پایان نامه بررسی عوامل روانی اجتماعی موثر بر استراتژی های مقابله ای بیماران ام اس شهر همدان

word
136
1 MB
30050
1392
کارشناسی ارشد
قیمت: ۱۷,۶۸۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست و منابع
  • خلاصه پایان نامه بررسی عوامل روانی اجتماعی موثر بر استراتژی های مقابله ای بیماران ام اس شهر همدان

    پایان­نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته علوم اجتماعی - جامعه­ شناسی

     

    چکیده:

            بیماری مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری عصبی مزمن و پیش­رونده است که در نتیجه مجموعه­ای از عوامل محیطی (مانند فشارهای روحی یا تنش) یا ژنتیکی بروز می­کند. سن ابتلا برای بیماری حدود 20 الی 40 سال می­باشد لیکن می­تواند در هر سنی پیشرفت نماید. ام­اس معمولاً دوران عود و فروکش دارد و درصد بالایی از افراد مبتلا به این بیماری دچار این وضعیت می­شوند. به طور کلی بروز علائم غیر قابل پیش بینی هستند و علل آن ناشناخته است بدین ترتیب لازم است که این بیماران با بیماریشان مقابله کنند و تطابق یابند. مقابله به عنوان تلاش­های رفتاری و شناختی فعالانه یا منفعلانه در پاسخ به شرایط استرس­زا و به منظورتسلط یافتن بر چالش­های حاصل از بیماری و همچنین کاهش آثار منفی آن است بنابراین در این تحقیق تاثیر عوامل روانی اجتماعی مختلف بر استراتژی­های مقابله­ای در بیماران ام اس بررسی می­شود. مواد و روش­ها: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بوده و جامعه پژوهش، شامل کلیه زنان و مردان مبتلا به ام­اس و عضو انجمن ام­اس شهر همدان می­باشد. در این تحقیق روش نمونه­گیری به روش در دسترس انجام شد و 252 نفر در این مطالعه شرکت داشتند. جهت گردآوری داده­ها از پرسشنامه استاندارد استراتژی­های مقابله­ای لازاروس و فولکمن، پرسشنامه محقق ساخته حمایت اجتماعی خداپناهی، پرسشنامه احساس خودکارآمدی شرر و همکاران و همچنین پرسشنامه شبکه روابط اجتماعی و ادراک بیماری اقتباس شده از پژوهش رضایی دادگر استفاده شد. آنالیز داده­ها با استفاده از نرم­افزار اس پی اس اس انجام شد. و برای تعیین رابطه بین متغیرهای تحقیق به دلیل غیر نرمال بودن توزیع داده­ها از آزمون­های آماری کروسکال والیس، آزمون من- ویتنی وآزمون ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شد. یافته­ها­: نتایج آزمون کروسکال والیس نشان داد که بین پایگاه اقتصادی اجتماعی و استراتژی­های مقابله­ای رابطه معنی­داری وجود دارد به طوریکه بیماران با پایگاه اقتصادی اجتماعی بالا و متوسط بیشتر از سبک مقابله­ای مسئله مدار استفاده می­کنند ولی بیماران با پایگاه اقتصادی اجتماعی پایین از استراتژی مقابله­ای هیجان مدار استفاده می­کنند. و نتایج آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن حاکی از رابطه مثبت معنادار بین شبکه روابط اجتماعی، حمایت اجتماعی، احساس خودکارآمدی و ادراک بیماری با استراتژی مقابله­ای مسئله­مدار و رابطه معکوس با استراتژی مقابله­ای هیجان­مدار بود.

    واژه­های کلیدی:  مولتیپل اسکلروزیس، حمایت اجتماعی، شبکه روابط اجتماعی، احساس خودکارآمدی، ادراک بیماری، استراتژی­های مقابله­ای

    مقدمه:

    جامعه­شناسی پزشکی و بهداشت، شاخه­ای از جامعه­شناسی بوده و از جدیدترین رشته­های تخصصی است، که در آن اموری مانند بهداشت، بیماری و مراقبت­های پزشکی از دیدگاه جامعه­شناسی مورد تجزیه و تحلیل قرار می­گیرد. تحقیق در تأثیر بیماری­ها بر گروه­های انسانی و نحوه دفاع در مقابل آن موضوع جالب توجهی برای جامعه­شناسی است. توزیع بیماری­ها در میان انسان­ها متفاوت بوده و شناخت و آگاهی نسبت به بیماری درچارچوب الگوهای فرهنگی صورت می­گیرد. به دلیل مداخله عوامل و شرایط اجتماعی در مسیر و جریان درمان، علوم اجتماعی با پزشکی و بهداشت و درمان مشارکت می­یابد و پیدایش رشته جامعه­شناسی پزشکی ضرورت می­یابد (محسنی، 1368: 2-1).

    برکمن و کاواچی[1] (2000) و بیرد[2] و دیگران (2000)، معتقدند که جامعه­شناسی پزشکی، می­کوشد تا دریابد که چگونه عوامل اجتماعی و فرهنگی، بر توزیع و فهم بیماری، واکنش­ها نسبت به بیماری، تحول و عملکرد نهادهای مراقبت تندرستی و توسعه سیاست­های اجتماعی تأثیر می­گذارند (مسعودنیا، 1389: 28). هر بیماری تنها نهاد پزشکی را درگیر نمی­کند، بلکه چندین سطح اجتماعی مانند فضاهای خانوادگی یا حرفه­ای را تحت تأثیر قرار می­دهد. سیر تاریخی بیماری­ها، سیر تحول علم پزشکی، بررسی وضعیت­های سلامتی و تعیین­کننده­های اجتماعی آن، تفسیرهای فرهنگی و اجتماعی از وضعیت سلامتی و بیماری، روابط پزشک و بیمار، بررسی وضعیت بیمارستان از جمله موضوعات مورد بررسی در جامعه­شناسی پزشکی است ( فیلیپ[3]؛ کلودین[4]؛ کتبی، 1385: 3).

