»

     

    نزاع میان عقلانیت‌های گوناگون در یونان باستان

    اگر بپذیریم که ریشه‌های تاریخی عالم و عقلانیت جدید را باید در تاریخ متافیزیک یونانی جست‌وجو کرد، آنگاه می‌توان گفت نخستین مقاومت‌ها در برابر خود همین عقلانیت متافیزیکی‌ -به منزله بستر اصلی ظهور عقلانیت مدرن‌- در خود یونان شکل گرفت. سقراط، در مقام بنیان‌گذار عقلانیت متافیزیکی‌، کشته شد و این صرفاً یک حادثه ساده سیاسی و اجتماعی نبود. با سقراط شکل خاصی از عقلانیت ظهور پیدا کرد و سنت تاریخی جدیدی آغاز شد که با عقلانیت و نحوه تفکر یونانیان پیشین متفاوت بود و با سنت تاریخی پیش از خود درگیر شد. در واقع با ظهور سقراط، آدمی نسبت دیگری با جهان پیدا می‌کند که با نسبت پیشینیان کاملاً متفاوت است. به همین دلیل نمایندگان محافظه‌کار جامعه سنتی و دین سنتی آتنی، احساس خطر کردند. برای نمونه آریستوفانس در نمایشنامه «ابرها» سقراط را به سخره گرفت و نهایتاً نیز آنیتوس و میلیتوس، دو تن از سنت‌گرایان محافظه‌کار، با به دادگاه کشاندن سقراط، به جرم به انحراف کشیدن تفکر جوانان، زمینه صدور حکم مرگ سقراط را فراهم کردند. به هر حال، در جامعه یونانی آن روزگار، بخشی از جامعه احساس کردند با عقلانیتی که سقراط از آن سخن می‌گوید، پایه باورهای سنتی فرو می‌ریزد. پس مقاومت از همان‌جا آغاز می‌شود، هرچند این مقاومت بی‌حاصل بود و عقلانیت متافیزیکی شروع به بسط تاریخی خود کرد..(عبدالکریمی،1391: 79)

    در بطن تفکر افلاطون‌ -یکی دیگر از بنیان‌گذاران سنت تفکر متافیزیکی‌- نیز یک نوع چالش وجود دارد. ما در درون تفکر افلاطونی شاهد نزاع و چالش عناصر شرقی اندیشه وی‌ با عناصری که خاص تفکر یونانی به معنای متافیزیکی است، هستیم. افلاطون، به لحاظ تاریخی، در پایان سنت تاریخی تفکر اسطوره‌ای، دینی و شهودی یونانیان پیشین و در همان حال در آغاز سنت عقلانیت متافیزیکی یونانی قرار دارد. درست مثل خود ما که امروز در پایان یک سنت و در آغاز ظهور یک سنت دیگر در تاریخ خود قرار داریم. از این رو، در دل اندیشه افلاطون دو امکان مختلف و متعارض را در جوار هم، می‌بینیم: افلاطون هم معلم ارسطو یعنی معلم واضع منطق و آن عقل‌گرای بزرگی است که منطق را راهبر تفکر می‌داند، و هم معلم معنوی فلوطین، آن عارف جان‌سوخته‌ای که همه‌چیز را در نسبت با احد یا آن یگانه مطلق درک می‌کند. ارسطو و فلوطین ظهور و نمایاننده دو امکان مختلف هستند که هر دو در بطن اندیشه افلاطونی وجود داشتند. اگر رأی پاره‌ای از مورخان و صاحب‌نظران را مبنی بر تأثیرپذیری افلاطون از جهان‌بینی زرتشتی و حکمت ایرانی بپذیریم، آنگاه حضور و نزاع عناصر شرقی و یونانی در دل اندیشه وی آشکارتر می‌شود. به تعبیر ساده‌تر، چالش و نزاع میان عناصر غیرمتافیزیکی با عناصر متافیزیکی (به معنای خاص و یونانی کلمه) در دل اندیشه خود بنیان‌گذار افلاطون وجود داشته است. بعد از افلاطون استمرار حضور عناصر شرقی در درون سنت متافیزیک یونانی را در میان رواقیون و نوافلاطونی‌ها می‌بینیم.