    بیماری­های مزمن در همه دوره­های زندگی تأثیرگذار است، به طوری­که نه تنها سالمندان بلکه افراد خیلی جوان و میانسال را نیز مبتلا می­کند. هر چند بعضی از این بیماری­ها تأثیر کمی بر کیفیت زندگی دارند، ولی بیشتر آن­ها اغلب به دلیل ناتوانی­هایی که بر جای می­گذارند تأثیرات قابل توجهی بر کیفیت زندگی افراد ایجاد می­کنند (اسملتزر[5] و همکاران، 2002؛ به نقل از حضرتی و همکاران، 1384). بیماری­های مزمن از قبیل ام ­اس، تهدیدی برای شبکه روابط اجتماعی افراد آسیب­دیده است. بازگشت­های بیماری ام­ اس مکانیسم­های مقابله­ای بیمار و خانواده­اش را به چالش می­کشد. اثرات این بازگشت­ها، اعضای خانواده افراد، دوستان، دنیای شغلی و آموزشی و جامعه بزرگتر را تحت تأثیر قرار می­دهد. اعضای خانواده و افراد در شبکه­های اجتماعی یا شغلی بیمار، ممکن است در واکنش به این بازگشت­ها احساس گناه، اضطراب و احساسات منفی دیگر داشته باشند. لکه ننگ، بعضی اوقات با بیماری­های مزمن همراه است و ناتوانی یک استرس ثابت برای بیماران و خانواده­هایشان است. همچنین این بیماری ممکن است برنامه­های بلندمدت، امیدواری برای آینده و امنیت کلی فرد را تهدید کند (هالپر[6]، 2007).

    همانطور که بیماری­های مزمن، بدون درمان قطعی و دارای دوره نسبتاً طولانی مدت هستند لازم است که بیماران با محدودیت­هایی که شرایط­شان به آنها تحمیل کرده است زندگی کنند. مطالعه بر روی مقابله با بیماری­های مزمن و حمایت اجتماعی از بیماران مزمن که در طی 15 سال گذشته به شدت افزایش یافته است، نشان می­دهد که در بسیاری از موارد عوامل استرس­زا با بیماری مزمن همراه است و بیماران را وابسته به کسب حمایت از محیط اجتماعی­شان می­کند. علاوه بر این مطالعات نشان داده­اند که هم مقابله و هم حمایت اجتماعی، تاثیر مستقلی بر سلامتی بیماران مزمن دارند (کرلین[7] و همکاران، 1997).

    بیماری مولتیپل اسکلروزیس[8] (MS) اولین بار در سال 1868 میلادی توسط جی­چرکوته[9] پروفسور دانشگاه پاریس که او را پدر علم نورولوژی[10] می­نامند توصیف شد (چرکوته، 1868؛ به نقل احمدزاده راجی و همکاران، 1390). پس از وی اوگن دویس[11] (1930-1858)، جوزف بالو[12] (1979-1895) و پاول فردیناند شیلدر[13] (1940-1886) نیز مواردی از بیماری را توصیف کردند این بیماری در سال 1995 به نام مولتیپل اسکلروزیس نام­گذاری شد (کامپستون[14]، 2008؛ به نقل از همان). این بیماری با وجود درمان­های متعدد یکی از ناتوان­کننده­ترین بیماری­هاست که بر جنبه­های مختلف زندگی فرد تأثیر داشته، به ویژه کیفیت زندگی مربوط به سلامتی در بیماران با فرم متوسط و پیشرفته به طور کلی پایین بوده و این موضوع باعث افسردگی زیادی در آ­ن­ها می­شود (کسلرینگ[15]؛2000؛ به نقل از حسین مدنی و همکاران، 1384). به نظر می­رسد روش­های مقابله­ای در تطابق با بیماری مولتیپل اسکلروزیس موثرند و به ویژه روش­های مقابله­ای مسئله­مدار تأثیر مثبت زیادی در تطابق با بیماری دارند (اوبرین[16]، 1993؛ به نقل از مدنی و همکاران، 1384). بدین ترتیب در این تحقیق برخی عوامل روانی- اجتماعی  موثر بر استراتژی­های مقابله­ای این بیماران بررسی می­شود.

    این پژوهش در پنج فصل تدوین می یابد فصل اول مربوط به کلیات (مقدمه، بیان مسئله، اهمیت و ضرورت پژوهش، و سوالات و اهداف پژوهش) می باشد،  فصل دوم پیشینه تحقیق و ادبیات نظری تحقیق را در بر می گیرد. در فصل سوم در باره روش تحقیق و نحوه تجزیه و تحلیل داده ها صحبت می شود، در فصل چهارم داده­ها تجزیه و تحلیل و در فصل پنجم نتایج و پیشنهادات ارائه می شود.

    1-2- بیان مسئله:       

    سلامت چه به صورت فردی و چه جمعی، بی­تردید مهم­ترین جنبه زندگی است، مسأله­ای که از ماقبل تاریخ تاکنون بشر به منظور دستیابی به آن کوشش کرده است. سلامت شرط ضروری برای ایفای نقش­های اجتماعی است و انسان­ها در صورتی می­توانند فعالیت کامل داشته باشندکه هم خود را سالم احساس کنند و هم جامعه آنها را سالم بداند (محسنی، 1368).