    از نیمه اول قرن چهارم ق. م، با ظهور فرهنگ رومی‌‌- یونانی، فرهنگ هلنی به‌تدریج ضعیف شده، تفکر یونانی به‌صورت «یونانی‌مآبی» درمی‌آید. در این دوره نیز تفکر فلسفی گشت‌هایی داشته، تفکر متافیزیکی ضعیف‌تر و تفکر اخلاقی نیرومندتر می‌شود، اما باز هم در این دوره نزاع و کشاکش و نیز اثرگذاری‌ها و اثرپذیری‌هایی میان سنت یونانی و سنت‌های شرقی غیریونانی دیده می‌شود.

    تطور عقلانیت در دوران مسیحی

    با ظهور دین مسیحیت که در سنت خاورمیانه‌ایِ عبری/ سامی صورت می‌پذیرد و با بسط این دین در حوزه امپراطوری روم، فرهنگ مسیحی در برابر فرهنگ متافیزیکی رومی- ‌هلنی به شدت مقاومت می‌کند. در قرون اولیه مسیحی همه به‌خوبی احساس می‌کردند که در سنت عبری/ سامی، یعنی در فرهنگ شرقیِ یهودی‌- ‌مسیحی، عناصری وجود دارد که با فرهنگ متافیزیک یونانی کاملاً متعارض است. در واقع نوع وجودشناسی، معرفت‌شناسی، انسان‌شناسی و حتی ‌معنای حقیقت و عقلانیت در این دو فرهنگ متفاوت است. فاصله و تعارض این دو دنیا و این دو سنت تاریخی به قدری است که خود را در انجیل به‌صورت نزاع بین «رُم» و «اورشلیم»، سمبلی از این دو فرهنگ، آشکار می‌سازد. «اورشلیم» در واقع سمبل شهر خدا، یا به بیان دیگر سمبل سنت تاریخی عبری/ سامی است و «رُم» سمبل شهر شیطان یا فرهنگ هلنی‌- ‌رومی. مسیحیان این تفاوت را احساس کردند و نگاه جهان‌محور (کاسمولوژیک) یونانی را که درتقابل با نگاه خدامحوری (تئولوژیک) آن‌ها قرار داشت، خطرناک دیدند.

    در سنت عبری/ سامی، واقعیت اصیل، الوهیت و‌ امر قدسی بود اما در فرهنگ یونانی این کاسموس، ‌طبیعت یا جهان بود که به منزله واقعیت اصلی تلقی می‌شد. در سنت دینی عبری، وحی و عقل شهودی بود که در معرفت و نظام اپیستمه آن‌ها نقش اساسی ایفا می‌کرد در حالی که در سنت یونانی‌- ‌رومی و نظام معرفتی‌شان ‌‌این عقل محاسبه‌گر بود که نقش محوری داشت. البته همان‌گونه که گفته شد، در اندیشه افلاطون‌ -و سپس رواقیان و نوافلاطونیان‌- هنوز ردپایی از عقل شهودی وجود داشت. حتی در اندیشه ارسطو نیز عقل شهودی به تمامی کنار گذاشته نشده بود. ارسطو میان عقل علمی و عقل عملی تمایز می‌گذاشت. برای وی عقل علمی یا حکمت، تا حدودی از وصف شهودی برخوردار بود و عقل عملی، به منزله عقل محاسبه‌گر و معطوف به هدف محسوب می‌شد. (همان)

    به هر حال دنیای مسیحی ابتدا در برابر فرهنگ یونانی کاملاً مقاومت می‌کند و مسیحیان اعلام می‌دارند که فلسفه یونانی چیزی جز کفر و حماقت نیست. اما به‌تدریج آنان احساس می‌کنند که نمی‌توان به این سهولت فرهنگ و تفکر یونانی را نادیده گرفت و آن‌ها خود نیز برای توجیه و دفاع از مسیحیت نیازمند تفکر مفهومی و استدلالی متافیزیک یونانی هستند. نسل‌های بعدی مسیحیان، در قرون دوم و سوم میلادی، برخلاف مسیحیان قرن اول که فلسفه را «کفر و حماقت» خوانده بودند، حال اعلام می‌دارند که آنچه افلاطون گفته است، همان چیزی است که کتب مقدس گفته‌اند و افلاطون برای یونانیان از همان نقشی برخوردار بوده است که موسی برای عبرانیان. بنابراین مسیحیان در مواجهه با سنت متافیزیک یونانی، ابتدا با افلاطون احساس هم‌دلی و هم‌سویی کردند. دلیل آن نیز روشن است: به دلیل حضور عناصر شرقی، شهودی و اشراقی نیرومندتر در تفکر افلاطون‌، در قیاس با ارسطو.