    یکی از اختلالات ناتوان کننده عصب شناختی، بیماری مولتیپل اسکلروزیس[17](MS) می­باشد که علاوه بر اختلالات عصبی- حرکتی با علائمی چون اضطراب، ضعف و کاهش قدرت حل مشکل بروز می­کند و باعث اختلالات جسمی و روانی متعددی می­شود. ام­اس یک بیماری مزمن و ناتوان کننده سیستم عصبی است که در آن  میلین دستگاه اعصاب مرکزی (مغز و نخاع) تخریب می­­شود و به دنبال آن به ­تدریج بخش عضلانی بدن توانایی خود را از دست می­دهد. ضایعات ام­اس بعد از تروما دومین علت شایع ناتوانی عصبی در اوایل و اواسط بزرگسالی است و تظاهرات آن از یک بیماری خوش­خیم تا یک بیماری به سرعت پیش­رونده و ناتوان­کننده متغیر است (هاریسون[18]؛ به نقل از میبدی، 1384). این بیماری در نتیجه مجموعه­ای از عوامل محیطی (مانند فشارهای روحی یا تنشی)، ژنتیکی و خود ایمنی بروز می­کند. سن ابتلا یه این بیماری حدود 18-35 سالگی می­باشد، لیکن می­تواند در هر سنی پیشرفت نماید (مک کوون[19] و همکاران، 2003؛ به نقل از باستانی و همکاران، 1387). علائم مختلف این بیماری عبارتند از: فقدان ناگهانی یا تاری دید در چشم، دوبینی، عدم تعادل یا اختلال عملکرد مثانه، ایجاد اختلال حسی، ضعف، گرفتگی عضلانی، اختلال شنوایی، خستگی، لرزش اندام­ها، اختلال در عملکرد جنسی و ضعف تعادل، فراموشی، کاهش شنوایی، کرختی و اختلال گفتاری در این بیماران مشاهده می­شود. بررسی­های لطفی و آل یاسین (2002) حاکی از آن است که اختلالات حسی و بینایی شایع­ترین علائم در میان مبتلایان ایرانی می­باشد (رضائی، 1389).

    افراد مبتلا به ام­اس با پیامدهای روانی-اجتماعی این بیماری که شامل شکست در اهداف زندگی، شغل، درآمد، روابط، فعالیت­های اوقات فراغت، و فعالیت­های روزانه زندگی است مواجه­اند. افسردگی شایع­ترین اختلال روانپزشکی مشاهده شده در ام­اس است و شیوع تخمینی بالایی، بین 27% تا 54% دارد (سادونیک[20]، 1990). اولین مطالعه درباره کیفیت زندگی مربوط به سلامت بیماران ام­اس درسال 1990 به چاپ رسید. از آن سال تا به حال مطالعات زیادی بر روی کیفیت زندگی این بیماران انجام شده است نتایج این مطالعات نشان داده است که این بیماران در مقایسه با افراد سالم جامعه از کیفیت زندگی پایین­تری برخوردارند همچنین مطالعات دیگری که به منظور مقایسه کیفیت زندگی این بیماران با بیماران مبتلا به دیگر بیماری­های مزمن مثل صرع، دیابت، آرتریت روماتوئید و بیماری­های التهابی روده انجام شد، نشان دادند که بیماران مبتلا به ام­اس به طور معنی­داری ازکیفیت زندگی پایین­تری برخوردارند ( بیسک[21]، به نقل از علیپور، 1390). این  بیماری یکی از مهم­ترین بیماری­های تغییردهنده زندگی فرد است، زیرا که معمولاً  به بهترین دوران زندگی فرد صدمه زده و به تدریج او را به سمت ناتوانی پیش می­برد (غفاری، 1387). این بیماری همچنین دومین علت ناتوانی عصبی در نیروی کار جوان به حساب می­آید از طرف دیگر به علت شروع این بیماری در سنین فعالیت اقتصادی و همین­طور مزمن بودن آن، ام­اس یک بیماری پرهزینه نیز محسوب می­شود (پتواردهان[22]، 2007؛ مک کوون[23]، 2003؛ به نقل از بحرینی، 1389).

     افراد مبتلا به این بیماری در طول زندگی خود اختلالات عملکرد متنوع جسمی و روانی ناشی از بیماری را تجربه می­کنند. این اختلالات، عملکرد روزانه، زندگی خانوادگی و اجتماعی، استقلال عملکردی و برنامه­ریزی برای آینده را بشدت تحت تأثیر قرار می­دهد (سولاری[24]، 2001). اختلافات خانوادگی، طلاق و ناسازگاری در بین مبتلایان به ام ­اس شایع است. همچنین در این بیماران خجالت و حس حقارت باعث پاسخ­های نامناسب بیمار می­شود بطوری که تطابق بیمار با بیماری به اشکال گوناگون از جمله انکار (همراه با سرخوشی غیر عادی)، افسردگی، محرومیت و خصومت صورت می­گیرد (برونر[25]، 1996؛ اسچتر[26]، 1992؛ به نقل از مدنی، 1384). در حال حاضر بیش از 2.5 میلیون نفر در سراسر جهان و بیش از 500 هزار نفر در آمریکا به بیماری ام اس مبتلا هستند (میرشافعی، 1386). در ایران طبق گزارش انجمن ام اس  در سال 89 نزدیک به 50 هزار بیمار مبتلا به ام اس وجود دارد این بیماری زنان را بیشتر از مردان درگیر نموده و سن شایع بروز آن 20-30 سالگی است (مک کیب[27]،2004؛ کانین قم[28]،2005؛ به نقل از مرقاتی خویی، 1389). در همدان نیز طبق گزارش انجمن ام اس، تعداد این بیماران بیش از یک‌هزار نفر تخمین زده می‌شود که 946 نفر در این انجمن عضو می­باشند.

    تحقیقات نشان می­دهند که استراتژی­های مقابله­ای نقش مهمی در راه­هایی که افراد به شرایط استرس­زا و حوادث منفی زندگی واکنش نشان می­دهند بازی می­کنند. استراتژی­های مقابله­ای اغلب برای میانجیگری بین رویدادهای استرس­زا و پیامدهایی از قبیل اضطراب، افسردگی، آشفتگی روانی و ناتوانی­های جسمی به کار می­رود (اندلر[29] ، 2000). از سوی دیگر، با توجه به اینکه بیماری ام اس جمعیت در سن فعالیت را درگیر می­سازد، فرصت­های شغلی این افراد را تهدید می­کند و آنها را به سمت تنزل پایگاه اقتصادی اجتماعی سوق می­دهد و منجر به منزوی شدن و در نتیجه تضعیف روحیه این افراد می­شود. بنابراین با توجه به روند روبه رشد بودن این بیماری و درگیر ساختن جمعیت جوان و فعال جامعه و با توجه به اینکه افسردگی در این بیماران شایعتر است سوال این پژوهش این است که چگونه می­توان توانایی مقابله­ای این بیماران را افزایش داد و کدام عوامل می­توانند بر روی استراتژی­های مقابله­ای این بیماران اثرگذار باشند بطوریکه این بیماران بهترین شیوه مقابله را انتخاب کنند تا علاوه بر اینکه جلوی پیشرفت پیش بینی ناپذیر این بیماری را بگیرند بتوانند در جامعه حضور فعالانه­ای داشته باشند بدین منظور ما تاثیر برخی عوامل روانی اجتماعی از قبیل حمایت اجتماعی، شبکه روابط اجتماعی، احساس خودکارآمدی و ادراک بیماری را بر استراتژی­های مقابله­ای این بیماران را می­سنجیم تا در صورتی که بین این عوامل با استراتژی­های مقابله­ای رابطه مثبت معناداری وجود داشته باشد بتواند در ارتقا توانایی مقابله­ای این بیماران موثر واقع شود.