    این که تفکر مشایی ارسطو بتواند در عالم مسیحی جا باز کرده، به بار نشیند، چیزی نزدیک دوازده قرن، یعنی تا قرن سیزدهم میلادی، طول کشید؛ نهالی که بذرهای آن را بوئسیوس با ترجمه برخی از آثار ارسطو در قرم ششم میلادی در عالم مسیحیت پاشیده بود، اما تا قرن سیزدهم میلادی به ثمر ننشسته بود. تفکر مشایی ارسطو در حکم اسب تروایی بود که با ورود به قلعه تفکر مسیحی، حوزه اندیشه و فرهنگ مسیحی را توسط عقلانیت متافیزیکی فتح کرد و روند یونانی‌زدگی و متافیزیکی شدن تفکر و حکمت مسیحی و به تعبیر دیگر، روند رشد سکولاریسم متافیزیکی در عالم مسیحیت را شدت و سرعت و حدّت بیشتری ‌بخشید. 

  • فهرست و منابع پایان نامه بررسی جایگاه عقلانیت ارتباطی در گسترش حوزه عمومی از دید گاه نظریه پردازان مدرن ارتباطات

    فهرست:

    فهرست مطالب

    عنوان                                                                                                    صفحه

    فصل اول: کلیات پژوهش... 1

    1-1بیان مساله تحقیق : 2

    1-2اهمیت موضوع پژوهش: 4

    3-1 اهداف پژوهش: 5

    4-1 سوالات پژوهش: 6

    5-1روش تحقیق : 6

    6-1 جامعه آماری: 7

    فصل دوم : پیشینه تحقیق  ...................................................................................................................8

    نزاع میان عقلانیت‌های گوناگون در یونان باستان. 9

    تطور عقلانیت در دوران مسیحی.. 11

    رنسانس... 12

    ویژگی های عصر رنسانس... 14

    رنسانس و بازگشت به عقل خودبنیاد متافیزیک یونانی.. 14

    تبیین آرا و عقاید ارتباطی در رنسانس : 16

    هگل: عقلانی ، واقعی و واقعی ، عقلانی است... 19

    رنسانس در علوم. 26

    نقش نهضت ترجمه بر رنسانس در علوم. 27

    جامعه قرون وسطی در تحول. 27

    انسانگرایان و فرهنگ... 28

    تقسیم‌بندی رنسانس... 29

    انقلاب‌های فکری عصر رنسانس... 29

    نیکلاس کوپرنیک ستاره شناس لهستانی.. 30

    انقلاب فکری گالیله. 31

    انقلاب فکری دکارت... 32

    فصل سوم: مدرنیته و عقلانیت... 35

    مدرنیته. 36

    گونه‌شناسی منتقدان عقلانیت مدرن. 38

    بررسی‌ مفهوم‌ مدرنیته‌ از دیدگاه‌ هابرماس... 40

    مدرن بودن چیست و رهاورد مدرنیته کدام است؟. 49

    عقلانیت ومدرنیته. 50

    روما نیست های آلمانی.............................................................................................................57

    اگزیستان سیالیست ها..............................................................................................................57

    مارکس و فروید......................................................................................................................58