    1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش:

    انسان­های سالم محور توسعه پایدارند بر همین اساس نیز در برنامه سوم توسعه دسترسی به خدمات بهداشتی درمانی در ردیف حقوق شهروندی قلمداد شده و مورد تاکید قرار گرفته است. پس تحقیقات پیرامون سلامتی می­تواند داده­هایی فراهم کند که در بخش­های مختلف برنامه­های توسعه موثر باشد.

    ام‌اس از آن دسته بیماری‌هایی است که علاوه بر فرد بیمار، زندگی اطرافیان او را نیز به شکل پررنگی تحت تاثیر قرار می‌دهد. وقتی به فردی می‌گویند مبتلا به بیماری ام‌اس شده است، در واقع این پیام تنها به یک فرد داده نشده بلکه خانواده او نیز باید خود را با یک بیماری مزمن و ناتوان‌کننده و البته غیرقابل‌ پیش‌بینی هماهنگ کنند. با توجه به ماهیت خاص بیماری ام­اس (علائم ناخوشایند و غیرقابل پیش بینی و عوارض دارویی) و شیوع آن در بین جمعیت جوان که بشدت کیفیت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می­دهد و از آنجا که یک بیماری مزمن محسوب می­شود و تاکنون هیچ درمان قطعی و مؤثری برای آن تشخیص داده نشده­است لازم است مبتلایان به آن با بیماری مزمن خود تطابق و هماهنگی پیدا کنند. بهبودی آنها بستگی به این دارد که چگونه با تغییر شرایط­شان سازش یابند. لذا تحقیقاتی پیرامون این موضوع  اهمیت پیدا می­کند تا بیماران بهتر بتوانند موقعیت­های فشارزای زندگی را کنترل کنند.

    این واقعیت که به نظر می­رسد چیزهایی خارج از کنترل افراد هستند ممکن است به واکنش­های منفی منجر شود به طوریکه درک از عدم کنترل این بیماری ممکن است به واکنش­هایی مثل احساس درماندگی و افسردگی منجر شود، واکنش افراد در سبک­های مقابله­ای مورد استفاده در برابر شرایط استرس­زا (بیماری) در افراد مختلف متفاوت بوده و معمولاً منحصر به فرد است و از عواملی مثل ویژگی­های احساسی، فرد، سن، جنسیت، ارتباطات اجتماعی، روش­های مقابله­ای که فرد قبلاً استفاده می­کرده، حمایت­های عاطفی اجتماعی و منابع در دسترس فرد تأثیر می­پذیرد (روزنبلوم[30] و ویلیامز[31]، 2010؛ به نقل از جعفری و همکاران، 1391). به­ منظور بهبود وضعیت بیمار و توانبخشی موثرتر و برنامه­ریزی اصولی و هدفمند برای روند درمانی و توانبخشی و مداخلات روانشناختی بیماران، تمرکز روی سبک­های مقابله­ای، بر میزان بهبودی فرد و سازگاری و تطابق با بیماری تأثیرگذار است. سبک­های مقابله­ای موثر آثار منفی استرس را کاهش می­دهند و توانایی مدیریت استرسورهای محیطی و درونی با به کارگیری این رفتارها افزایش می­یابد. در حالیکه سبک­های مقابله­ای غیرموثر آثار منفی ناشی از استرس را افزایش می­دهند. مقابله موثر منبع مهمی برای ایجاد احساس خوب بودن و سازگاری روانی در موقعیت­های استرس­آور است و بر سلامت فیزیکی و روانی افراد تاثیر دارد (دیربی[32] و توماس[33] 2005). لذا بررسی و تشخیص عواملی که می­تواند بر استراتژی­های مقابله­ای (مسئله­مدار، هیجان­مدار) بیماران تاثیر بگذارد، و بیماران را به سمت مقابله موثر با بیماری سوق دهد، از نظر جامعه شناسی پزشکی، امری ضروری و مهم است. تا علاوه بر اینکه جلوی پیشرفت این بیماری گرفته شود کیفیت زندگی این بیماران نیز افزایش پیدا کند. بطوریکه هم به وظایف و مسئولیت­های خود عمل نمایند و هم فرد مفیدی برای جامعه باشند. علاوه بر این، تمرکز بر اصلاح رفتار و تقویت سبک زندگی سالم و مقابله موثر با بیماری می­تواند از میلیاردها دلاری که سالانه در زمینه سلامت و بیماری هزینه می‌شود پیشگیری کند.

    1-4- هدف:

    هدف کلی: تعیین عوامل روانی-اجتماعی موثر بر استراتژی­های مقابله­ای در بیماران ام اس

     

    اهداف جزئی:

    رابطه بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی و استراتژی­های  مقابله‌ای در مبتلایان ام اس

    تعیین رابطه بین شبکه روابط اجتماعی و استراتژی­های مقابله‌ای در بین مبتلایان ام اس

    تعیین رابطه بین حمایت اجتماعی و استراتژی­های مقابله­ای در بین مبتلایان ام­اس

    تعیین رابطه بین احساس خودکارآمدی و استراتژی­های مقابله­ای در بین مبتلایان ام اس

     تعیین رابطه بین ادراک بیماری و استراتژی­های مقابله­ای در بین مبتلایان ام اس

    1-5- سوالات تحقیق:

    آیا بین پایگاه اقتصادی-اجتماعی و استراتژی­های مقابله­ای رابطه وجود دارد؟

    آیا بین شبکه روابط اجتماعی و استراتژی­های مقابله­ای رابطه وجود دارد؟

    آیا بین حمایت اجتماعی و استراتژی­های مقابله­ای رابطه وجود دارد؟

    آیا بین احساس خودکارآمدی و استراتژی­های مقابله­ای رابطه وجود دارد؟

    آیا بین ادراک بیماری و استراتژی­های مقابله­ای رابطه وجود دارد؟

     

    [1].Berkman, L. F., and Kawachi, I.

    [2].Bird, C. E.

    [3] .Filip

    [4].Adam and Filip and Herteslik and Kludin

    [5] .Smeltzer

    [6] . Hulper

    [7] .kerlin

    [8] . Multiple Sclerosis

    [9] . Jay  Chrkvth

    [10] .Neurology

    [11] . Eugene Davis

    [12] Joseph Balv

    [13]. Paul Ferdinand Shyldr

    [14] . Kampstvn

    [15] . Kslryng

    [16]. Obrien

    [17].Moltiple Sclerosis

    [18] . Harrison

    [19].McKeown

    [20]. Sadovnick

    [21].Beiske

    [22].Patwardhan

    [23].McKeown

    [24]. Solari

    [25] . Bruner

    [26]. Schetter

    [27].McKabe

    [28]. Cunningham

    [29] . Endler

    [30].Rosenblum  and  Wiliams

    [31] . Williams

    [32] . Dyrby

    [33] . Thomas

     

    Abstract:

                 Multiple sclerosis (MS) is generally defined as a progressive disease with or without relapses. The time  of  onset  of  the disease is normally between the ages of 20 and 40 years. MS  usually has relapse and remission. Each MS relapse strains the coping mechanisms of the patient and his or her family. Copin is as actively or passively Behavioral and cognitive efforts to In response to stressful situations and In order to Master the challenges of the disease and to reduce its negative effects. Therefore, in this study we investigate the influence of psychosocial factors on coping strategies in MS patients.To ghadering the datas we use the lazarous and fallkmans coping strategyes quastioner, khodapanahi  social support scale, sherer self-efficacy questionnaire and The Illness Perception and  social networks  Questionnaire Borrowed from Rezai dadgar Thesis. Method: The study population contains all men and women with MS and member of MS Community  in  city of Hamedan. Participants were 252. For data analyizing we use SPSS software. And to determine the relationship between variables due to non-normal data distribution were used  ANOVA and Kruskal-Wallis test and Spearman correlation coefficients. findings: Kruskal-Wallis test showed that there is a significant relationship between socioeconomic status and coping strategies As patients with medium and high socioeconomic status useed problem-oriented coping style   but patients with low socioeconomic status are used emotion-oriented coping strategies. Spearman correlation test results demonstrate a significant positive relationship between social networks, social support, perceived self-efficacy and coping strategies and problem-oriented coping styles and an inverse relationship with emotion-oriented  coping strategies

    Key Words: Multiple sclerosis, socioecenomic status, social support,. Self efficacy, illness perception, coping strategics.

  • فهرست و منابع پایان نامه بررسی عوامل روانی اجتماعی موثر بر استراتژی های مقابله ای بیماران ام اس شهر همدان

    فهرست:

     