    دیلتای.. 60

    نیچه. 60

    هوسرل. 61

    هایدگر. 62

    نئومارکسیست‌ها یا مکتب فرانکفورت... 63

    مدرنیزاسیون به عنوان عقلانیت... 63

    نگاهی به مفهوم عقلانیت در اندیشه ماکس وبر. 70

    وبر و علم. 73

    ماکس وبر. 74

    وبر و تفکر پست مدرن. 79

    کنت... 81

    پارتو. 83

    دیدگاه میشل فوکو. 88

    آثار و اندیشه ها 88

    ریشه های نگرش فلسفی فوکو. 93

    جمع بندی شناخت شناسی فوکو. 94

    فصل چهارم: عقلانیت ارتباطی.. 97

    عقلانیت... 98

    مفهوم عقلانیت و هنجاری بودن. 99

    عقلانیت ابزاری.. 100

    عقلانیت اخلاقی.. 100

    عقلانیت انتقادی.. 101

    عقلانیت ارتباطی.. 102

    ریشه های عقلانیت ارتباطی هابرماس... 102

    عقلانیت ارتباطی.. 104

    موازین عقلانیَت ارتباطی.. 105

    تلخیص آرای هابرماس... 113

    از عقلانیت هدفمند " وبر" تا عقلانیت ارتباطی "هابرماس". 118

    کنش ارتباطی و کنش راهبردی.. 118

    جمع بندی.. 120

    هابرماس و فوکو. 126

    حوزه عمومی در اندیشه هابرماس... 130

    افول حوزه عمومی.. 135

    کنش ارتباطی.. 135

    افول حوزه عمومی.. 136

    پست‌مدرن‌ها 137

    فصل پنجم: نتیجه گیری.. 142

    ایرادهایی بر رویکرد هابرماس... 143

    انتقادات بر هابرماس... 147

    رویکرد اپل و نقد او بر هابرماس... 153

    جداول تحلیل ساختار.............................................................................................................154

    منابع. 163

     منبع:

    1- اباذری، یوسف،(۱۳۷۷). خرد جامعه شناسی، نشر؛ طرح نو. تهران.

    2- احمدى ،بابک ،( 1377). معماى مدرنیته، نشر مرکز، جلد 1، تهران،

    3- انصار ی، منصور، (1384). دموکراسی گفتگویی ،نشرمرکز،تهران.
    4- استونز ،راب، ( 1385 ).متفکران بزرگ جامعه شناسی .ترجمه مهرداد میردامادی ، نشر مرکز ، تهران.

    5-ایج لسناف ، مایکل، ( 1385). فیلسوفان سیاسی قرن بیستم ، مترجم خشایار دیهمی . نشرماهی، تهران.
    6- بشیریه،حسین ،( 1381). تاریخ اندیشه ها ی سیاسی قرن بیستم .اندیشه هایمارکسیستی،نشرنی،تهران.
    7- بشیریه، حسین ،(1377 ). جامعه شناسی سیاسی ، نشر نی ،تهران .

    8- بودون، ریمون ، ( 1373(.روش های جامعه شناسی ، ترجمه عبدالحسین نیک گهر : علمی و فرهنگی چاپ اول تهران.

    9- بهمن­پور، محمدحسین ،(1379).  فراز و نشیب عقلانیت،  انتشارات نوادر، تهران.

    10- کانرتون ، پل ،(1385) . جامعه شناسی انتقادی ، مترجم حسن چاوشیان،نشراختران.تهران .

    11- پیوزی ، مایکل، (1384).هابرماس ،یورگن . ترجمه احمد تدین . انتشارات هرمس . تهران.
    12- دکتر پولادی،( 1383) .تاریخ اندیشه سیاسی درغرب، قرن بیستم .نشرمرکز،تهران.
    13- فردریک  ،چارلز ، ( 1375) .تاریخ فلسفه کاپلستون، جلد ۴،شرکت انتشارات علمی فرهنگی، تهران.

    تدین ، احمد ،یداله ،موفق،(1384). عقلانیت و آزادی  ،انتشارات هرمس . تهران .
    15- تقی زاده ، صفدر ، صارمی  .ابوطالب ،(1373). تاریخ تمدن رنسانس . شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران.

    16- جرمى ریفکین، ( 1383) . از مدرنیسم تا پست مدرنیسم،. مهدى نصیرى، ماهنامه سیاحت غرب، سال دوم، شماره 15،قم.

    17- جهانبگلو .رامین ،( ۱۳۷۲). ماکیاولی و اندیشه رنسانس ، نشر مرکز16، جیمز آ. کوریک. ترجمه آزیتا یاسائی، انتشارات ققنوس، تهران.

    18-  دلفروز ، محمدتقی، (1382 ).جامعه شناسی سیاسی معاصر، نشرکویر.تهران .
    19- دیهمی، خشایار ، (1385) . فیلسوفان سیاسی قرن بیستم . نشرماهی،تهران .

    استونز ، راب ، ( 1385) . متفکران بزرگ جامعه شناسی . ترجمه مهرداد میردامادی ، نشر مرکز . تهران.
    21- ساعی  ،احمد ، ( 1387) . مسائل سیاسی ، اقتصادی جهان سوم - سمت – تهران .