    فهرست مطالب

    فصل اول: کلیات

    مقدمه: 3

    1-2- بیان مسئله: 6

    1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش: 9

    1-4- هدف: 11

    1-5- سوالات تحقیق: 11

    فصل اول: مبانی و چارچوب نظری

    مقدمه. 15

    1-1-  ادبیات نظری تحقیق.. 16

    1-2-  پایگاه اقتصادی-اجتماعی: 16

    1-2-1-  درآمد و سلامت... 17

    1-2-2-  تحصیلات و سلامت: 18

    1-2-3- شغل و سلامت... 18

    2-3-  پیوندهای اجتماعی و حمایت اجتماعی.. 19

    2-3- خودکارآمدی.. 27

    2-3-1- خودکارآمدی و تنیدگی.. 29

    2-3-2- نقش واسطه­ای خودکارآمدی.. 30

    2-4- ادراک بیماری (مدل عقل سلیم) 31

    2-5- استراتژی­های مقابله: 32

    2-5-1- کارکردهای مقابله: 33

    2-5-2- انواع رفتارهای مقابله­ای.. 35

    2-6- پیشینه تحقیق: 39

    2-6-1- تحقیقات داخلی: 39

    2-6-2- تحقیقات خارجی: 42

    2-6-3- نقد و ارزیابی تحقیقات پیشین.. 43

    2-7- خلاصه نظریه ها: 43

    2-3-8- فرضیات پژوهش: 45

    فصل سوم: روش شناسی

    مقدمه: 49

    3-1- روش و نوع تحقیق: 50

    3-2- ابزار گردآوری داده­ها: 50

    3-3- روش تجزیه و تحلیل داده­ها: 51

    3-4- جامعه آماری، حجم نمونه و روش نمونه­گیری: 51

    3-4-1- جامعه آماری.. 51

    3-4-2- حجم نمونه: 51

    3-4-3- روش نمونه گیری: 52

    3-5- واحد تحلیل و مشاهده: 52

    3-6- تعریف مفاهیم و نحوه سنجش آنها: 53

    3-7- متغیر مستقل (پایگاه اقتصادی-اجتماعی) 53

    3-8- شبکه روابط اجتماعی: 54

    3-9- حمایت اجتماعی: 55

    3-10- احساس خودکارآمدی: 57

    3-11- ادراک بیماری: 58

    3-12- استراتژی­های مقابله­ای: 59

    3-13- اعتبار تحقیق.. 64

    3-14- پایایی.. 65

    فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

    مقدمه: 69

    4-1- آمار توصیفی یک متغیری: 69

    4-2- توزیع فراوانی جنسیت: 70

    4-3- توزیع فراوانی وضعیت تاهل: 71

    4-4- توزیع فراوانی گروه سنی: 72

    4-5- شاخص‌های توصیفی سن: 73

    4-6- توزیع فراوانی تحصیلات: 73

    4-7-  توزیع فراوانی میزان درآمد: 74

    4 -9- توزیع فراوانی منزلت شغلی: 76

    4-10- توزیع فراوانی پایگاه اقتصادی اجتماعی: 76

    4-11- شاخص‌های توصیفی متغیرهای مستقل: 78

    4-12- شاخص‌های توصیفی سبک‌های مقابله‌ای: 79

    4-13- بررسی نرمال بودن توزیع نمرات متغیرها: 81

    4-1- فرضیه 1: بین پایگاه اقتصادی اجتماعی و سبک­های مقابلهای رابطه وجود دارد. 82

    فصل پنجم: نتایج و بحث

    مقدمه. 99

    5-1- خلاصه روند پژوهش.... 99

    5-2-  نتایج  تحقیق.. 100

    5-2-1- نتایج تجربی تحقیق.. 100

    5-2-2 نتایج نظری تحقیق.. 103

    5-2-3- نتایج: 106

    5-2-4- محدودیت­های پژوهش: 106

    5-2-5- پیشنهادات: 106

     

    منبع:

     

    منابع:

    - آدام، فیلیپ و هرتسلیک، کلودین؛ جامعه­شناسی بیماری و پزشکی، ترجمه لورانس- دنیا کتبی، تهران، نشر نی، 1385.

    - آقا یوسفی، علیرضا 1390، ارتباط کیفیت زندگی و سرمایه روانشناختی با ادراک بیماریدر میان مبتلایان به بیماری ام اس، روانشناسی سلامت، فصلنامه علمی پژوهشی، شماره 1.

    - ابراهیمی قوام، صغری 1375، نقش حمایت اجتماعی در حفظ سلامت جسمانی و روانی، مجله تربیت سال دوازدهم، شماره 111. ص 42-49.

    - ابرقوئی، محسن 1391، بررسی رابطه ابعاد کیفیت تجارب یادگیری و احساس خودکارآمدی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی تهران، فصلنامه مرکز مطالعات و توسعه آموزش علوم پزشکی، سال سوم، شماره 4.

    -  احمدزاده راجی، مژگان 1390، بررسی پلی مورفیسم ژن رسپتور اینتر لوکین VII در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس، مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، دوزه 19، شماره 4، 510-501.

    - استانفورد، کوهن 1370، تئوری­های انقلاب، ترجمه علیرضا طیب، چاپ سوم، تهران: پیک ایران.

    - اعرابیان، اقدس؛ خداپناهی، محمد کریم؛ حیدری، محمود؛ صالح صدق پور، بهرام (1383). بررسی رابطه باورهای خودکارامدی بر سلامت روانی و موفقیت تحصیلی دانشجویان. مجله روانشناسی 32 (4)، 371-360.

    - افروز، غلامعلی؛ قاسم زاده، سوگند 1388، بررسی مقایسه­ای حمایت اجتماعی ادراک شده در دانش­آموزان نوجوان تیزهوش و عادی، نشریه دانشگاه علامه طباطبایی.

    - اینانلو، مهرنوش؛ بهاء، ربابه؛ سید فاطمی، نعیمه، حسینی، فاطمه 1391، سبک­های مقابله با استرس در دانشجویان پرستاری، مجله دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران (حیات)، دوره 18، شماره 3، 75-66.

    - باستانی، سوسن 1387، بررسی میزان تنش درک شده در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس، نشریه علمی پژوهشی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید بهشتی، دوره 19، شماره 66، 21-14.

    - باستانی، سوسن؛ صالحی نیکویی، مریم 1386، بررسی ویژگی­های ساختی، تعاملی و کارکردی شبکه اجتماعی زنان و مردان در تهران، نامه علوم اجتماعی، شماره 3.

    - باستانی، فریده 1386، بررسی ویژگی های ساختی، تعاملی وکارکردی شبکه اجتماعی زنان و مردان در تهران، نامه علوم اجتماعی، شماره 30، بهار.

    - ببی، ارل 1381، روش­های تحقیق در علوم اجتماعی، رضا فاضل، تهران، انتشارات سمت.

    - بحرینی، ساینا 389، تاثیر ماساژ درمانی بر کیفیت خواب زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس عضو انجمن ام اس اصفهان، فصلنامه دانشکده پرستاری و مامایی ارومیه، دوره هشتم، شماره چهارم، 203-197.

    - بیاتی، سمیه 1390، تاثیر اموزش مهارت­های زندگی بر خودکارآمدی و استرس تحصیلی دانش آموزان دختر پایه اول متوسطه شهر کرج. پایان نامه دانشگاه بوعلی سینا.

    - جعفری، مهدیه 1391، سبک­های مقابله­ای مورد استفاده بیماران پس از سکته مغزی و ویژگی­های جمعیت­شناختی موثر برآن، مجله دانشگاه علوم پزشکی کرمان، دوره نوزدهم، شماره 5، ص 451-461.

    - چلبی، مسعود 1373، تحلیل شبکه در جامعه­شناسی، فصلنامه علوم اجتماعی. شماره 3.

    - حضرتی، مریم 1384، تاثیر فرآیند نوتوانی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس، مجله ارمغان دانش، دوره 10، شماره 3.

    - حقیقت، فرشته؛ زادهوش، سمیه؛ رسول زاده طباطبایی، سید کاظم؛ اعتمادی­فر، مسعود (1390). رابطه بین خودکارآمدی مربوط به درد و شدت درد در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس، مجله علوم رفتاری، دوره 5، شماره 1، صفحات 54-47.

    - خانی اشتلق، کاظم 1391،). بررسی تطبیقی تعیین­کننده های سلامت سالمندان مقیم سرای سالمند و همتایان آن­ها در خانواده­های ساکن در شهر تهران، دانشگاه بوعلی سینا، دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی.

    - خباز، محمود 1390، و همکاران، رابطه حمایت اجتماعی و سبک های مقابله ای با تاب آوری در پسران نوجوان، فصلنامه روانشناسی کاربردی، سال 5، شماره 4(20).

    - دهقانی، علی 1391، و همکاران، تاثیر برنامه آموزش گروه همتا بر میزان اضطراب بیماران مولتپل اسکلروزیس، مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی، 12 (4): 257-149.

    - دواس، دی. ای 1376، پیمایش در تحقیقات اجتماعی، هوشنگ نایبی، تهران: نشر نی.

    - راضی، اشرف؛ محسنی تبریزی، علیرضا (1386). رابطه حمایت اجتماعی و سلامت روانی در میان دانشجویان دانشگاه تهران، شماره 10 و 11.

    - رضایی، امید؛ میرزایی قمی، منصور؛ دولتشاهی، بهروز 1389، الگوهای شخصیتی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس، سومین کنگره روانشناسی ایران.

    - رفیع پور، فرامرز 1382، کندوکاوها و پنداشته­ها (مقدمه­ای بر روش­های شناخت جامعه و تحقیقات اجتماعی)، شرکت سهامی انتشار.

    - سارافینو، ادوارد 1384، روانشناسی سلامت، ترجمه الهه میرزایی و همکاران، تهران: انتشارات رشد.

    - سرمد، زهره؛ بازرگان، عباس؛ حجازی، الهه 1380، روش­های تحقیق در علوم رفتاری، تهران، انتشارات آگاه. ص 185.

    - صادقی، محمدرضا؛ سوزان کاستنگه و مریم رجوعی 1378، تاثیر وضعیت فشارروانی وحمایت اجتماعی در افسردگی سالمندان، فصلنامه پژوهش­های روانشناختی، دوره 5، شماره 3و4، ص 11-25.

    - علی پور، احمد 1390، ارتباط میان حمایت اجتماعی ادراک شده و سخت رویی با سلامت روان و وضعیت ناتوانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس، پژوهش های روانشناختی اجتماعی، دوره 1، شماره 3.

    - غفاری، سمیه 1387، بررسی تاثیر آب درمانی بر کیفیت زندگی بیماران زن مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس، مقاله پژوهشی، دوره نهم، شماره سوم و چهارم.

    - فرهنگی، امیر؛ انباردان، اکرم و همکاران 1389، رابطه اضطراب مدرسه و باورهای خودکارآمدی با پیشرفت تحصیلی، کنگره انجمن روانشناسی ایران.

    - کامران، فریدون؛ ارشادی، خدیجه 1388، بررسی رابطه سرمایه اجتماعی شبکه و سلامت روان، فصلنامه پژوهش اجتماعی، سال دوم، شماره 3.

    - کفعمی، فاطمه 1391، و همکاران، تاثیر برنامه خودمدیریتی بر وضعیت سلامت بیماران به مولتیپب اسکلروزیس، مجله توسعه پژوهش در پرستاری و مامایی، دوره نهم، شماره یک، صفحات 33-24.

    - گیدنز، آنتونی 1373، نظریه های جامعه شناسی، منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.

    -  لبادی، شادیه 1387، بررسی ارتباط حمایت های اجتماعی با سلامت روان پرستاران بخش های ویژه بیمارستان های منخب شهرستان ارومیه، فصلنامه دانشکده پرستاری و مامایی ارومیه، سال ششم، شماره سوم، ص 144-35.

    - محسنی تبریزی، علیرضا و اشرف راضی 1386، رابطه حمایت اجتماعی و سلامت روانی در میان دانشجویان دانشگاه تهران، فصل­نامه مطالعات جوانان، شماره 10-11، ص 83.

    - محسنی، منوچهر؛ جامعه­شناسی پزشکی و بهداشت، تهران، طهوری، 1368.

    - محمدخانی، شهرام 1386، مهارتهای جرأتمندی، تهران، طلوع دانش.

    -  مدنی، حسین 1384، و همکاران، تاثیر برنامه خودمراقبتی بر میزان بکارگیری روشهای مقابله ای توسط بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس، فصلنامه علمی پژوهشی فیض، شماره 35.

    -مرزبان، حسین؛ قلیجان، عصمت 1388، بررسی سیستم­های شبکه اجتماعی در سازمان­ها. مجله مدیریت فناوری اطلاعات، شماره 25.

    - مرقاتی خویی، عفت السادات 1391، بررسی عملکرد جنسی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس مراجعه کننده به انجمن ام اس ایران در تهران، مجله زنان، مامایی و نازائی ایران، دوره پانزدهم، شماره پنجم، صفحه 14-7.

    - مسعودنیا، ابراهیم 1389، جامعه شناسی پزشکی، چاپ اول، تهران، موسسه انتشارات دانشگاه تهران.

    - مسعودنیا، ابراهیم، رابطه بین خودکارآمدی مربوط به درد در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس، مجله علوم رفتاری، دوره 5، شماره 1، بهار 1390، صفحات 54-47

    -  مسعودنیا، ابراهیم 1384، تاثیر طبقه اجتماعی بر کیفیت ادراک بیماران آرتریت روماتوئید از علائم بیماری و درد، دوماهنامه علمی پژوهشی دانشگاه شاهد، سال دوازدهم، دوره جدید، شماره 13.

    - مسعودنیا، ابراهیم 1387، ادراک بیماری و استراتژی­های مقابله ای در بیماران التهاب مفصلی، روانشناسی 46، سال دوازدهم، شماره 27، 153-136

    - مسعودنیا، ابراهیم 1386، ادراک بیماری و استراتژی­های مقابله ای در بیماران آرتریت روماتوئید، پژوهش های روانشناختی، دوره 10، شماره 3و4.