    22- شاهنده، نوشین ، (1392) .پسامدرنیسم و عقلانیت . سایت ترجمان ، تهران.

    23- فلاح  ،رفیع علی ،1376) ).  مجله: کیهان اندیشه  بهمن و اسفند  شماره 76 ، تهران.

    24- صبوری ، منوچهر، (1381). جامعه شناسی سیاسی . انتشارات سخن ، تهران.  

    25- کرایب ، ایان ، (1378). نظریه اجتماعی مدرن از پارسونز تا هابرماس . انتشارات آگاه ، تهران .

    26- محمدی ،رحیم،(1382) .درآمدی برجامعه شناسی عقلانیت. انتشاراتباز،تهران .
    27- محمدی،رحیم  ، (  1382 ).در آمدی برجامعه شناسی عقلانیت ، انشارات باز . تهران.

    28- نوذری، حسین علی ،(1381) .بازخوانی هابرماس ،نشرچشمه.تهران.
    29- وایت ، استیون ،( 1380 ).خرد، عدالت و نوگرایی ،مترجممحمدحریریاکبری،نشرقطره،تهران .
    30- وایت، استیون ، ( 1380). خرد ، عدالت و نوگرایی – محمد حریری اکبری . نشر قطره ، تهران .
    31- نوری، مرتضی ( 1388) .پایان نامه آزادی در فلسفه ی هگل، تهران.  

    32- هابرماس . یورگن ،(1384). نظریه کنش ارتباطی، ترجمه کمال پولادی. موسسه انتشاراتی روزنامه ایران، تهران.

     

     

     

     

    Adorno, T.W. and Horkheimer, M. (1944) Dialectic of Enlightenment, London: Verso, 1979. Apel, K.-O. (1973) Transformation der Philosophie, Frankfurt am Main: SuhrkampVerlag, 2 vols; partial trans. G. Adey and D. Frisby, “Towards a Transformation of Philosophy”, London: Routledge& Kegan Paul, 1980.

    Adorno, T.W. and Horkheimer, M. (1944) Dialectic of Enlightenment, London: Verso, 1979.
    Apel, K.-O. (1973) Transformation der Philosophie, Frankfurt am Main: SuhrkampVerlag, 2 vols; partial trans. 

    Apel, K.-O. (1992) ‘Normative Begründung der "KritischenTheorie" durchRekurs auf LebensweltlicheSittlichkeit?EinTranszendental-pragmatischorientierterVersuchmitHabermasgegenHabermaszudenken’ (‘Normatively Grounding "Critical Theory" through Recourse to the Lifeworld? A Transcendental-Pragmatic Attempt to Think with Habermas against Habermas’), in A. Honneth, T. McCarthy, C. Offe and A. Wellmar (eds), Zwischenbetrachtungen. ImProzess der Aufklärung) Philosophical Interventions in the Unfinished Project of Enlightenment), Frankfurt am Main: SuhrkampVerlag; trans. B. Rehg,  Cambridge MA: MIT Press, 125-72.

    Article/society/Postmodernity/2010/8/12/378.html#sthash.JbdbHCyK.dpuf

    Cooke, M. (1994) Language and Reason: A Study of Habermas’ Pragmatics, Cambridge MA: MIT Press.
    Habermas, J. (1968) Erkenntnis und Interesse, Frankfurt am Main: SuhrkampVerlag; trans. J.J. Shapiro as Knowledge and Human Interests, London: Heinemann, 1971.

    Habermas, J. (1976) ‘Was heißtUniversalpragmatik’, in K.-O. Apel (ed.) “Sprachpragmatik und Philosophie”, Frankfurt am Main: SuhrkampVerlag; trans. T. McCarthy as ‘What is Universal Pragmatics?’, in Communication and the Evolution of Society, London: Heinemann, 1979, 1- 68.
    Habermas, J. (1981) Theorie des KommunikativeHandelns. Band 1: “Handlungsrationalität und gesellschaftlicheRationalisierung”, Frankfurt am Main: SuhrkampVerlag; trans. T. McCarthy as “Reason and the Rationalization of Society”, vol. 1 of The Theory of Communicative Action,  Boston MA: Beacon Press, 1984.