    -  مسعودنیا، ابراهیم 1386، خودکارآمدی ادراک شده و راهبردهای مقابله ای در موقعیت های استرس زا، مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، سال سیزدهم، شماره 4، 415-405.

    - منشئی، غلامرضا  1376، روانشناسی تندرستی، چاپ اول، انتشارات غزل.

    -  میرشافعی، علی،  و همکاران 1386، بیماری مولتیپل اسکلروزیس، تهران، حیان، 55-42

    - مهدوی، سمیه السادات 1392، بررسی رابطه اقتصادی اجتماعی با اعتماد اجتماعی، ماهنامه علمی تخصصی  انجمن روابط عمومی ایران، شماره 87.

    - منصوری، علی 1386، بررسی رابطه بین خودکارآمدی ریاضی، سبک اسناد و اضطراب امتحان بر پیشرفت تحصیلی ریاضی دانش آموزان سال اول دبیرستان­های شهر سنندج. پایان نامه دانشگاه علامه طباطبایی.

    - هاریسون 2005، اعصاب هاریسون، ترجمه سید مصطفی میبدی، نشر چراغ دانش با همکاری شبنم دانش، تهران.

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    منابع لاتین:

     

    -Bal s, Crombez G, Oost V P, Debourdeaudhuij I. 2003. The role of social support in well-being and coping with self-reported stressful events in adolescents, Child Abuse & Neglect 27. 2003. 1377–1395.

    - Christensen, A. J., Benotsch, E. G., Wiebe, J. S., & Lawton, W. J. 1995. Coping with treatment-related stress: effects on patient adherence in hemodialysis. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 63, 454-459.

     

    - Dyrbye LN, Thomas MR, Shanafelt TD. Medical student distress: causes, consequences, and proposed solutions. Mayo Clin Proc. 2005 Dec; 80(12): 1613-22. 

    - Endler, s. Kimberly M. Coracea, Laura J. Summerfeldtb,Judith M. Johnsona, Peter Rothbartc,. Coping with chronic pain. A Department of Psychology, York University

    -Endler, s. Nancy, L. Kocovski, Sophia D. 2001. Coping, efficacy, and perceived control in acute vs chronic illnesses, Department of Psychology, York University, 4700 Keele Street, North York, Ontario, Canada, M3J 1P3.

    - Ford H, Trigwell P, Johnson M. The nature of fatigue in multiplesclerosis. J Psychosom Res 1998;45:33– 8.

    -Halper J. 2007. The psychosocial effect of multiple sclerosis: The impact of relapses. J the Neurol Sci, 256:38–4.

    - Kerlein M. G. Schreurs and Denise I D. de Ridder. 1997. integration of coping and social support perspective: implications for the study of adaptation to chronic diseases. Clinical Psychology Review, Vol. 17, No. I, pp. 89-l 12.

    - Callaghan P. Factors related to stress and copping among chinese nurses in Hong Kong, Journal of advanced nursing. 2000. 31(6), 518-1527.

     

    -Lorig K, Sobel D, Ritter P. Effect of a self-management program on patients with chronic disease. J Eff Clin Pract. 2001; 4:256-62.

    Lazarus, R. S. 1991. Emotional and adaptation. New York: Oxford University Press .

    - Marita P. McCabe. 2005. Mood and self esteam of persons with multiple sclerosis following an exacerbation. Journal of psychosomatic Research 59:161-

    166.

    -Sadovnick AD, Remick RA, Allen J, Swartz E, Yee IM. Depression and multiple sclerosis. Neurol. 1996; 46: 628–632.

    -Solari A, Radice D. Health Status of people with multiple sclerosis a community mail survey. Neurological Science. 2001. 22: 307-15.

     

    - Wang H- H. 2003. Association between social support and health outcomes: A meta Analysis.Kaohsiung J Med Sci 2003; 19: 345-51

     

                                             

     



تحقیق در مورد پایان نامه بررسی عوامل روانی اجتماعی موثر بر استراتژی های مقابله ای بیماران ام اس شهر همدان, مقاله در مورد پایان نامه بررسی عوامل روانی اجتماعی موثر بر استراتژی های مقابله ای بیماران ام اس شهر همدان, پروژه دانشجویی در مورد پایان نامه بررسی عوامل روانی اجتماعی موثر بر استراتژی های مقابله ای بیماران ام اس شهر همدان, پروپوزال در مورد پایان نامه بررسی عوامل روانی اجتماعی موثر بر استراتژی های مقابله ای بیماران ام اس شهر همدان, تز دکترا در مورد پایان نامه بررسی عوامل روانی اجتماعی موثر بر استراتژی های مقابله ای بیماران ام اس شهر همدان, تحقیقات دانشجویی درباره پایان نامه بررسی عوامل روانی اجتماعی موثر بر استراتژی های مقابله ای بیماران ام اس شهر همدان, مقالات دانشجویی درباره پایان نامه بررسی عوامل روانی اجتماعی موثر بر استراتژی های مقابله ای بیماران ام اس شهر همدان, پروژه درباره پایان نامه بررسی عوامل روانی اجتماعی موثر بر استراتژی های مقابله ای بیماران ام اس شهر همدان, گزارش سمینار در مورد پایان نامه بررسی عوامل روانی اجتماعی موثر بر استراتژی های مقابله ای بیماران ام اس شهر همدان, پروژه دانشجویی در مورد پایان نامه بررسی عوامل روانی اجتماعی موثر بر استراتژی های مقابله ای بیماران ام اس شهر همدان, تحقیق دانش آموزی در مورد پایان نامه بررسی عوامل روانی اجتماعی موثر بر استراتژی های مقابله ای بیماران ام اس شهر همدان, مقاله دانش آموزی در مورد پایان نامه بررسی عوامل روانی اجتماعی موثر بر استراتژی های مقابله ای بیماران ام اس شهر همدان, رساله دکترا در مورد پایان نامه بررسی عوامل روانی اجتماعی موثر بر استراتژی های مقابله ای بیماران ام اس شهر همدان

ثبت سفارش
تعداد
عنوان محصول
بانک دانلود پایان نامه رسا تسیس