    Habermas, J. (1988) ‘Handlungen, Sprechakte, sprachlichvermittelteInteraktionen und Lebenswelt’, in NachmetaphysichesDenken (Postmetaphysical thinking), Frankfurt am Main: SuhrkampVerlag.
     Schnنdelbach, H. (1991) ‘Transformation der KritischenTheori, “The Transformation of Critical Theory”, in A. Honneth and H. Joas (eds) KommunikativesHandeln (Communicative Action) trans. J. Gaines and D.L. Jones, Cambridge: Polity Press, 7-22). Referred to in §2. Criticizes Habermas for suggesting that identifying grounds involves evaluating them, thereby making any description of communicative rationality normative.

    http://shathiat1.blogfa.com/post/28

    http://tebyan-zn.ir/News-

    http://vista.ir/article/261263

    http://www.kidspast.com/world-history/0288-the-renaissance.php

    http://www.mrdowling.com/704renaissance.html

    http://www.philosociology.ir/daily-articles/351-1390-05-10-20-11-20.html

    http://www.philosociology.ir/daily-articles/915-1391-03-13-07-05-09.html

    John scott –social theory central issues in sociology – London 2006.

    Lauridsen, S. (2005). Morality , low and deliberative democracy, An Enquiry concerning JurganHabermas& Karl – Otto Apels discursive programs op justification . 

    Wellmer, A. (1986) Ethik und Dialog. Elemente des moralischenUrteilsbei Kant und in der Diskursethik, Frankfurt am Main: SuhrkampVerlag; trans. D. Midgeley as ‘Ethics and Dialogue: Elements of Moral Judgement in Kant and Discourse Ethics’, ch. 4 of The Persistence of Modernity, Cambridge: Polity Press, 1991, pp.113‑231. 

     

     



تحقیق در مورد پایان نامه بررسی جایگاه عقلانیت ارتباطی در گسترش حوزه عمومی از دید گاه نظریه پردازان مدرن ارتباطات, مقاله در مورد پایان نامه بررسی جایگاه عقلانیت ارتباطی در گسترش حوزه عمومی از دید گاه نظریه پردازان مدرن ارتباطات, پروژه دانشجویی در مورد پایان نامه بررسی جایگاه عقلانیت ارتباطی در گسترش حوزه عمومی از دید گاه نظریه پردازان مدرن ارتباطات, پروپوزال در مورد پایان نامه بررسی جایگاه عقلانیت ارتباطی در گسترش حوزه عمومی از دید گاه نظریه پردازان مدرن ارتباطات, تز دکترا در مورد پایان نامه بررسی جایگاه عقلانیت ارتباطی در گسترش حوزه عمومی از دید گاه نظریه پردازان مدرن ارتباطات, تحقیقات دانشجویی درباره پایان نامه بررسی جایگاه عقلانیت ارتباطی در گسترش حوزه عمومی از دید گاه نظریه پردازان مدرن ارتباطات, مقالات دانشجویی درباره پایان نامه بررسی جایگاه عقلانیت ارتباطی در گسترش حوزه عمومی از دید گاه نظریه پردازان مدرن ارتباطات, پروژه درباره پایان نامه بررسی جایگاه عقلانیت ارتباطی در گسترش حوزه عمومی از دید گاه نظریه پردازان مدرن ارتباطات, گزارش سمینار در مورد پایان نامه بررسی جایگاه عقلانیت ارتباطی در گسترش حوزه عمومی از دید گاه نظریه پردازان مدرن ارتباطات, پروژه دانشجویی در مورد پایان نامه بررسی جایگاه عقلانیت ارتباطی در گسترش حوزه عمومی از دید گاه نظریه پردازان مدرن ارتباطات, تحقیق دانش آموزی در مورد پایان نامه بررسی جایگاه عقلانیت ارتباطی در گسترش حوزه عمومی از دید گاه نظریه پردازان مدرن ارتباطات, مقاله دانش آموزی در مورد پایان نامه بررسی جایگاه عقلانیت ارتباطی در گسترش حوزه عمومی از دید گاه نظریه پردازان مدرن ارتباطات, رساله دکترا در مورد پایان نامه بررسی جایگاه عقلانیت ارتباطی در گسترش حوزه عمومی از دید گاه نظریه پردازان مدرن ارتباطات

ثبت سفارش
تعداد
عنوان محصول
بانک دانلود پایان نامه رسا تسیس